Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
domestic products
محصولات داخلی
home product
محصولات داخلی
Search result with all words
protective tariffs
تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
Other Matches
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
input output table
و محصولات
designs
طراحی محصولات
design
طراحی محصولات
raw products
محصولات ناتمام
raw products
محصولات اولیه
break bulk
تفکیک محصولات
waste product
محصولات زائد
home product
محصولات ملی
joint products
محصولات مشترک
agricultural products
محصولات کشاورزی
production adviser
مشاوره محصولات
primary products
محصولات اولیه
primary products
محصولات پایه
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
by product recovery
بازده محصولات فرعی
cash crops
محصولات نقدی مانند
average costs
معدل هزینه کل محصولات
by product cock oven plant
محصولات فرعی کک سازی
producer advertising
تبلیغ محصولات صنعتی
product planning
برنامه ریزی محصولات
break bulk agent
عامل تفکیک محصولات
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
business
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
businesses
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
development
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
developments
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
production
تولید حجم بزرگ محصولات
toxicogenic
تولید کننده محصولات سمی
productions
تولید حجم بزرگ محصولات
root crops
محصولات دارای ریشههای خوراکی
supplied
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
by product coking practice
محصولات فرعی کوره کک سازی
by product oven
محصولات فرعی کوره کک سازی
root crop
محصولات دارای ریشههای خوراکی
supplying
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
factories
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
finished product
محصولات اماده برای توزیع ومصرف
import
بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported
بردن محصولات به کشوری برای فروش
agricultural price policy
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
importing
بردن محصولات به کشوری برای فروش
factory
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
digital research inc
یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
corn harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher
[rare]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine
[combine harvester]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
products
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
product
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
R & D
سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
adobe
شرکت نرم افزاری که محصولات Acrobat و ATM و PostScript را تولید کرده است
international standards organization
سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
universal
سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
licence
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
Xerox PARC
مرکز توسعه aerox که یک محدوده وسیع از محصولات از قبیل mouse و GVT ساخته است
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products.
این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
proprietary file format
روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
electronics
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
Chad
محصولات زیادی ایجاد شده از سوراخهای پانچ شده در نوار یا کارت
systems analysis
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
assemble
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembles
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembled
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
vendor
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
vendors
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
wand
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wands
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
agribusiness
تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
disclaimers
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimer
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
inner
داخلی
territorial
داخلی
internal medicine
طب داخلی
municipal
داخلی
interior
داخلی
intramural
داخلی
internal door
در داخلی
innate
داخلی
interiors
داخلی
domestic
داخلی
indoor
داخلی
endogenous
داخلی
inside
داخلی
internal
داخلی
esoteric
داخلی
in
داخلی
ben
داخلی
in-
داخلی
anie
داخلی
insides
داخلی
domestic market
بازار داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
domestic dualism
دوگانگی داخلی
domestic economy
اقتصاد داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
domestic industry
صنعت داخلی
domestic emergencies
بحرانهای داخلی
domestic emergencies
موادضروری داخلی
internal energy
انرژی داخلی
home consumption
مصرف داخلی
home currency
پول داخلی
domestic disturbances
اغتشاشات داخلی
internal force
نیروی داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
internal memory
حافظه داخلی
endosmosis
حلول داخلی
endoparasite
انگل داخلی
internal impedance
مقاومت داخلی
endogenous variable
متغیر داخلی
internal modem
مدم داخلی
internal heating
گرمایش داخلی
internal furnace
کوره داخلی
internal pole
قطب داخلی
internal modulation
مدولاسیون داخلی
domestic disturbances
اختلافات داخلی
domestic trade
بازرگانی داخلی
ductless gland
غددمترشح داخلی
internal friction
اصطکاک داخلی
internal loss
تلف داخلی
internal circuit
حلقه داخلی
interior architecture
معماری داخلی
interior affairs
امور داخلی
internal conductance
اندوکتیویته ی داخلی
internal conductor
سیم داخلی
interference drag
پسای داخلی
internal connection
اتصال داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
internal consistency
سازگاری داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
inside wing
بال داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
inside hinge
لولای داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
interior guard
نگهبان داخلی
interior span
دهانه داخلی
internal circuit
مدار داخلی
internal clock
ساعت داخلی
internal bus
مسیر داخلی
internal bus
گذرگاه داخلی
internal brake
ترمز داخلی
internal boffles
تیغههای داخلی
internal combustion
احتراق داخلی
internal conductance
اندوکتانس داخلی
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
internal armature
ارمیچر داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
intermediate structure
ساختمان داخلی
interior wall
دیوار داخلی
inside draft
شیب داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inferior planets
سیارههای داخلی
inferior conjunction
مقارنه داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
internal ear
گوش داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
home trade
تجارت داخلی
home rule
حکومت داخلی
home market
بازار داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal development
رشد داخلی
inland duty
گمرک داخلی
internal crack
ترک داخلی
inner zone
منطقه داخلی
internal current
جریان داخلی
inner product
ضرب داخلی
inner planets
سیارات داخلی
inner loop
حلقه داخلی
inner liner
روکش داخلی
inner harbor
بندر داخلی
inner bottom
جدار داخلی
internal damping
میرایی داخلی
internal defense
دفاع داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
inland rules
قوانین داخلی
home made
ساخت داخلی
internal transactions
معاملات داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com