English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
crosswalk محل میخکوبی شده یا خط کشی شده عرض خیابان مخصوص عبور پیاده
Other Matches
jaywalker پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalkers پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
traffic island بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
islands محل میخکوبی شده وسط خیابان و میدان وغیره
island محل میخکوبی شده وسط خیابان و میدان وغیره
curbstone سنگ جدول پیاده رو خیابان
safety island سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
safety zone بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
sagfety island بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
treadway bridge پل عبور موقتی پیاده
PEDESTRIANS محل عبور عابر پیاده
The pedestrain has the right of way. حق تقدم در عبور با عابر پیاده است
en passant گرفتن پیاده شطرنج در حین عبور
airport traffic area منطقه مخصوص عبور ومرور در فرودگاه
traffic signal علائم مخصوص عبور وسائط نقلیه
hawse hole سوراخ دماغه کشتی مخصوص عبور طناب
rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
setting out میخکوبی
staking میخکوبی
air landing facility تاسیسات مخصوص پیاده شدن از راه هوا تاسیسات فرودهوایی
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
bystreet خیابان کناری خیابان فرعی
disembarkation به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
detrain از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
grenadier سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
wading crossing عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
secondary landing منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
overhauling پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhaul پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
road خیابان
roads خیابان
St خیابان
roadbed کف خیابان
road bridge پل خیابان
pavement کف خیابان
pavements کف خیابان
streets خیابان
street خیابان
SS خیابان
avenues خیابان
avenuse خیابان
avenue خیابان
lane خیابان
lanes خیابان
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
up the street بالای خیابان
roadway وسط خیابان
asphaltum قیر خیابان
roads طریق خیابان
road طریق خیابان
runways خیابان پرواز
roadways وسط خیابان
the open of a street دهنه خیابان
drive way جاده خیابان
asphalt قیر خیابان
carriage drive خیابان پارک
runway خیابان پرواز
stop street خیابان فرعی
alleyways خیابان کوچک
alleys خیابان کوچک
avenues خیابان اصلی
parkway خیابان مشجر
avenue خیابان اصلی
parkway خیابان درختدار
At the end of the street. درته خیابان
Fleet Street خیابان فلیت
slums خیابان پرجمعیت
alley خیابان کوچک
Downing Street خیابان داونینگ
street lighting روشنایی خیابان
slum خیابان پرجمعیت
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
to stroll through the streets در خیابان ها قدم زدن
It's one-way street. آن خیابان یک طرفه است.
to lay out خیابان بندی کردن
main drag <idiom> مهمترین خیابان شهر
cardo خیابان اصلی [در رم باستان]
road traffic امد وشد خیابان
crossroads تقاطعدر جاده یا خیابان
toby خیابان جاده اصلی
orderly bin صندوق زباله در خیابان
in normal situations on public roads در ترافیک معمولی خیابان
trolley [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
trolleycar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
tramcar [British E] قطار برقی خیابان
tram [British E] قطار برقی خیابان
kennel جوی مجرای اب خیابان
kennels جوی مجرای اب خیابان
road traffic رفت و امد خیابان
road side کنار جاده یا خیابان
a low-traffic road خیابان کم رفت و آمد
streetcar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
bituminous road جاده یا خیابان اسفالت
street lightning روشنی راه و خیابان
The store across the street. فروشگاه آنطرف خیابان
lay out نقشه خیابان بندی
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
roadways وسط خیابان زمین جاده
Where does this street lead on to ? این خیابان یکجا می خورد ؟
I was standing at the street corner . درگوشه خیابان ایستاده بودم
glades خیابان یا کوچه جنگل درختستان
The cab neared [approached] 20th Street. تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
macadam سنگ فرش کردن خیابان
i walked a cross the street از این سر خیابان قدم زدم به ان سر
avenuse خیابان وسیع راهرو باغ
glade خیابان یا کوچه جنگل درختستان
street gutter نهر کنار خیابان و راه
roadway وسط خیابان زمین جاده
to pave the street with stone خیابان را سنگ فرش کردن
double-parks نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
drinking fountains محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
double-parking نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
jaywalk با بی توجهی از وسط خیابان راه رفتن
double-park نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
drinking fountain محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
double park نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
street traffic رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
erfuge پناهگاه روی زمینی در وسط خیابان
double-parked نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
traffic on public roads رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
boulevards خیابان پهنی که دراطراف ان درخت باشد بولوارد
boulevard خیابان پهنی که دراطراف ان درخت باشد بولوارد
blacktop موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
street offences اعمالی که هر گاه در خیابان صورت پذیرد جرم است
fording عبور از اب
alpha canis majoris عبور
crossing عبور
toll حق عبور
road haulage حق عبور
tolling حق عبور
passage of lines عبور از خط
transmissions عبور
transmission عبور
right of passage حق عبور
transmittance عبور
tolls حق عبور
transmittal عبور
rights of way حق عبور
transit عبور
transmittancy عبور
right of way حق عبور
cross-Channel عبور
passage عبور
passages عبور
passage حق عبور
passages حق عبور
foot bank پیاده رو
foot bridge پل پیاده رو
infantry man پیاده
pavements پیاده رو
paths پیاده رو
path پیاده رو
footer پیاده رو
walkway پیاده رو
dismounted پیاده
walkways پیاده رو
footway پیاده رو
sidewalk پیاده رو
pignorate پیاده
side walk پیاده رو
walked پیاده رو
walks پیاده رو
afoot پیاده
sidewalks پیاده رو
on of پیاده
impledge پیاده
footpath پیاده رو
footpaths پیاده رو
pedestrian bridge پل پیاده رو
foot infantry پیاده
foot slogger پیاده
ganway پل پیاده رو
pedestrians پیاده
pedestrian پیاده
peripatetic پیاده رو
infantry پیاده
pavement پیاده رو
walk پیاده رو
passageway محل عبور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com