Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English
Persian
spot price
قیمت برای فروش فوری
Other Matches
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
pos
سیستمی که از ترمینال کامپیوتری در سایت نقط ه فروش برای ارسال الکترونیکی یا کترول مشابه به قیمت گذاری محصول و... استفاده میکند
point of sale
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
spot sale
فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
selling price
قیمت فروش
sale price
قیمت فروش
sopt price
قیمت فروش نقدی
resale price
قیمت فروش مجدد
total revenue
قیمت کل فروش یک کالا
fixed selling price
قیمت ثابت فروش
commodity agreement
تثبیت مشترک قیمت فروش
mark-downs
قیمت کالا را به منظور فروش پایین اوردن
mark-down
قیمت کالا را به منظور فروش پایین اوردن
cost of sales
قیمت تمام شده کالای فروش رفته
auction sale without reserve
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
flea markets
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
dumping
فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
flea market
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
Kaleida Labs
شرکت فروش واسط بین Apple و IBM برای تولید از برای نوشتاری چندرسانهای
cartel
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
cartels
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
electronic
سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
current maturity
قیمت دفتری دارایی در موقع فروش یا تبدیل مظنه روز نرخ روز
close price
دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
sales
برای فروش حراجی
on offer
اماده برای فروش
readies
مناسب برای استفاده از یا فروش .
readied
مناسب برای استفاده از یا فروش .
productions
ساخت مواد برای فروش
readying
مناسب برای استفاده از یا فروش .
the book is print
کتاب برای فروش موجودایت
production
ساخت مواد برای فروش
ready
مناسب برای استفاده از یا فروش .
basing point
نقطه مبدا برای قیمت
What is the price per night?
قیمت برای یک شب چقدر است؟
market value
قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
request for quotation
تقاضا برای اعلام قیمت
woollen draper
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
import
بردن محصولات به کشوری برای فروش
cash crop
محصولی که برای فروش فرآوری میشود
lot
جنس عرضه شده برای فروش
products
محصول تولید شده برای فروش
product
محصول تولید شده برای فروش
importing
بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported
بردن محصولات به کشوری برای فروش
sales talk
مذاکره وبازار گرمی برای فروش
What is the price per week?
قیمت برای یک هفته چقدر است؟
stocked
عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stock
عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
recommended retail price
قیمت توصیه شده برای مصرف کننده
price line pricing
قیمت گذاری ثابت برای یک گروه کالا
What is the price for bed and breakfast?
قیمت برای تخت و صبحانه چقدر است؟
pack
قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
packs
قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
price support
تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
collusion
برای تعیین قیمت مشترک و یا تقسیم بازار کالامیان خود
lease
نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
leases
نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
current asset cycle
زمانی که برای تساوی حجم فروش با سرمایه جاری لازم است
debt finance
افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover.
برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
fair trade laws
قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
carring over
تعویق تصفیه حساب در خریدو فروش سهام برای انتقال مال یا تسلیم مبیع مهلت تعیین کردن
pearlies
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
wine seller
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
epos
سیستمی که از یک ترمینال کامپیوتر به عنوان سایت فروش برای محصولهای الکتریکی یا کنترل انبار و نیز مشخصات محصول به کارمی رود
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
underprice
قیمت پایین تراز قیمت بازار
STT
نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price
قیمت عادی قیمت معمولی
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
secure transaction technology
سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
bears
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bear
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
warehousing system
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
slutsky theorem
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
furriers
خز فروش پوست فروش
furrier
خز فروش پوست فروش
intuitive
<adj.>
فوری
acute
<adj.>
فوری
sudden
فوری
unintermediate
<adj.>
فوری
urgently
فوری
posthaste
فوری
snap shot
فوری
instanter
فوری
urgent
فوری
immediate
<adj.>
فوری
spots
فوری
prompted
فوری
spontaneous
فوری
prompt
فوری
instantaneous
<adj.>
فوری
spot
فوری
prompts
فوری
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
prompt deployment
گسترش فوری
emergency care
مراقبتهای فوری
spot test
ازمایش فوری
instantaneous photograph
عکس فوری
instantaneous reaction
واکنش فوری
prompt delivery
تحویل فوری
snap shot
عکس فوری
prompt payment
پرداخت فوری
cash prompt
نقد فوری
scrams
فوری رفتن
cash spot
نقد فوری
speedy trial
دادرسی فوری
snapshots
عکس فوری
urgent priority
تقدم فوری
snap shooter
عکاس فوری
scram
فوری رفتن
snapshot
عکس فوری
immediate memory
حافظه فوری
immediate message
پیام فوری
immediate action
عملیات فوری
hasty
عجولانه فوری
immediate
خیلی فوری
immediate mission
تک فوری هوایی
real time
بازده فوری
pistolgraph
عکس فوری
inst
مخفف فوری
emergency priority
تقدم فوری
sales promotion
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
snap report
گزارش فوری یا انی
immediate action
عکس العمل فوری
immediate addressing
ادرس دهی فوری
pistolgraph
دستگاه عکس فوری
the letter is urgent
نامه فوری است
snap
گرفتن عکس فوری
snap shot
عکس فوری گرفتن
ready service
اماده به استفاده فوری
quick set
گرفتن فوری بتن
immediate mission
ماموریت فوری هوایی
red alerts
آژیر خطر فوری
snapshoot
تیر فوری انداختن
snapshoot
عکس فوری گرفتن
payable immediately
قابل پرداخت فوری
snapped
گرفتن عکس فوری
I need them urgently.
من آنها را فوری میخواهم.
upsurge
قیام فوری وناگهانی
snaps
گرفتن عکس فوری
snapping
گرفتن عکس فوری
red alert
آژیر خطر فوری
Please reply as a matter of urgency.
لطفا فوری پاسخ دهید.
tea bags
پاکت محتوی چای فوری
tea bag
پاکت محتوی چای فوری
To demand prompt payment.
تقاضای پرداخت فوری کردن
exigent
محتاج به اقدام یا کمک فوری
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
emergency
حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
emergencies
حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
to stop cold something
چیزی را فوری کاملا متوقف کردن
to get down to the nitty-gritty
[to get down to brass tacks]
<idiom>
فوری به اصل مطلب رسیدن
[اصطلاح روزمره]
This company guarantees prompt delivery of goods.
این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
emergencies
پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
A rapid response would be appreciated.
از پاسخ فوری قدردانی می کنیم.
[اصطلاح رسمی]
emergency
پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
reflex force
نیروی ضربتی هوایی در حال اماده باش فوری
inquiry processing
فرایند انتخاب یک رکورد از یک فایل و نمایش فوری محتویات ان
oligopoly
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
readout
دریافت فوری اطلاعات پردازش شده قابل عرضه بازخوانی
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
dead line
خطی که تجاوز ازان زندانیان نظامی رامحکوم به تیرباران فوری میکند
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
accelerating pump
پمپ کوچکی که به منظورتامین فوری مخلوط غلیظ سوخت و هوا در کابراتورتعبیه میشود
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
dot
در زبان برنامه نویسی dBASE دستور فوری که به صورت نقط ه روی صفحه نمایش نشان داده میشود
dotting
در زبان برنامه نویسی dBASE دستور فوری که به صورت نقط ه روی صفحه نمایش نشان داده میشود
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
spot report
گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
marketing
فروش
taverner
می فروش
sale
فروش
turnover
فروش
turnover
کل فروش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com