English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
business activity فعالیت بازرگانی
Search result with all words
business cycle دور فعالیت بازرگانی
Other Matches
stirrings فعالیت
stirred فعالیت
activation فعالیت
activeness فعالیت
actuality فعالیت
stirs فعالیت
stir فعالیت
functioned فعالیت
function فعالیت
exercises فعالیت
exercised فعالیت
acting فعالیت
exercise فعالیت
activities فعالیت
functions فعالیت
activity فعالیت
ventures فعالیت اقتصادی
activity analysis تحلیل فعالیت
inaction بدون فعالیت
somatotonic فعالیت گرا
turn over عایدی فعالیت
event عمل یا فعالیت
activity rate نرخ فعالیت
somatotonia فعالیت گرایی
optical activity فعالیت نوری
events عمل یا فعالیت
random activity فعالیت تصادفی
politicking فعالیت سیاسی
venture فعالیت اقتصادی
ventured فعالیت اقتصادی
venturing فعالیت اقتصادی
activity chart نمودار فعالیت
operant فعالیت کننده
activation به فعالیت دراوردن
advertising campaign فعالیت تبلیغاتی
inactivity عدم فعالیت
reactivation فعالیت مجدد
publicity drive فعالیت تبلیغاتی
auxiliary activity فعالیت فرعی
on stream درحال فعالیت
off year سال کم فعالیت
low activity فعالیت پایین
hey day روز پر فعالیت
cerebration فعالیت مغزی
critical activity فعالیت بحرانی
activating به فعالیت پرداختن
activates به فعالیت پرداختن
operating level سطح فعالیت
activity wheel گردونه فعالیت
activity time زمان هر فعالیت
activity coefficient ضریب فعالیت
activate به فعالیت پرداختن
activity cycle چرخه فعالیت
operational environment محیط فعالیت
activated به فعالیت پرداختن
activity drive سائق فعالیت
activity ratio نسبت فعالیت
activity quotient بهر فعالیت
activity of soil فعالیت خاک
activity light چراغ فعالیت
emporetic بازرگانی
mercantile agent بازرگانی
merchantry بازرگانی
mercantile بازرگانی
commerce بازرگانی
relating to business <adj.> بازرگانی
business <adj.> بازرگانی
commercial <adj.> بازرگانی
for-profit <adj.> بازرگانی
corporate [commercial] <adj.> بازرگانی
trade بازرگانی
commercial بازرگانی
traded بازرگانی
trading بازرگانی
class ii activity فعالیت امادی طبقه 2
background فعالیت ارتباط دادهای
activity sampling نمونه گیری از فعالیت
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
spheres مرتبه حدود فعالیت
class i activity فعالیت امادی طبقه 1
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
electioneer فعالیت انتخاباتی کردن
backgrounds فعالیت ارتباط دادهای
slumping کاهش فعالیت رکود
slumped کاهش فعالیت رکود
slump کاهش فعالیت رکود
gross motor activity فعالیت حرکت عمده
slumps کاهش فعالیت رکود
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
sphere مرتبه حدود فعالیت
muzzles مانع فعالیت شدن
in the swim <idiom> درکاری فعالیت داشتن
forms سابقه فعالیت اسب
self activity فعالیت خود بخود
seismism فعالیت لزرشی وارتعاشی
orbits دور حدود فعالیت
formed سابقه فعالیت اسب
form سابقه فعالیت اسب
muzzling مانع فعالیت شدن
byways کار یا فعالیت جنبی
keep the ball rolling <idiom> اجازه فعالیت دادن
muzzled مانع فعالیت شدن
orbited دور حدود فعالیت
trade cycle دوره فعالیت تجاری
orbit دور حدود فعالیت
pickup تجدید فعالیت چیدن
byway کار یا فعالیت جنبی
efficiency فعالیت مفید بازده
muzzle مانع فعالیت شدن
board of trade هیئت بازرگانی
trade secret اسرار بازرگانی
commercial revolution انقلاب بازرگانی
foreign trade بازرگانی خارجی
domestic trade بازرگانی داخلی
