English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
Other Matches
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
particularity دارای خصوصیات معینی خصوصیات برجسته
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
import 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
blow up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
paticular خصوصیات
characteristics خصوصیات
specifications خصوصیات
pattern خصوصیات
specification خصوصیات
identity خصوصیات
identities خصوصیات
patterns خصوصیات
particular خصوصیات
target description خصوصیات هدف
feature خصیصه خصوصیات
aircraft specification خصوصیات هواپیما
features خصیصه خصوصیات
strength properties خصوصیات استحکام
physical characteristics خصوصیات زمین
patterns خصوصیات فردی
racialism خصوصیات نژادی
profile نیمرخ خصوصیات
profiles نیمرخ خصوصیات
military specifications خصوصیات نظامی
personalism خصوصیات شخص
profiling نیمرخ خصوصیات
featuring خصیصه خصوصیات
profiled نیمرخ خصوصیات
pattern خصوصیات فردی
featured خصیصه خصوصیات
particulars جزئیات خصوصیات مشخصات
volcanism شرایط و خصوصیات اتشفشانی
quirks خصوصیات تغییر ناگهانی
quirk خصوصیات تغییر ناگهانی
hypnogogic دارای خصوصیات خواب
characters of economic growth خصوصیات رشد اقتصادی
bathymetry اندازه گیری خصوصیات اب
personality اخلاق و خصوصیات شخص
personalities اخلاق و خصوصیات شخص
bisexuality داشتن خصوصیات نر وماده
hypnagogic دارای خصوصیات خواب
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
quirk تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
bisexuals دارای خصوصیات جنس نر وماده
impalpability دارای خصوصیات لمس ناپذیری
description لیست داده ها و خصوصیات آنها
karyotype مجموعه خصوصیات کروموزمی موجودات
descriptions لیست داده ها و خصوصیات آنها
purchase description خصوصیات جنس مورد نیازخرید
capsular دارای خصوصیات کپسول مجوف
bisexual دارای خصوصیات جنس نر وماده
cryogenic memory استفاده از خصوصیات هدایت مواد
physical characteristics مشخصات زمین خصوصیات بدنی
stand off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
feminize دارای خصوصیات زنانه شدن
stand-off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
stand-offs خصوصیات جنگ افزار هواپیما
quirks تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
ballistics شناسایی خصوصیات منحنی مسیرگلوله
technical characteristics خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
men افراد
trooping افراد
personnel افراد
troop افراد
enlisted personnel افراد
enlistedman افراد
trooped افراد
performances قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
pl/ حاوی خصوصیات FORTRAN, COBOL, ALGOL
wellborn نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
interactive قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
heredity رسیدن خصوصیات جسمی وروحی بارث
performance قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
liberty men افراد مرخصی
service club باشگاه افراد
category طبقه افراد
filler personnel افراد جایگزینی
roll call نامیدن افراد
withindoors افراد داخل
enlistee افراد داوطلب
cognoscenti افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
platoon جوخهء افراد
equal status persons افراد همپایه
personnel status وضع افراد
head counts جمع افراد
packed out پر و مملو از افراد
enlisted personnel طبقه افراد
platoons جوخهء افراد
head count جمع افراد
top-level افراد عالیرتبه
inheritances انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritance انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
troops افراد قسمتها سربازان
aptitude area حیطه قابلیت افراد
noncombatant افراد غیر نظامی
cimmerian افراد کشور فلمات
morale روحیه افراد مردم
commandos افراد نیروی مخصوص
close station افراد بدو مرخص
special olympics المپیک افراد استثنایی
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
rouse out بیدار کردن افراد
receptee افراد مورد پذیرش
posse comitatus دسته افراد پلیس
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
avast افراد به جای خود
bachelor quarters منازل افراد مجرد
commando افراد نیروی مخصوص
billet slip کارت محلهای افراد
billet slip لوحه اسکان افراد
coachload افراد سوار بر درشکه
transfer station محل اعزام افراد
family size تعداد افراد خانواده
top-level توسط افراد عالیرتبه
favouritism افراد مورد توجه
play the field <idiom> با افراد مختلفی قرارگذاشتن
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
condemns محکوم کردن افراد
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
condemn محکوم کردن افراد
condemning محکوم کردن افراد
dependents افراد تحت تکفل
target audience افراد مورد نظر
part owners افراد شریک المال
the common wealth of learning افراد اهل علم
personal error خطاهای انفرادی افراد
transfer station محل انتقال افراد
blueprint کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
blueprints کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
trailer آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
trailers آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
electrostatic مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
dopant مین آن با خصوصیات نوع n یا p به قط عاتی تبدیل شده است
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
personal salute تیر سلام برای افراد
assembly محل بسیج افراد احتیاط
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
posse دسته افراد پلیس جماعت
Certain notorious ( dubious ) characters . عده افراد معلوم الحال
posses دسته افراد پلیس جماعت
charters بین افراد دلالت کند
chartering بین افراد دلالت کند
charter بین افراد دلالت کند
chartered بین افراد دلالت کند
life line طناب اتصال افراد به یکدیگر
huddling ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddled ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddle ازدحام اجتماع افراد یک تیم
intransit strenth افراد در حال حرکت یا انتقال
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
aptitude area حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
troop housing کوی درجه داران یا افراد
biographical intelligence اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
whom it may concern برای اطلاع افراد ذیربط
Applicants flooded in. سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
leatherneck جزو افراد تفنگداران دریایی
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
roll call حاضر و غایب کردن افراد
lockstep پیشروی افراد پشت سریکدیگر
premises خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
peripheral قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
standards خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
ccitt v. در ارتباطات داده سری ای ازاستانداردها است که خصوصیات رابط را توصیف میکند
local color رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
silicon عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
CSE آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
package مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
packages مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
interrupts لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupting لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupt لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
multifunction صفحه مدار جانبی که خصوصیات زیادی برای هنگنام سازی کامپیوتر دارد
machined یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
packaged مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
individualism اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com