Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 270 (50 milliseconds)
English
Persian
cease
قطع کردن عملیات
ceased
قطع کردن عملیات
ceases
قطع کردن عملیات
ceasing
قطع کردن عملیات
Search result with all words
abort
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborting
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborts
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
feint
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feinted
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feinting
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feints
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
circuit
یچ کردن عملیات انجام میدهد
circuits
یچ کردن عملیات انجام میدهد
reprisal
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisals
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
rehearsal
تمرین کردن عملیات
rehearsals
تمرین کردن عملیات
maneuvred
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvred
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvring
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
batch
با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
batches
با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
phasing
مرحله بندی کردن عملیات
logging
عملی باز کردن عملیات در یک سیستم
open
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
reconnoitered
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitering
عملیات اکتشافی کردن
reconnoiters
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitre
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitred
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitres
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitring
عملیات اکتشافی کردن
algebra
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
costing
مشخص کردن هزینه عملیات
demonstration
تظاهر به انجام عملیات کردن
demonstrations
تظاهر به انجام عملیات کردن
coach
رهبری عملیات ورزشی را کردن
coached
رهبری عملیات ورزشی را کردن
coaches
رهبری عملیات ورزشی را کردن
mirror
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
scout
عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scouted
عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scouts
عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
aircraft turn around
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
clearing operations
عملیات پاک کردن مین
cyaniding
عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
escape character
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
exploratory hunting
عملیات اکتشافی و خنثی کردن مین یا مین روبی
interdict
ممانعت کردن اجرای عملیات ممانعتی
interdiction
ممانعت کردن عملیات یا اتش ممانعتی
master clear
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
mine watching
عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
notron utilities
مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
passing action
عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
power down
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
prepare for action
حاضر به عملیات شدن حاضر به تیر کردن
reconnoiter
عملیات اکتشافی کردن
ship to shore
حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
tasking
سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
Other Matches
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air operations
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
statements
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagating
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air-sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
treatment
عملیات
treatments
عملیات
operations
عملیات
op
عملیات
operation
عملیات
operation center
مرکز عملیات
infiltration
عملیات نفوذی
operation manager
مدیر عملیات
combat information center
اطاق عملیات
operation map
نقشه عملیات
operation overlay
کالک عملیات
operationally ready
حاضر به عملیات
operations personal
پرسنل عملیات
operating program
برنامه عملیات
delay
عملیات تاخیری
action
جنگ عملیات
action
عملیات جنگی
sabotaged
عملیات تخریبی
sabotage
عملیات تخریبی
amphibious operation
عملیات اب خاکی
actions
جنگ عملیات
actions
عملیات جنگی
process chart
نقشه عملیات
preliminary treatment
عملیات مقدماتی
delays
عملیات تاخیری
delaying
عملیات تاخیری
subversive
عملیات براندازی
phases
مرحله عملیات
operations research
تحقیق در عملیات
over the beach operations
عملیات ساحلی
phasing
مراحل عملیات
over the beach operations
عملیات کرانهای
destructive operation
عملیات مخرب
offensives
عملیات افندی
offensive
عملیات افندی
