English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
English Persian
supplied فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
supply فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
supplying فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
Other Matches
supplied تدارک دیدن
preparation تدارک دیدن
supplying تدارک دیدن
supply تدارک دیدن
preparations تدارک دیدن
provides تدارک دیدن
provide تدارک دیدن
make arrangements تدارک دیدن
make preparations تدارک دیدن
make provisions تدارک دیدن
preparing تدارک دیدن پستاکردن
to prepare for war تدارک جنگ دیدن
prepare تدارک دیدن پستاکردن
prepares تدارک دیدن پستاکردن
dispatchment ارسال [اعزام] [گسیل] [فرستادن ]
throughput تدارک مستقیم اماد تدارک بیواسطه
remits وجه فرستادن ارسال وجه
remitting وجه فرستادن ارسال وجه
remit وجه فرستادن ارسال وجه
remitted وجه فرستادن ارسال وجه
logistics تدارک کردن
logistic route تدارک کردن
supplying تدارک کردن
procuring تدارک کردن
supplied تدارک کردن
procures تدارک کردن
procured تدارک کردن
supply تدارک کردن
procure تدارک کردن
regenerating 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
despatched روانه کردن فرستادن
despatches روانه کردن فرستادن
despatching روانه کردن فرستادن
dispatches روانه کردن فرستادن
dispatched روانه کردن فرستادن
dispatch روانه کردن فرستادن
CSMA CD پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
ship با کشتی حمل کردن فرستادن
ship باکشتی فرستادن یا حمل کردن
ships با کشتی حمل کردن فرستادن
ships باکشتی فرستادن یا حمل کردن
visit دیدن کردن از
make a call دیدن کردن
visits دیدن کردن از
visited دیدن کردن از
disseminated توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
relegate محول کردن به جای بدتر فرستادن
relegates محول کردن به جای بدتر فرستادن
relegated محول کردن به جای بدتر فرستادن
disseminate توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
railroads با راه اهن فرستادن یا سفر کردن
disseminates توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
railroad با راه اهن فرستادن یا سفر کردن
disseminating توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
relegating محول کردن به جای بدتر فرستادن
sending ایفاد کردن فرستادن روانه کردن
send ایفاد کردن فرستادن روانه کردن
sends ایفاد کردن فرستادن روانه کردن
red concept جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
to make or pay a call از کسی دیدن کردن
look in دیدن کردن مختصر
Seeing is believing . <proverb> دیدن,باور کردن .
spots کشف کردن دیدن
unsight از دیدن محروم کردن
spot کشف کردن دیدن
shop supply وسایل لازم برای تعمیرگاه تدارک کردن تعمیرگاه
drop in اتفاقا دیدن کردن انداختن در
soothsay طالع دیدن پیشگویی کردن
ride herd on <idiom> از نزدیک دیدن وکنترل کردن
miscarry صدمه دیدن اشتباه کردن
miscarrying صدمه دیدن اشتباه کردن
miscarries صدمه دیدن اشتباه کردن
practise or tice توط ئه دیدن تعقیب کردن
dispatch ارسال کردن ارسال
despatches ارسال کردن ارسال
dispatches ارسال کردن ارسال
despatched ارسال کردن ارسال
despatching ارسال کردن ارسال
dispatched ارسال کردن ارسال
to meet half way درنیمه راه کسی را دیدن یابرخورد کردن
see for oneself از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
xmodem پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
messages روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relays ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relay ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relayed ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
message روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
overflows وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflow وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflowed وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
XON/XOFF پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
lockouts مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
jitter خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
lockout مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
scroll حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scrolls حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
preparation تدارک
water supplies تدارک اب
water supply تدارک اب
preparations تدارک
purveys تدارک
purveying تدارک
purveyed تدارک
purvey تدارک
in the pipeline [Colloquial] در تدارک
provision تدارک
asynchronous ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
replenishing تدارک مجدد
replenished تدارک مجدد
replenish تدارک مجدد
replenishes تدارک مجدد
permanent oppropriation تدارک دایمی
prepared variation واریاسیون تدارک شده
accomodation تدارک جا اثاثیه تطابق
provided scheme برنامه تدارک شده
logistics عمل تدارک یکانها
ammunition depot محل تدارک مهمات
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
reenforceŠetc نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
send in وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
corrects روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correct روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
point of sale سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
remitted ارسال کردن
remitting ارسال کردن
consigning ارسال کردن
remits ارسال کردن
disseminating ارسال کردن
transmissions ارسال کردن
transmission ارسال کردن
disseminated ارسال کردن
remit ارسال کردن
disseminate ارسال کردن
consigns ارسال کردن
forwarded ارسال کردن
forward ارسال کردن
consign ارسال کردن
pumped ارسال کردن
pumps ارسال کردن
pump ارسال کردن
disseminates ارسال کردن
consigned ارسال کردن
obligated stocks کالای تضمین شده یا تعهدشده از نظر تدارک
limited distance modem وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
despatching ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatched ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatched ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatch ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatches ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatches ارسال کردن حمل مخابره کردن
backward تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backwards تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
despatching مخابره کردن ارسال
dispatches مخابره کردن ارسال
dispatched مخابره کردن ارسال
dispatch مخابره کردن ارسال
despatched مخابره کردن ارسال
despatch ارسال کردن اعزام
despatches مخابره کردن ارسال
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
synchronous پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
into plane service تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
posts ارسال سریع پست کردن
post- ارسال سریع پست کردن
post ارسال سریع پست کردن
posted ارسال سریع پست کردن
packet یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
packets یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
upload 1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
destinations محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
block shipment ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
destination محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
turnkey system سیستم کامپیوتری که قبلا"تدارک دیده شده و برای استفاده اماده است
idlest نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idle نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
parallelled بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleled بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallels بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
kermit پروتکل ارسال فایل هنگام بار کردن داده با مودم
clearer آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clears آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clearest آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
parallelling بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
clear آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com