English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (3 milliseconds)
English Persian
Be of good courage . قوت قلب داشته باشید
Search result with all words
be a man مردانگی داشته باشید
he had need remember بایستی بخاطر داشته باشید
i insist on your being present جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
keep your peck up جرات داشته باشید
You can rest assured. خاطر جمع باشید (اطمینان خاطر داشته باشید )
Would you care for a cup of coffee? آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
Other Matches
delta clock که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
One day I want to have a horse of my very own. روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
hurry up زود باشید
mind your eye ملتفت باشید
look sharp زود باشید
perhaps you have seen it شاید انرادیده باشید
depend upon it خاطر جمع باشید
you may rest assured میتوانید مطمئن باشید
Please make yourself comfortable. لطفا" راحت باشید
you might have come باید امده باشید
live it up <idiom> روز خوبی راداشته باشید
you have perhaps seen it شاید انرا دیده باشید
readies حاضربه تیر حاضر باشید
readying حاضربه تیر حاضر باشید
ready حاضربه تیر حاضر باشید
stick to your work بکار خود مشغول باشید
on guard اماده برای دفاع باشید
dont care a rap ذرهای باک نداشته باشید
dont care a rap هیچ پروا نداشته باشید
perhaps you have seen it ممکن است انرادیده باشید
look to your manner موافب اطوار خود باشید
god speed you کامیاب شوید موفق باشید
leave me alone کاری بمن نداشته باشید
readied حاضربه تیر حاضر باشید
Be quiet so as not to wake the others. ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
Would you wait for me, please? ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
mind your p's and qs در گفتار و کردار خود بهوش باشید
you have perhaps seen it ممکن است انرا دیده باشید
i give you my world for it قول میدهم اینطور باشد مطمئن باشید
You really ought to take better care of yourself. شما واقعا باید بهترمراقب خودتان باشید.
be patient to all men با همه مردم شکیبا باشید نسبت بهمه بردباریاصبورباشید
mix up, caution موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
salvos در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home . اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
pan در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pans در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan- در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
Can you watch the dog for us this weekend? آیا شماها می توانید آخر این هفته مواظب این سگ باشید؟
standbys منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
standby منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
in prospect انتظار داشته
keep your peck up دل داشته باشد
hydroxide داشته باشد
kept نگاه داشته
in prospective انتظار داشته
worksheet ی داشته باشد
tripods چیزی که سه پایه داشته
tripod چیزی که سه پایه داشته
he has passed the chair ریاست داشته است
if any اگر داشته باشد
you bet یقین داشته باش
the u kingdom کشوری که پادشاه داشته باشد
pent up دریک جا نگاه داشته شده
Be patient . صبر داشته باش ( حوصله کن )
As much as you wish to have . هر قدر که میل داشته با شید
par for the course <idiom> تنها چیزیکه انتظار داشته
frothily بی انکه مغزیامعنی داشته باشد
irrelatively بی انکه وابستگی داشته باشد
Keep an eye on things. هوای کاررا داشته باش
He has become too big for his boots. He is getting above himself . هوا( یابو ) ورش داشته
the u states کشوری که پادشاه داشته باشد
ineffectively بی انکه اثری داشته باشد
safe format عملیات فرمت که داده موجود را خراب نمیکند ودرصورتی که یسک اشتباه را فرمت کرده باشید امکان ترمیم داده وجود دارد
irrelevantly بدون اینکه وابستگی داشته باشد
off the point بدون اینکه وابستگی داشته باشد
it is in good keep خوب نگاه داشته یاحفافت شونده
roundelay تصنیف یاسرودی که برگردان داشته باشد
eye cup فرفی که چشم رادران نگاه داشته
incomparably بدون اینکه نظر داشته باشد
unauthorized آنچه باید مجوز داشته باشد
numbly بی انکه حس داشته باشد یا تکان خورد
I'd like to have a place of my own [to call my own] . من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
for no p reason بی انکه دلیل خاصی داشته باشد
parallelling اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallels اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel اگر به توجه نیاز داشته باشند
It is immaterial how rich he may be . مهم نیست چقدر ثروت داشته با شد
paralleled اگر به توجه نیاز داشته باشند
carbuncles لعلی که تراش محدب داشته باشد
paralleling اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelled اگر به توجه نیاز داشته باشند
carbuncle لعلی که تراش محدب داشته باشد
ukase فرمان امیراتور که قوت قانونی داشته
Make sure the statuette doesnt topple over . هوای مجسمه را داشته باش که نیافتد
Moderation in all things. <proverb> در همه چیز اعتدال داشته باش.
