Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
tongue tie
لکنت زبان داشتن
Other Matches
stammering
لکنت زبان
stuttering
لکنت زبان
tongue tie
لکنت زبان
falters
لکنت زبان پیداکردن
impediment in speech
لکنت زبان گره
falter
لکنت زبان پیداکردن
faltered
لکنت زبان پیداکردن
stutter
لکنت داشتن
stuttered
لکنت داشتن
mant
لکنت داشتن
fribble
لکنت داشتن
stutters
لکنت داشتن
stumbled
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
stumbles
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
stumbling
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
stumble
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
hyphens
برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
hyphen
برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
fumbles
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumble
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbled
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
To have a loose tongue.
زبان شل وولی داشتن
to oil one's tongue
زبان چرب و نرم داشتن
to hold one's tongue
ساکت ماندن زبان خودرانگاه داشتن
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
falteringly
با لکنت
stammer
لکنت
stammeringly
با لکنت
stutter
لکنت
stutters
لکنت
stammers
لکنت
stammered
لکنت
mant
لکنت
stuttered
لکنت
mant
با لکنت گفتن
stammer
لکنت پیدا کردن
stammers
لکنت پیدا کردن
stammered
لکنت پیدا کردن
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic
زبان تازی زبان عربی
glib
چرب زبان زبان دار
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue
گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
lead a dog's life
<idiom>
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
c++
زبان ++C
apt language
زبان ای پی تی
glossa
زبان
as one man
با یک زبان
grss language
زبان جی پی اس اس
languages
زبان
rpg language
زبان ار پی جی
apl language
زبان ای پی ال
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
abuser
بد زبان
abusers
بد زبان
hound's tongue
سگ زبان
tongue
زبان
two tongued
زبان
language lab
زبان
languages
زبان ها
language
زبان
tongues
زبان
tongue
[language]
زبان
tongueless
بی زبان
language
زبان
dancing language
زبان رقص
czech
زبان چکوسلواکی
Welsh
زبان ولز
design language
زبان طراحی
decompilation
به زبان اصلی
dactylology
زبان انگشتی
declarative language
زبان تشریحی
declarative language
زبان اعلانی
sophist
زبان باز
welch
زبان ولز
mute
بی زبان صامت
vulgate
زبان عامیانه
uvula
زبان کوچک
mutes
بی زبان صامت
enquiry language
زبان پرس و جو
english speaking
انگلیسی زبان
dysphasia
زبان پریشی
dumb language
زبان بی زبانی
dumb language
زبان حال
reference language
زبان مرجع
cypriot
زبان قبرس
cryptologic
زبان رمز
common language
زبان مشترک
common language
زبان عمومی
commerical language
زبان تجاری
command language
زبان دستوری
command language
زبان فرمان
command language
زبان فرماندهی
dialect
زبان محلی
dialect
ی در زبان استاندارد
dialects
زبان محلی
compile language
زبان کامپایل
tonguelike
زبان مانند
compiler language
زبان همگردانی
conversational language
زبان محاورهای
control language
زبان کنترل
universal language
زبان فراگیر
computer oriented language
زبان کامپیوترگرا
computer language
زبان کامپیوتر
computer language
زبان کامپیوتری
dialects
ی در زبان استاندارد
grammer
دستور زبان
dumber
زبان بسته
gaulish
زبان گال
dumbest
زبان بسته
She has a vicious tongue .
بد زبان است
glossitis
ورم زبان
baby-talk
زبان بچهگانه
quary language
زبان پرس و جو
fortran iv
زبان فرترن 2
fortran
زبان فرترن
dumb
زبان بسته
licks
زبان زدن
gestural postural language
زبان اطواری
Urdu
زبان اردو
gramarey
دستور زبان
lick
زبان زدن
glottology
زبان شناسی
glossology
زبان شناسی
glossal
مربوط به زبان
licked
زبان زدن
glibness
طلاقت زبان
glib tongued
چرب زبان
gift of the gab
روانی زبان
formmal language
زبان صوری
formal language
زبان صوری
Afrikaans
زبان آفریکانز
estonian
زبان استونی
erse
زبان گالی
linguist
زبان دان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com