English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
gaberdine لباس پوشش
Other Matches
to dress [put on your clothes or particular clothes] لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
hang out پهن کردن لباس [روی بند لباس]
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
envelopment پوشش
coat پوشش
tunc پوشش
encrustment پوشش
jacket پوشش
jackets پوشش
robes پوشش
coverings پوشش
tunic پوشش
robe پوشش
casing پوشش
coated پوشش
covers پوشش
coats پوشش
mulch پوشش
surfaces پوشش
mulches پوشش
surfaced پوشش
coating پوشش
shield پوشش
head gear پوشش سر
shields پوشش
surface پوشش
coatings پوشش
integument پوشش
casings پوشش
sconce پوشش
mask پوشش
roof پوشش
cowls پوشش
revetment پوشش
cowl پوشش
reimbursements پوشش
reimbursement پوشش
roofs پوشش
masks پوشش
case پوشش
perianth پوشش گل
capsule پوشش
capsules پوشش
coverage پوشش
cases پوشش
sheathing پوشش
sheaths پوشش
hypethral بی پوشش
disguise پوشش
involucrum پوشش
disguised پوشش
envelopes پوشش
disguises پوشش
envelope پوشش
involucre پوشش
disguising پوشش
packing پوشش
lining پوشش
sheath پوشش
encasing پوشش
masking پوشش
tunics پوشش
covering پوشش
linings پوشش
cladding پوشش
overlay پوشش
coverture پوشش
facings پوشش
cowling پوشش
crustification پوشش
facing پوشش
roofing پوشش
camouflages پوشش
overlaying پوشش
overlays پوشش
camouflage پوشش
camouflaged پوشش
shrouded پوشش
shroud پوشش
concealment پوشش
capping پوشش
cover پوشش
camouflaging پوشش
encrustation پوشش
encrustations پوشش
revetment پوشش بدنه
bank revetment پوشش ساحل
asphalt revetment پوشش اسفالتی
nickel cladding پوشش نیکلی
moving screen پوشش ممانعتی
mulching پوشش دهی
neurilemma or lema پوشش برونی پی
brush matting پوشش حصیری
brick lining پوشش اجری
shale پوشش صدف
black finish پوشش سیاه
screening, screenings پرده پوشش
armature جوشن پوشش
refractory coating پوشش نسوز
aponeurosis پوشش وتری
screened پرده پوشش
overwatch پوشش حرکت
screen پرده پوشش
cap پوشش دارکردن
capped پوشش دارکردن
priming coat پوشش استری
placed riprap پوشش نرم
piston cover پوشش پیستون
sod پوشش چمنی
riprap پوشش سنگریز
vegetation پوشش گیاهی
sheaths پوشش روپوش
slapdash پوشش تگرگی
anodic coating پوشش اندی
curtains پرده پوشش
gilts پوشش طلا
gilt پوشش طلا
air curtain پوشش هوایی
air cover پوشش هوایی
achlamydeous بدون پوشش
screens پرده پوشش
protective cover پوشش حفافتی
sods پوشش چمنی
metallic packing پوشش فلزی
dolomite lining پوشش دولومیت
gravel pack پوشش شنی
span پوشش اندازه
spanned پوشش اندازه
hearth jacket پوشش کوره
spanning پوشش اندازه
spans پوشش اندازه
mantle ردا پوشش
mantles ردا پوشش
coverage rate نرخ پوشش
shelling زرهی پوشش
forward lap پوشش جلو
fire cover پوشش اتش
block lining پوشش بلوکی
depleted cover پوشش کاهسته
shell زرهی پوشش
explosion proof پوشش ضد انفجار
filter packing پوشش صافی
reimbursing پوشش دادن
reimburses پوشش دادن
reimbursed پوشش دادن
reimburse پوشش دادن
shells زرهی پوشش
cover and concealment پوشش و اختفاء
copper sheath پوشش مسی
coconut matting پوشش حصیری
involucre پوشش غشایی
cladding process فرایند پوشش
it is good for spring wear برای پوشش
housing پوشش سخت
cement mortar coating پوشش سیمانی
portland cement concrete lining پوشش بتنی
cement concrete lining پوشش بتنی
case ment پنجره پوشش
built up lining پوشش مرکب
husk بی پوشش کردن
colling water jacket پوشش اب سرد
copper cladding پوشش مسی
hiding power قدرت پوشش
comparative cover پوشش نسبی
impervious blanket پوشش نفوذناپذیر
incrustation قشر پوشش
incrustment قشر پوشش
insurance cover پوشش بیمه
communication cover پوشش مخابراتی
column cover پوشش ستون
husks بی پوشش کردن
lime pocket پوشش اهک
envelopes پوشش منحنی
envelope پوشش منحنی
steel jacket پوشش فولادی
covering پوشش سرپوش
sheath پوشش روپوش
disposed بدون پوشش
surfacing لایه پوشش
wall lining پوشش دیوار
waterproofing upstream face پوشش نمای سر اب
shield سپر پوشش
shields سپر پوشش
exposed بدون پوشش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com