commercial tax مالیات بازرگانی
trade mark علامت بازرگانی
trade deficit کسری بازرگانی
idiograph نشان بازرگانی
internal trade بازرگانی داخلی
trade secrets اسرار بازرگانی
quasi commercial شبه بازرگانی
quasi commercial نیمه بازرگانی
sea borne commerce بازرگانی دردریا
union <adj.> اتحادیه بازرگانی
merchantman کشتی بازرگانی
merchant marine ناوگان بازرگانی
mercantilism سیاست بازرگانی
volume of trade حجم بازرگانی
mart مرکز بازرگانی
maritime commerce بازرگانی دریایی
commercial representative نمایندگی بازرگانی
businesses موسسه بازرگانی
trade union اتحادیه بازرگانی
chamber of commerce اتاق بازرگانی
trade unions اتحادیه بازرگانی
board of trade وزارت بازرگانی
chamber of commerce اطاق بازرگانی
business union اتحادیه بازرگانی
bill exchange برات بازرگانی
balance of trade تراز بازرگانی
bilateral trade بازرگانی دو طرفه
business fluctuations نوسانات بازرگانی
business cycle دور بازرگانی
business enterprise بنگاه بازرگانی
business موسسه بازرگانی
trade fair نمایشگاه بازرگانی
trades unions اتحادیه بازرگانی
commercial banks بانکهای بازرگانی
trade fairs نمایشگاه بازرگانی
jobbing واسطه بازرگانی
commercial attache وابسته بازرگانی
commercially از راه بازرگانی
emporiums مرکز بازرگانی
emporia مرکز بازرگانی
emporium مرکز بازرگانی
commercial policy سیاست بازرگانی
merchant banks بانک بازرگانی
chamber of trade اتاق بازرگانی
merchant bank بانک بازرگانی
commercial bank بانگ بازرگانی
scope for one's energies میدان برای ابراز فعالیت
to work at a high pressure با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
biological half time زمان فعالیت یک عامل میکروبی
biogenic محصول فعالیت موجودات زنده
extra-curricular فعالیت جنسی خارج از ازدواج
work in با فعالیت و کوشش راه بازکردن
activation کنش ور سازی ایجاد فعالیت
activating effect of functional group گروه زیاد کننده فعالیت
precipitancy شتابزدگی عمل یا فعالیت رسوبی
precipitance شتابزدگی عمل یا فعالیت رسوبی
activity designator شاخص فعالیت یکان یا قسمت
hyperactive دارای فعالیت بیش ازاندازه
abuzz <adj.> پر از سرو صدا، فعالیت و هیجان
take the bull by the horns <idiom> چند نوع فعالیت داشتن
force activity designator شماره ترتیب فعالیت یکان
early start زودترین زمان شروع یک فعالیت
hyperthyroid ازدیاد فعالیت غذه درقی
gastrovascular دارای فعالیت درمعده ورگها
latest finish time دیرترین زمان ختم یک فعالیت
early finish زودترین زمان ختم یک فعالیت
pyrochemical وابسته به فعالیت شیمیایی درگرمای زیاد
pyroclastic تشکیل شده در اثر فعالیت اتشفشانی
home range جای محدود برای فعالیت حیوانات
biological half time زمان امکان فعالیت عامل میکربی
thermodynamics مبحث فعالیت مکانیکی ورابطه ان باحرارت
clip someone's wings <idiom> محدود کردن فعالیت یاامکانات شخصی
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
commercial intercourse معامله یا مراوده بازرگانی
mentoring مرشدی [تجارت و بازرگانی]
firms کارخانه موسسه بازرگانی
master mariner ناخدای کشتی بازرگانی
hanse اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
firmest کارخانه موسسه بازرگانی
maritime وابسته به بازرگانی دریایی
firmer کارخانه موسسه بازرگانی
trade journal روزنامه یا مجله بازرگانی
broker واسطه معاملات بازرگانی
firm کارخانه موسسه بازرگانی
business transaction داد و ستد بازرگانی
brokering واسطه معاملات بازرگانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com