Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
English
Persian
lohmannizing
غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
Other Matches
wet stowage
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
guards
صفحه محافظ روکش محافظ
guard
صفحه محافظ روکش محافظ
guarding
صفحه محافظ روکش محافظ
building up alloy
الیاژ مخصوص روکش کاری
alodine
نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
preservative coating
روکش محافظ
protective cover
روکش محافظ
facings
روکش محافظ دیوار
facing
روکش محافظ دیوار
protective layer
لایه یا روکش محافظ
obstructor
پوشاننده پنهان کننده
fence
روکش محافظ
[یا نرده]
[بویژه در اره کمانه ای ]
[مهندسی]
pickling
غوطه ور ساختن در محلول رقیق اسید
alloying constituent
ترکیب کننده الیاژ
vapor degreasing
غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
aluminize
روکش ساختن از الومینیوم
escorts
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escort
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
actuating horns
اهرمهایی که کابلهای کنترل به انهامتصل شده و توسط انها سطوح فرامین را حرکت میدهند
pattern bombing
بمباران پوشش کننده هدف بمباران پوشاننده
wire locking
بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
notobranchiate
در باب ماهیانی گفته میشود که نفس کش انها در روی پشت انها است
crash protected
دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
surge protector
محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
processor
وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
amalgamating
ملقمه
amalgamated
ملقمه
amalgamates
ملقمه
amalgams
ملقمه
amalgamate
ملقمه
amalgam
ملقمه
pull down menu
فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
poaching
دسترسی به لیست ها که فایل یا برنامه ها به منظورجستجوی اطلاعاتی که استفاده کننده مستحق دسترسی به انها نیست
amalgamation
امتزاج ملقمه
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
sinker
غوطه ور کننده مین شناورکننده مین
sinkers
غوطه ور کننده مین شناورکننده مین
shield
بدنه محافظ دیواره محافظ
shields
بدنه محافظ دیواره محافظ
transponder
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
user defined key
کلید تعریف شده توسط استفاده کننده
hot zone
ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
inundatory
پوشاننده
coverer
پوشاننده
log in name
نامی که توسط ان سیستم کامپیوتر استفاده کننده را می شناسد
user defined function
عملکردی که توسط استفاده کننده تعریف شده است
screening force
نیروی پوشاننده
covering fire
اتش پوشاننده
masking agent
عامل پوشاننده
fiducial marks
علایم پوشاننده
screening fire
اتش پوشاننده
covering barrier
مانع پوشاننده
covering tile
اجر یا تایل پوشاننده
bull
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
processor
تقسیم کننده سیگنال که توسط ریز پردازندهای در شبکه کنترل میشود
authors
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
engulf
غرق کردن در غوطه ورساختن
engulfing
غرق کردن در غوطه ورساختن
immerse
غوطه ور کردن شناور نمودن
immersed
غوطه ور کردن شناور نمودن
engulfed
غرق کردن در غوطه ورساختن
engulfs
غرق کردن در غوطه ورساختن
immerses
غوطه ور کردن شناور نمودن
immersing
غوطه ور کردن شناور نمودن
demerse
زیراب کردن غوطه دادن
source
مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
retread process
تقویت روکش روکش دوباره
occulter
صفحه پوشاننده بیم نورافکن
wrming message
پیام تشخیصی که توسط کامپایلر برای اگاهی استفاده کننده تولید میشود
prevarication
ساختن وکیل با طرف موکل افهارات دو پهلو و گمراه کننده شاهد
plunges
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunged
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunge
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
gap filler
یکان پوشاننده شکافها یارخنههای بین یکانها
insulators
عایق کننده روکش عایق
insulator
عایق کننده روکش عایق
soft keys
کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
auto lean
مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
encrust
روکش کردن
board
روکش کردن
faces
روکش کردن
boarded
روکش کردن
to do over
روکش کردن
plating
روکش کردن
plates
روکش کردن
case
روکش کردن
veneer
روکش کردن
overlaid
روکش کردن
face
روکش کردن
cases
روکش کردن
plate
روکش کردن
dispatching priority