spial
عملیات جاسوسی
assistant chief of staff, g (operations
معاونت عملیات
scope
منظور از عملیات
scope
هدف عملیات
autonomous operation
عملیات مستقل
espial
عملیات جاسوسی
finishing
عملیات تکمیل
operations room
اتاق عملیات
counter battery
عملیات ضد اتشبار
area of operation
منطقه عملیات
phased
مرحله عملیات
phase
مرحله عملیات
flow charts
شمای عملیات
war room
اتاق عملیات
flow chart
شمای عملیات
arithmetic operation
عملیات حسابی
plan of action
طرح عملیات
deputy for operations
معاونت عملیات
sabotages
عملیات تخریبی
hostility
عملیات خصمانه
initiative
ابتکار عملیات
limiting operation
عملیات محدودکننده
conversational operation
عملیات محاورهای
air operations
عملیات هوایی
airborne battlefield
عملیات هوابرد
scene of action
صحنه عملیات
campaign
عملیات جنگی
campaigned
عملیات جنگی
action deferred
تامل در عملیات
parallel operation
عملیات موازی
dry run
عملیات جنگی
region
ناحیه عملیات
rehearsal
تکرار عملیات
initiatives
ابتکار عملیات
covert operations
عملیات مخفی
countermine
عملیات ضد مین
counter military
ضد عملیات نظامی
covert operations
عملیات پنهانی
divert action
عملیات مخالف
manual operation
عملیات دستی
logical operations
عملیات منطقی
rescue operation
عملیات نجات
rehearsals
تکرار عملیات
regions
ناحیه عملیات
campaigning
عملیات جنگی
business type operation
عملیات تجارتی
delay action
عملیات تاخیری
earthworks
عملیات خاکی
concrete operations
عملیات عینی
pseudooperation
شبه عملیات
concept of operations
تدبیر عملیات
delaying action
عملیات تاخیری
serial operation
عملیات سری
psychological operations
عملیات روانی
computer operation
عملیات کامپیوتر
sabotaging
عملیات تخریبی
radius
شعاع عملیات
subversives
عملیات براندازی
closing
خاتمه عملیات
campaigns
عملیات جنگی
earth work
عملیات خاکی
continuity of operations
تسلسل عملیات
continuity of operations
مداومت عملیات
nature of the operation
ماهیت عملیات
night operations
عملیات شبانه
airmobile operations
عملیات هوارو
electrochemical treatment
عملیات الکتروشیمایی
hostilities
عملیات خصمانه
denial operations
عملیات ممانعتی
autonomous operation
عملیات ازاد
external operation
عملیات خارجی
string operation
عملیات رشتهای
block operation
عملیات بلوک
hot dogging
عملیات نمایشی
heat treatment
عملیات حرارتی
base of operations
پایگاه عملیات
Counter – espionage operations k.
عملیات ضد جاسوسی
Military operations.
عملیات نظامی
base operation
عملیات پایگاهی
building operations
عملیات ساختمانی
formal operations
عملیات صوری
synchronous operation
عملیات همزمان
terminal operations
عملیات بارانداز
terrain
زمین عملیات
terminal operations
عملیات اسکلهای
offenses
عملیات افندی
offenses
عملیات تعرضی
offence
عملیات افندی
immediate action
عملیات فوری
harassing actions
عملیات ایذایی
offence
عملیات تعرضی
chemical operations
عملیات شیمیایی
centre of activities
مرکز عملیات
global operation
عملیات سراسری
business type operation
عملیات کامپیوتری
theater of operations
صحنه عملیات
counter-espionage
عملیات ضدجاسوسی
flight operations
عملیات پرواز
counter espionage
عملیات ضدجاسوسی
f.of operations
حوزه عملیات
Construction works .
عملیات ساختمانی
surface treatment
عملیات سطحی
thermal treatment
عملیات گرمایی
contingency plan
طرح عملیات احتمالی
feint
تظاهر به عملیات تظاهرات
logs
ضبط مجموعهای از عملیات
feinted
تظاهر به عملیات تظاهرات
surface treatment
عملیات سطح رویه
airmobile operations
عملیات متحرک هوایی
operations analysis
تجزیه و تحلیل عملیات
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
operations detachment
قسمت مسئول عملیات
containing action
عملیات احاطهای بازدارنده
hot working die
ابزار عملیات حرارتی
zero hour
ساعت شروع عملیات
operations detachment
عنصرعملیات رسد عملیات
electroplating shop
کارگاه عملیات گالوانیزهای
search and rescue
عملیات تجسس و نجات
hot working steel
فولاد عملیات حرارتی
task force
نیروی اجرای عملیات
log
ضبط مجموعهای از عملیات
amphibious demonstration
عملیات اب خاکی نمایشی
joint amphibious operations
عملیات مشترک اب خاکی
guides
کشتی فرماندهی عملیات
retirement
عملیات عقب روی
feinting
تظاهر به عملیات تظاهرات
task forces
نیروی اجرای عملیات
guided
کشتی فرماندهی عملیات
computer operations manager
مدیر عملیات کامپیوتر
amphibious squadron
گردان عملیات اب خاکی
guide
کشتی فرماندهی عملیات
concept of operations
روش اجرای عملیات
internal
عملیات ریاضی ALU
open market operations
عملیات بازار ازاد
amphibious demonstration
عملیات نمایشی اب خاکی
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
road reconnaissance
عملیات شناسایی جاده ها
floating point operation
عملیات ممیز شناور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com