walk (all) over <idiom> انجام هرکاری که دوست داشته باشه
gazebo عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد
large ship کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
nutritively چنانکه قوت دهدیا غذائیت داشته باشد
reefers خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
four in hand گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
fieldsman کسیکه دربازی توپ رانگاه داشته برمیگرداند
corporate town شهری که حقوق بلدی داردومیتواندشهرداری داشته باشد
corporator گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
reefer خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
four by four خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد
nutritiously چنانکه قوت دهد یا غذائیت داشته باشد
harpy جانوری که تن ورخسار زن وبال وچنگال مرغ را داشته
pointlessly بی انکه معنی ویژه یا لطفی داشته باشد
Whay keep a dog and bark yourself?. <proverb> چرا سگ نگه داشته اى و خود پارس مى کنى؟.
titular charge daffaires کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
inefficaciously ناسودمندانه بی انکه سودیا فایدهای داشته باشد
You cannot have it both ways . <proverb> نمى توانى هم این را داشته باشى هم آنرا .
actual job [job held] [occupation held] پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
on occasion لدی الاقتضا هر وقت موقعیت داشته باشد
harpies جانوری که تن ورخسار زن وبال وچنگال مرغ را داشته
set in <idiom> تغییرات آب وهوا شروع وممکنه ادامه داشته باشد
What effect do you think the changes will have on you? فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
fractional reserve banking بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد
lagan کالایی که درته دریابا گویهای نگاه داشته باشد
alternate که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
chimera جانوری که سرشیر وبدن ببرودم مار داشته است
boroughs شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
chimaera جانوری که سرشیر وبدن ببرودم مار داشته است
pay d. خاک زرداریاسیم دارکه شستن ان صرف داشته باشد
borough شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
chimeras جانوری که سرشیر وبدن ببرودم مار داشته است
Shoppers were scrambling to get the best bargains. خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
toneme لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
alternated که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
love thy neighbour as thyself همسایه یا نوع خود را مانندخود دوست داشته باش
alternates که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
lugger زورق بادبانی که یک یا چندبادبان چهار گوش داشته باشد
convalescent center یکان بهداری که فرفیت 0051 تختخواب را داشته باشد
I don't think there's any question about it. من فکر نمی کنم که در مورد آن تردیدی وجود داشته باشد.
to drag in a subject موضوعی رابدون انکه ضرورت داشته باشد بمیان اوردن
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
nominative subject اسم یا ضمیری که بعلت میندبودن حالت فاعلی داشته باشد
That's the end of our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
So much for our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
over crowding تعداد ساکنین از میزانی که قانون مسکن مقرر داشته است
few تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
fewest تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewer تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
cons در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
controlling company موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powered منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
rates بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
rate بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
powers منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powering منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
nunc pro tunc حکم یا سند جدید الصدور که نسبت به گذشته تاثیر داشته باشد
interlocking directorate حالتی که شخص واحد ریاست چندین کمپانی رقیب را داشته باشد
conning در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
conned در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
quantum meruit هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد در دعوی کارگربر کارفرما
con در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
autos امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
addressing بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
fixes فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
auto امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
identities تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
fix فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
identity تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
to reinvent the wheel <idiom> هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
doubled up درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
doubled درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
universal time زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
double درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
reserving مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserves مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserve مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
id کلمه رمز یا کلمهای کاربری را مشخص میکند تا به سیستم دستیابی داشته باشد
distaff التی که گلوله پشم نریشته راروی ان نگاه داشته و پس ازریشتن بدور دوک می پیچند
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
oddest سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
customs of war اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست
monitors مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
password کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد
passwords کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد
monitored مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
odd سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
nonaligned که به درستی در ارتباط با یکیدرگ قرار نگرفته اند تا کار این بهینه داشته باشند
odder سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
gem-set rug قالچه جواهر نشان [بیشتر در هند رواج داشته و قدمت آن به بیش از صد سال می رسد.]
addressable ترمینالی که دادهای را می پذیرد که آدرس صحیح و شماره شناسایی در ابتدای پیام داشته باشد
monitor مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
legal reserves مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
case تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد
equitable mortgage بدون انکه موضوع این عمل یاتاسیس صراحتا" یا منجزا"به رهن دلالت داشته باشد
icebox rivet میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
cases تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
tin mordent دندانه قلع [در رنگرزی] [که بیشتر اثر سفیدکنندگی داشته و رنگ های روشن را بوجود می آورد.]
Internet می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
parity سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی زوج داشته باشند
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
wet bulb termometere ترمومتری که در ان جزء حساس توسط پارچهای که همواره با اب مرطوب نگاه داشته میشود احاطه شده است
cache بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
caches بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
fasces یک دسته میله که تبری در میان ان قرار داشته وپیشاپیش فرمانداران رومی می بردند و نشان قدرت بوده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com