Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
reading room
قرائت خانه
reading rooms
قرائت خانه
Other Matches
pericope
قرائت
readings
قرائت
readership
قرائت
reading
قرائت
direct reading
قرائت مستقیم
reads
قرائت کردن
read
قرائت کردن
picking belt
نوار قرائت
reading room
اتاق قرائت
interlocution
قرائت یااواز
reading rooms
اتاق قرائت
orthoepist
قرائت دادن
accented
طرز قرائت
accent
طرز قرائت
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
targetted
نقطه برداشت یا قرائت
intonation
طرز قرائت تلفظ
intonations
طرز قرائت تلفظ
lectern
میز مخصوص قرائت
targeting
نقطه برداشت یا قرائت
targeted
نقطه برداشت یا قرائت
lecterns
میز مخصوص قرائت
targetting
نقطه برداشت یا قرائت
unread
قرائت نشده بیسواد
scansion
قرائت شعر باوزن
target
نقطه برداشت یا قرائت
targets
نقطه برداشت یا قرائت
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
direct reading dial
درجه بندی برای قرائت مستقیم
lectionary
صورت ایاتی که درکلیسا قرائت میشود
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
declamatory
مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
quadrantal error
اشتباه قرائت دستگاه جهت یاب هواپیما
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
roamer
کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
deacons
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacon
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
range
یک خانه یا تعدادی خانه
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb
خانه خانه کردن
reader
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
readers
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
magnetic deviation
میزان خطای قرائت عقربه مغناطیسی خطای عقربه
equation of time
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
domiciles
خانه
domicile
خانه
pigeon hole
خانه
pigeon-hole
خانه
shacks
خانه
lodge
خانه
lodged
خانه
double-fronted
خانه دو در
shack
خانه
lodges
خانه
unsheltered
<adj.>
بی خانه
pigeon-holes
خانه
pieds-a-terre
خانه
alveolate
خانه خانه
cellulated
خانه خانه
cloisonne
خانه خانه
lar
خانه
tersellated
خانه خانه
furnace house
خانه
her house
خانه اش
her house
خانه ان زن
materfamilias
زن خانه
quarterage
خانه
houseless
بی خانه
i was under his roof
در خانه
within doors
در خانه
dwellings
خانه
honeycomb
خانه خانه
pied-a-terre
خانه
honeycombs
خانه خانه
housing
خانه ها
roommate
هم خانه
roommates
هم خانه
door to door
خانه به خانه
door-to-door
خانه به خانه
cellular
خانه خانه
checkered
خانه خانه
dwelling
خانه
houseroom
جا در خانه
lares
خانه
rooms
خانه
sockets
خانه
house
خانه
houses
خانه
socket
خانه
homes
خانه
housed
خانه
home
خانه
cell
خانه
cells
خانه
room
خانه
houseroom
اتاق خانه
butler pantry
ابدار خانه
coach house
درشکه خانه
chequer
خانه شطرنج
coach house
کالسکه خانه
dwelling house
خانه مسکونی
houseboy
خانه شاگرد
camera obscura
تاریک خانه
caserne
سرباز خانه
houseproud
خانه سرفراز
houseproud
دلخوش به خانه
houseboys
خانه شاگرد
chancery
دفتر خانه
chop house
خوراک خانه
cabana
خانه کوچک
coffee house
قهوه خانه
homeowner
صاحب خانه
domatophobia
خانه هراسی
domicil
مقر خانه
domiciliary
مربوط به خانه
boathouses
قایق خانه
domiciliate
خانه مسکن
door lock
کلید خانه
boathouse
قایق خانه
dwelling construction
خانه سازی
earth house
خانه زیرزمینی
quarters
محل خانه ها
disorderly house
فاحشه خانه
disorderly house
خانه بدنام
coffee shop
قهوه خانه
coffeehouse
قهوه خانه
convalescent home
نقاهت خانه
house arrest
بازداشت در خانه
custom house
گمرک خانه
dacha
خانه ییلاقی
delivery to the home
تحویل در خانه
homeowners
صاحب خانه
home-grown
محصول خانه
dishouse
بی خانه کردن
coffee room
خوارک خانه
domestic
خانه دار
schoolhouses
خانه مدیراموزشگاه
canteen
سفره خانه
canteens
سفره خانه
observatories
رصد خانه
observatory
رصد خانه
menage
خانه داری
builder
خانه ساز
schoolhouse
خانه مدیراموزشگاه
refinery
تصفیه خانه
boy
خانه شاگرد
boys
خانه شاگرد
cottage
خانه روستایی
cottages
خانه روستایی
houseboat
خانه قایقی
houseboats
خانه قایقی
refineries
تصفیه خانه
builders
خانه ساز
home
خانه دادن
loony bin
دیوانه خانه
baby house
عروسک خانه
bawdy house
جنده خانه
bawdy house
فاحشه خانه
bindery
صحاف خانه
bookbindery
صحاف خانه
bordel
فاحشه خانه
brick yard
اجرپز خانه
loony bins
دیوانه خانه
armory
اسلحه خانه
department
وزارت خانه
departments
وزارت خانه
The house burned down .
خانه سوخت
Outside the house.
بیرون از خانه
homes
خانه دادن
active cell
خانه کاری
homes
بطرف خانه
alveolus
شش خانه حبابچه
housework
کار خانه
wash house
رختشوی خانه
insectary
حشره خانه
spence
ابدار خانه
secretariate
دبیر خانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com