English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English Persian
lower courts محاکم ابتدایی
Other Matches
lower courts محاکم تالی
temporal tribunal محاکم عرفیه
judicial court محاکم عدلیه
competency of courts صلاحیت محاکم
assize court محاکم سیار جنایی
lord chancellor رئیس کل قضات محاکم
decree حکم صادره از محاکم نیروی دریایی
decreed حکم صادره از محاکم نیروی دریایی
decreeing حکم صادره از محاکم نیروی دریایی
decrees حکم صادره از محاکم نیروی دریایی
judge made law نظام حقوقی مبتنی بر سوابق قضایی و ارا محاکم
court of record در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
quarter session محاکمی که چهار بار در سال تشکیل می شوند این محاکم صلاحیت رسیدگی به جرایمی را که شخص ممکن است به علت ارتکاب انها به اعدام یاحبس ابد محکوم شود ندارند
initialling ابتدایی
initials ابتدایی
initialled ابتدایی
initialing ابتدایی
initial ابتدایی
initialed ابتدایی
primitive ابتدایی
rudimentary ابتدایی
primary ابتدایی
infantile ابتدایی
preliminary ابتدایی
preliminaries ابتدایی
fundamental ابتدایی
elementary ابتدایی
elementarily ابتدایی
primo ابتدایی
radicals ابتدایی
radical ابتدایی
originals ابتدایی
original ابتدایی
basics ابتدایی
basic ابتدایی
rudiment اولیه ابتدایی
grammar schools مدرسه ابتدایی
basic training تعلیمات ابتدایی
basic requisition number درخواست ابتدایی
grammar school مدرسه ابتدایی
graphics شکل ابتدایی
grade school مدرسه ابتدایی
primary ابتدایی مقدماتی
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
prime color رنگ ابتدایی
elementary gate دریچه ابتدایی
elementary function تابع ابتدایی
elementary education اموزش ابتدایی
abecedarian مبتدی ابتدایی
initial pressure فشار ابتدایی
primary position موضع ابتدایی
prime impression دعوی ابتدایی
primary education اموزش ابتدایی
primitive society جامعه ابتدایی
elementary diagram نمودار ابتدایی
primers باستانی ابتدایی
primer باستانی ابتدایی
primitivization ابتدایی شدن
initial fire request درخواست ابتدایی اتش
incipincy وضع مقدماتی ابتدایی
incipience وضع مقدماتی ابتدایی
low-tech دارای فنآوری ابتدایی
primitive cell سلول واحد ابتدایی
initial velocity سرعت ابتدایی توپ
muzzle velocity سرعت ابتدایی توپ
prep مدرسه ابتدایی دبستان
high velocity با سرعت ابتدایی زیاد
early German history تاریخ ابتدایی آلمان
prototaxic mode شیوه ادراکی ابتدایی
natives قالب اولی یا ابتدایی
native قالب اولی یا ابتدایی
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
incipient اولیه مرحله ابتدایی
twopenny کتاب اول ابتدایی بچه ها
initiator چاشنی اولیه خرج ابتدایی
comparative ve اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
primary اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
microprocessor طرح قط عات ابتدایی در CPU
developed muzzle velocity سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
microprocessors طرح قط عات ابتدایی در CPU
triploblastic دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
basic حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basics حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
frameworks ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
grader جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
framework ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
preprocess اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده
supercharge خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با ان بدست می اید
cpu گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
map رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
microprogram مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
escapement تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
maps رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
executed دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
execute دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
primitive تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
germ layer یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
gastrea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
gastraea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
executes دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
self- سیستمی که معمولاگ در هنگام شروع بررسیهای ابتدایی را انجام میدهد
executing دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
interlude تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
rates بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
rate بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
NetBIOS که به برنامههای کاربردی امکان انجام عملیات ابتدایی روی شبکه میدهد.
limit velocity حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
hypervelocity سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
interludes تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
adlib نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI
monitors برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
powers تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
monitored برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
kernel توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
kernels توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
powering تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powered تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
monitor برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
assignments دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignment دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
adjunct register ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
kernels تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
basics نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
MDA استاندارد آداپتور ویدیو که در سیستمهای PC ابتدایی به کار می رفت و متن را خط وطی از ستون ها نمایش میدهد
kernel تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
basic نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
hand-held کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
operated نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operates نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operate نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
analytical engine ماشین محاسب مکانیکی که توسط Babbage Charles ایجاد شد که اصول اولیه کامپیوترهای دیجیتالی چند منظوره ابتدایی را پیاده کرد
escape character کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
tweening محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
actual address دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
splash screen صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
AI طراحی و پیشبرد برنامههای کامپیوتری که از هوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید می کنند و شامل دلایل ابتدایی و سایر خصوصیات بشری هستند
preprocessor کامپیوتر کوچک که برخی پردازشهای ابتدایی روی داده خام انجام میدهد پیش از ارسال آن به کامپیوتر اصلی
OS نرم افزاری که عملیات سخت افزاری ابتدایی و سطح پایین را انجام میدهد و مدیریت فایل بدون نیاز به کاربر
V format ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
original equipment manufacturer شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
eyespot چشم ابتدایی چشم رشدنکرده و ناقص
microcomputer کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
Windows Explorer گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی
Sound Recorder امکانی در ویندوز ماکروسافت که به کاربر امکان اجرای فایلهای صورت ای دیجیتالی یا ضبط صوت روی دیسک و اجرای ویرایش ابتدایی میدهد
flexowriter علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
UA نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد
bras سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
bra سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
concentrator وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
local area network کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
lan کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com