شماره کارها برای مشخص کردن تقدم انها
cunclude
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
diachrony
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
consolidation
ادغام دو یاچند موسسه
recapped
روکش کردن لاستیک
recapping
روکش کردن لاستیک
chrome plate
روکش کردن با کروم
recap
روکش کردن لاستیک
retread
روکش کردن لاستیک
worming
روکش کردن طناب
recaps
روکش کردن لاستیک
retreads
روکش کردن لاستیک
coat
پوشاندن روکش کردن
coatings
پوشاندن روکش کردن
resurface
روکش تازه کردن
lead coat
روکش کردن سربی
resurfaced
روکش تازه کردن
resurfaces
روکش تازه کردن
metallize
روکش کردن با فلزات
coats
پوشاندن روکش کردن
re tread
روکش کردن لاستیک
coated
پوشاندن روکش کردن
bulid up
با سنگ یا اجر مسدود کردن روکش کردن
sick
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sickest
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
paintress
زنی که کارش رنگ کردن سفالینه و مانند انها است
mergers
یکی شدن دو یاچند شرکت
merger
یکی شدن دو یاچند شرکت
ligature
دو یاچند حرف متصل بهم
covers
روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover
روکش کردن پوشانیدن پوشش
aluminum coating by spraying amalgamate
روکش الومینیوم کردن امیختن
coverings
روکش کردن پوشانیدن پوشش
lot integrity
دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
steel face
روکش کردن یا روسازی کردن با فولاد
blocks
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocked
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
syndactyl
دارای دو یاچند انگشت بهم چسبیده
block
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
encase
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encases
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
revest
جامه روحانی پوشیدن روکش کردن
encased
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
carried
وام ایجاد شده در وام توسط جمع کننده
carries
وام ایجاد شده در وام توسط جمع کننده
carrying
وام ایجاد شده در وام توسط جمع کننده
carry
وام ایجاد شده در وام توسط جمع کننده
dogfight
جنگ مابین دو یاچند نفر در گوشه تنگی
bloc
جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
tacit
تعهد کنترل اسلحه بین دو یاچند کشور
blocs
جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
dogfights
جنگ مابین دو یاچند نفر در گوشه تنگی
shielding
زره کشیدن یازره پوش کردن روکش
bug
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugging
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugs
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
rem
مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
auto rich
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
target materials
مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
control lock
وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
waggonette
گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
alloys
الیاژ
copper alloy
الیاژ مس
alloy
الیاژ
readable
آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
coats
روکش کردن استر کردن
coat
روکش کردن استر کردن
coatings
روکش کردن استر کردن
coated
روکش کردن استر کردن
holding company
شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
lead base alloy
الیاژ سرب
steel aloy
الیاژ فولاد
brass
برنج الیاژ
hypereutectoid alloy
الیاژ هیپراوتکتوئیدی
aluminum alloy
الیاژ الومینیوم
ternary alloy
الیاژ سه تایی
alloying element
عنصر الیاژ
alloy
الیاژ همبسته
alloy steel
الیاژ فولاد
alloy treated steel
فولاد کم الیاژ
stainless alloy
الیاژ ضد زنگ
iron alloy
الیاژ اهن
bronzes
الیاژ مس و قلع
bronze
الیاژ مس و قلع
nickel alloy
الیاژ نیکل
unalloyed
بدون الیاژ
alloys
الیاژ همبسته
light alloy
الیاژ سبک
unalloyed
الیاژ نشده
ferro alloy
الیاژ فرو
magnetic alloy
الیاژ مغناطیسی
gun metal
الیاژ مس و قلع
superalloy
فوق الیاژ
binary alloy
الیاژ دوتایی
metal alloy
الیاژ فلز
free cutting alloy
الیاژ اتومات
heavy alloy
الیاژ سنگین
digital read out
نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
zeeman
پدیدهای که در ان هر یک ازطیفهای خطی با عبور ازمیدان مغناطیسی به دو یاچند جزء تجزیه میشوند
reventment
روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
air turbine starter
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com