English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
piggyback file فایلی که بدون اجبار به کپی مجدد ان می توان رکوردهایی را به انتهای ان اضافه نمود
Other Matches
push up stack سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
random access فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد
stacked ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stacks ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stack ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
to be a fifth wheel [to be in the way] آدم اضافه [بدون همسر] بودن [در جشنی که همه زوج دارند]
resumed شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
resuming شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
resumes شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
resume شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
warm start شروع مجدد برنامه که متوقف شده بود ولی بدون از دست دادن داده
metafile 1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
storage TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
vertical سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
overtime وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
eight bit system کم توان که CPU آن می توان کلمات هشت بیتی را پردازش کند
charge ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charges ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
eot maker Tape Of End نشانگر انتهای نوار Transmission Of End انتهای مخابره
volatility تعداد رکوردهایی که از یک سیستم کامپیوتری حذف یا لعنه می شوند در مقایسه با کل اعداد ذخیره شده
re endorsement پشت نویسی مجدد فهرنویسی مجدد
intermediate مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
lappets [حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
rating توان نامی توان قدرت
ratings توان نامی توان قدرت
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
changed فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
change فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
compulsion اجبار
obligations اجبار
compulsions اجبار
violence اجبار
cogency اجبار
compulsoriness اجبار
duress اجبار
coercion اجبار
obligation اجبار
have (got) to <idiom> اجبار
persuasion اجبار
persuasions اجبار
constraint اجبار
A jars mouth may be stopped ,a mans cannot. <proverb> در کوزه را مى توان بست اما دهان آدمى را نمى توان بست.
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
regenerates 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerating 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
constructive coercion اجبار معنوی
extorsion کره و اجبار
constrainedly ازروی اجبار
coercible اجبار پذیر
constrainable اجبار داشتنی
physical coercion اجبار مادی
volt ampere meter دستگاه اندازه گیری توان فاهری توان فاهری سنج
mini کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
work off <idiom> اجبار چیزی به حرکت
lead a merry chase <idiom> اجبار شخص به کارسخت
appearances نمود
prospect نمود
growth نمود
growths نمود
life forms زی نمود
life form زی نمود
prospects نمود
prospecting نمود
prospected نمود
phenomenon نمود
aspects نمود
aspect نمود
appearance نمود
performances نمود
performance نمود
push (someone) around <idiom> اجبار شخص درانجام کارها
pin down <idiom> اجبار شخصی دربیان واقعیت
draw (someone) out <idiom> اجبار شخص درگفتن چیزی
actescence نمود شیر
psychological make up نمود ذهنی
pseudomorphism نمود کاذب
macroscopic درشت نمود
phenomenon نمود تجلی
it had a europeanlook اروپایی می نمود
brainwashes اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
brainwash اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
brainwashed اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
pseudomorphous دارای نمود کاذب
multiphase دارای چند نمود
he proceeded to investigate it بتحقیق ان مبادرت نمود
it had a europeanlook نمود اروپایی داشت
he showed me kindness ابرازمحبت نسبت به من نمود
movable bridge پلی که میشودجابجا نمود
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
get one's own way <idiom> اجبار اشخاص برای انجام هر کاری که تو میخواهی
practicably چنانکه بتوان اجرا نمود
water exists in three phases اب درسه نمود وجود دارد
incommutably بطوریکه نتوان معاوضه نمود
country file فایلی در سیستم که پارامترها
multifile volume حجم چند فایلی
incompressibly بطوریکه نتوان متراکم یا خلاصه نمود
multifile sorting مرتب کردن چند فایلی
permanent فایلی روی دیسک سخت
active فایلی که روی آن کار انجام میشود
job فایلی که حاوی دستورات در gcl است
jobs فایلی که حاوی دستورات در gcl است
executable file فایلی که حاوی برنامه باشد و نه داده
irreversibly چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
direct objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
dead letter box فایلی برای گرفتن پیامهای غیر قابل ارسال
associated document متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
thread فایلی که یک ورودی آن حاوی آدرس و داده را دارد باشد.
associated file متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
indirect objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
threads فایلی که یک ورودی آن حاوی آدرس و داده را دارد باشد.
objecting فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objected فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
object فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
injunctions دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
injunction دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
hatchment صفحهای که نشانهای خانوادگی وسلاح شخص تازه مرده راروی ان نمود
ineradicably بطور ریشه کن نشدنی چنانکه نتوان بیخ کن یا قلع وقمع نمود
delimiting فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
delimit فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
delimited فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
readme file فایلی که حاوی آخرین اطلاعات درباره یک برنامه کاربردی باشد
delimits فایلی که موضوع یا فیلد داده با کاما جدا شده اند
binary file فایلی که حاوی برنامههای زبان ماشین است فایل دودوئی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
hyperfocal distance نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
pointer فایلی از نشانه گرها مربوط به حجم زیادی از داده ذخیره شده
trashcans نشانهای که مثل سط ل آشغال است و هر فایلی که وارد آن شود پاک میکند
trashcan نشانهای که مثل سط ل آشغال است و هر فایلی که وارد آن شود پاک میکند
pointers فایلی از نشانه گرها مربوط به حجم زیادی از داده ذخیره شده
nescience اعتقاد باینکه حقایق غایی را نمیتوان بوسیله قیاس عقلانی فکر درک نمود
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
cookie file فایلی که حاوی دادههای فایل cookie از سایت اینترنت راه دور است
final set حالتی که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافی سخت شده که بتوان قالب براری نمود
archive فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
MIDI setup map فایلی که حاوی تمام داده مورد نیاز برای بیان تنظیم MIDI Mapper باشد
thesauruses فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
thesaurus فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
documenting 1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است
document 1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است
documented 1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
BMP در گرافیک مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایلی که حاوی تصویر گرافیکی -bit map شده است
update فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
updates فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
updated فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
checksum آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
partitions فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است
partition فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است
he took my words in good part سخنان مرا بخوبی تلقی نمود از سخنان من نرنجید
propor tionably بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
printnow letter.doc DOS یا 2/OS به جای علامت 1% نام فایلی را که تایپ شده است قرار میدهدو DOC.LETTER را روی چاپگر چاپ میکند
i/o فایلی که محتوای آن از رسانه ذخیره سازی به رسانه جانبی انتقال می یابد
DLL فایلی که حاوی کتابخانهای از توابعی است که توسط برنامه دیگری قابل استفاده است
attributes هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attribute هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
logic seeking انتهای خط وط
end of line انتهای خط
end of file انتهای فایل
return نشانههای انتهای خط
depth انتهای پرز
bitter end انتهای درد
batang son انتهای کف دست
drill tang انتهای مته
cow's tail انتهای طناب
dead burned انتهای اشتعال
returning نشانههای انتهای خط
cable tail انتهای سیم
end of medium انتهای رسانه
end of message انتهای پیام
end of record انتهای مدرک
end of reel انتهای حلقه
end of volume انتهای جلد
end of transmission انتهای مخابره
returned نشانههای انتهای خط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com