Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
resurface
لایهی جدید افزودن
resurfaced
لایهی جدید افزودن
resurfaces
لایهی جدید افزودن
Other Matches
upgraded
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrading
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrade
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrades
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
insert
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
inserts
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
inserting
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
dithering
ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
structures
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
encrustations
لایهی گوهرین
encrustation
لایهی مرصع
encrustations
لایهی مرصع
ozone layer
لایهی اوزون
encrustation
لایهی گوهرین
increments
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
increment
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
rehyphenation
تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید
imagism
مکتب شعر جدید که قبل ازجنگ اول جهانی رایج شده وپیرو تشبیهات زنده وموضوعات جدید وبکر وازادی از قید سجع وقافیه است
installing
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
installs
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
install
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
to run rup
افزودن
augmenting
افزودن
eke out
افزودن به
augments
افزودن
potentize
افزودن
dynamize
افزودن
adject
افزودن به
aggrade
افزودن
aggrandise
افزودن
eke
افزودن
increases
افزودن
imburse
افزودن
increased
افزودن
aggrandize
افزودن
augmented
افزودن
augment
افزودن
put on
افزودن
enhancing
افزودن
enhances
افزودن
enhanced
افزودن
enhance
افزودن
appends
افزودن
Inc
افزودن
add
افزودن
append
افزودن
increase
افزودن
subjoin
افزودن
appending
افزودن
add
افزودن
appended
افزودن
accelerated
افزودن
accelerates
افزودن
subjoin
افزودن
to eke out
افزودن
adds
افزودن
accelerating
افزودن
append
افزودن
adding
افزودن
accelerate
افزودن
stock
به موجودی افزودن
amplify
افزودن بالابردن
amplifies
افزودن بالابردن
amplified
افزودن بالابردن
plus
افزودن به مثبت
amplifying
افزودن بالابردن
stocked
به موجودی افزودن
preponderate
چربیدن بر افزودن
to pay back
برگرداندن افزودن
increase
افزودن ترقی دادن
increased
افزودن ترقی دادن
toincrease any one's salary
مواجب کسیرا افزودن
redoubling
افزودن دوبرابر کردن
increases
افزودن ترقی دادن
adjoined
افزودن متصل شدن
bundle
افزودن نرم افزار
bundles
افزودن نرم افزار
imp
غرس کردن افزودن
adjoin
افزودن متصل شدن
redoubles
افزودن دوبرابر کردن
adjoins
افزودن متصل شدن
redoubled
افزودن دوبرابر کردن
redouble
افزودن دوبرابر کردن
volumes
کتاب برحجم افزودن
volume
کتاب برحجم افزودن
throwin
مشارکت کردن افزودن بر
to fan the flame
برشدت چیزی افزودن
bundling
افزودن نرم افزار
imps
غرس کردن افزودن
apperceive
بمعلومات خود افزودن
setting
افزودن به وقت بازی
accrete
بهم افزودن یا چسبانیدن
settings
افزودن به وقت بازی
toincrease any one's salary
برحقوق کسی افزودن
to intensify one's actions
برشدت اقدامات خود افزودن
subjoin
در پایان افزودن اضافه کردن
throw in
مطلبی بر صحبت کسی افزودن
insets
افزودن اضافه کردن گذاشتن
inset
افزودن اضافه کردن گذاشتن
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
date
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
doping
افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
queues
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queueing
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queued
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
forward mode
افزودن یک عدد یا اندیش و اختلاف به اصل
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
dates
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
paralleling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallels
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
dates
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
winder
گرم شدن تدریجی بدن و افزودن برسرعت
mithridatism
مصونیت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن برمقداران
paroli
دوبرابر داو بوسیله افزودن پول برده بدان
anchor line extension kits
جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
extending
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
ten's complement
عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
increment
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
extends
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extend
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
increments
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
insertion loss
توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
updated
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
update
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updates
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
novel
جدید
unprecedented
جدید
novels
جدید
up-to-date
جدید
recent
جدید
up to date
جدید
unprecedentedly
جدید
modern
جدید
new
جدید
newer
جدید
newest
جدید
maidens
جدید
maiden
جدید
new-
جدید
reorganization
صورت جدید
reprint
چاپ جدید
neogenesis
تولید جدید
reprinted
چاپ جدید
the new testament
عهد جدید
neoteric
جدید تازه
It's not new.
جدید نیست.
modern system
نظام جدید
reprints
چاپ جدید
modern sector
بخش جدید
freshmen
جدید الورود
fresh target
هدف جدید
new deal
قرار جدید
new deal
سیاست جدید
neologisms
واژه جدید
recent development
بسط جدید
proselyte
جدید الایمان
postulant
جدید الورود
postulancy
جدید الورودی
probe
اکتشاف جدید
probed
اکتشاف جدید
probes
اکتشاف جدید
newfound
جدید الاکتشاف
reprinting
چاپ جدید
neophyte
جدید الایمان
neophytes
جدید الایمان
innovation
حرکت جدید
innovations
حرکت جدید
neologism
واژه جدید
freshman
جدید الورود
revisions
چاپ جدید
New Year
سال جدید
revision
چاپ جدید
modern
جدید مدرن
modern physics
فیزیک جدید
extensible
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که به کاربر امکان افزودن نوع داده و دستورات خاص خود را میدهد
source
نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
rehouse
بخانه جدید رفتن
forwarding address
آدرس پستی جدید
rehouses
بخانه جدید رفتن
neoanthropic
شبیه انسان جدید
rehousing
بخانه جدید رفتن
acclimate
به آب و هوای جدید خو گرفتن
restoring
برگرداندن به وضعیت جدید
acclimated
به اب و هوای جدید خو گرفتن
ultramodern
خیلی جدید متجدد
restores
برگرداندن به وضعیت جدید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com