Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
English
Persian
waste product
محصولات زائد
Other Matches
folderol
زائد ریشه یاحاشیه زائد
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
extra
زائد
extras
زائد
tautologies
زائد
excrescential
زائد
surpluses
زائد
extra-
زائد
redundant
زائد
surplus
زائد
dummy
زائد
dummies
زائد
tautology
زائد
ascititious
زائد
recrementitious
زائد
superfluous
زائد
overplus
زائد
intercalary
زائد
supervacaneous
زائد
hypermetric
زائد
hyperbola
قسع زائد
surplus gas
گاز زائد
redundancy
زائد فراوانی
redundancies
زائد فراوانی
red tape
تشریفات زائد
formative
حرف زائد
waste
زائد اتلاف
furthering
اضافی زائد
furthered
اضافی زائد
further
اضافی زائد
hyperbolas
قسع زائد
furthers
اضافی زائد
superimposition
تحمیل زائد
excrescency
رشد زائد
bronchocele
غده زائد
growth
چیز زائد
growths
چیز زائد
wastes
زائد اتلاف
redundant equation
معادله زائد
offal
مواد زائد لاشه
hypermetric
دارای سبب زائد
hypercatalectic
دارای هجای زائد
periphrastic
دارای الفاظ زائد
tankage
مواد زائد کشتارگاه
redundance
حشووزوائد سخن زائد
data redundancy
زائد بودن داده ها
supererogatory
زائد بیش از حد لزوم
pleonastic
دارای سخن زائد
additionally
بطور اضافی یا زائد
pare
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
periphrasis
استعمال واژه ها وعبارات زائد
weeded
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
redundant language
سخن زائد یازیادی حشووزوائد
weed
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeding
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
pleonasm
حشو قبیح سخن زائد
pares
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pared
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
input output table
و محصولات
polypose
شبیه گوشت زائد ساقه دار
polypous
شبیه گوشت زائد ساقه دار
break bulk
تفکیک محصولات
production adviser
مشاوره محصولات
domestic products
محصولات داخلی
raw products
محصولات اولیه
home product
محصولات داخلی
home product
محصولات ملی
primary products
محصولات پایه
joint products
محصولات مشترک
primary products
محصولات اولیه
agricultural products
محصولات کشاورزی
designs
طراحی محصولات
design
طراحی محصولات
raw products
محصولات ناتمام
break bulk agent
عامل تفکیک محصولات
producer advertising
تبلیغ محصولات صنعتی
product planning
برنامه ریزی محصولات
average costs
معدل هزینه کل محصولات
cash crops
محصولات نقدی مانند
by product recovery
بازده محصولات فرعی
by product cock oven plant
محصولات فرعی کک سازی
production
تولید حجم بزرگ محصولات
supplying
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
development
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
developments
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
root crops
محصولات دارای ریشههای خوراکی
by product coking practice
محصولات فرعی کوره کک سازی
productions
تولید حجم بزرگ محصولات
root crop
محصولات دارای ریشههای خوراکی
supplied
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
by product oven
محصولات فرعی کوره کک سازی
business
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
toxicogenic
تولید کننده محصولات سمی
businesses
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
agricultural price policy
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
importing
بردن محصولات به کشوری برای فروش
import
بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported
بردن محصولات به کشوری برای فروش
factories
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
factory
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
finished product
محصولات اماده برای توزیع ومصرف
digital research inc
یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
air brush
برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
combine
[combine harvester]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher
[rare]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
products
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
product
مجموعهای از محصولات مختلفساخته شده در یک شرکت که یک گروه را تشکیل می دهند.
gobo
نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
R & D
سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
international standards organization
سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
universal
سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
adobe
شرکت نرم افزاری که محصولات Acrobat و ATM و PostScript را تولید کرده است
licences
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
Xerox PARC
مرکز توسعه aerox که یک محدوده وسیع از محصولات از قبیل mouse و GVT ساخته است
protective tariffs
تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products.
این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
licenses
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
proprietary file format
روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
electronics
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
Chad
محصولات زیادی ایجاد شده از سوراخهای پانچ شده در نوار یا کارت
systems analysis
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
assemble
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembled
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembles
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
vendor
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
vendors
مین کننده محصولات سخت افزاری و نرم افزاری
wands
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
agribusiness
تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
disclaimers
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimer
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
share
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com