Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
defending shampion
مدافع عنوان قهرمانی
Other Matches
clinched
کسب عنوان قهرمانی
clinches
کسب عنوان قهرمانی
titles
دارنده عنوان قهرمانی
title
دارنده عنوان قهرمانی
clinch
کسب عنوان قهرمانی
clinching
کسب عنوان قهرمانی
nontitle
مسابقه بدون عنوان قهرمانی
rematch
مبارزه برای کسب عنوان قهرمانی
titles
صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
title
صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
eponym
عنوان دهنده عنوان مشخص
championship
قهرمانی
heroism
قهرمانی
gladiatorship
قهرمانی
championships
قهرمانی
playoffs
مسابقهی قهرمانی
tournament
مسابقات قهرمانی
tournaments
مسابقات قهرمانی
playoff
مسابقهی قهرمانی
tourney
مسابقه قهرمانی
victory lap
دور قهرمانی
championships
مسابقههای قهرمانی
championships
مسابقه قهرمانی
championship
مسابقههای قهرمانی
championship
مسابقه قهرمانی
crown
تاج قهرمانی
crowns
تاج قهرمانی
title-holder
برندهی مقام قهرمانی
title-holders
برندهی مقام قهرمانی
europian championship
وزنه برداری قهرمانی اروپا
magic number
امتیاز لازم برای قهرمانی
candidates' matches
رویارویی نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
Test match
مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا
Test matches
مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا
field event
ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
field events
ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
candidates' tournament
تورنمنت نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
grey cup
مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
atlas
قهرمانی که دنیا راروی شانه هایش نگهداشته است
atlases
قهرمانی که دنیا راروی شانه هایش نگهداشته است
Olympic Games
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
verism
رجحان اهنگ ها و روایات متداول برروایات و اهنگهای قهرمانی و افسانه امیز
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
pleader
مدافع
defenders
مدافع
pass rusher
مدافع خط
defender
مدافع
back
مدافع
apologists
مدافع
defendants
مدافع
close defence
سه مدافع
backs
مدافع
championless
بی مدافع
blue liner
مدافع
backer up
مدافع
apologist
مدافع
defendant
مدافع
defenseless
بی مدافع
crease defenceman
مدافع
the champion of liberty
مدافع ازادی
back
مدافع خط میدان
defensor
وکیل مدافع
proctor
وکیل مدافع
ball hawk
مدافع پرقدرت
backman
بازیگر مدافع
backfour
چهار مدافع
barristers
وکیل مدافع
barrister
وکیل مدافع
self defensive
مدافع خود
full back
مدافع پوششی
defending attorney
وکیل مدافع
backs
مدافع خط میدان
position
موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
judge advocate
وکیل مدافع
advocate
وکیل مدافع
advocated
وکیل مدافع
advocates
وکیل مدافع
blitzer
مدافع نفوذی
advocating
وکیل مدافع
positioned
موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
lineman
مدافع یامهاجم روی خط
linemen
مدافع یامهاجم روی خط
contestant
مسابقه دهنده مدافع
contestants
مسابقه دهنده مدافع
double up
مراقبت از مهاجم با دو مدافع
attorney
نمایندگی وکیل مدافع
counselors
رایزن وکیل مدافع
counselor
رایزن وکیل مدافع
attorneys
نمایندگی وکیل مدافع
line backer
مدافع پشتیبان خط تجمع
counsellor
رایزن وکیل مدافع
counsellors
رایزن وکیل مدافع
chicken fight
سد کردن پی در پی راه مدافع
free safety
مدافع در منطقه ضعف
signal caller
مدافع 3/4 در فوتبال امریکایی
slotback
مدافع پشت شکاف
scambler
مدافع مامور مانوربالا
squeeze
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing
سد کردن مدافع حریف با دونفر
wicketkeeper
توپگیر مدافع میلههای کریکت
bait the hole
گول زدن مدافع حریف
wing threequarter
هریک از دو مدافع کنار زمین
power i
طرح شماره یک بازی با سه مدافع
blocker
مدافع روی تور والیبال
stbtitle
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
set back
مهاجمی که پشت سر مدافع میانی است
flare
پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
flares
پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
ball hawk
مدافع خوب بازیگر در محوطه دوردست
shortstop
موقعیت بازیکن مدافع در داخل میدان
cutoff block
سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
drop-outs
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
dropouts
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
go backdoor
جاگیری در پشت مدافع برای دریافت پاس
cross kick
ضربه با پا به سمت دیگرزمین که مدافع کمتری دارد
drop-out
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
defenceman
مدافع منطقه دفاعی غیر ازدروازه بان
strong safety
مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
submarines
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
pass cut
روش گریختن مهاجم بی گوی از چند مدافع
submarine
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
fore check
جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
foot sweep
پرتاب مهاجم از طرف مدافع با گرفتن یقه و استفاده از پا
blitz
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzed
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzes
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
delayed offside
تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
blitzing
حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
icing
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
barristers
وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
barrister
وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
stunt
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
power block
سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
look off
فریب دادن مدافع با نگاه به سمت مخالف پیش از پرتاب توپ
sweepers
اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
quick opener
بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
sweeper
اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
safety valve
پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
shiver
فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
shivered
فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
shivering
فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
safety
اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
life peers
عنوان
subject
[topic]
عنوان
title
عنوان
names
عنوان ها
headlines
عنوان
topic
عنوان
life peer
عنوان
headline
عنوان
topics
عنوان ها
subjects
عنوان ها
themes
عنوان ها
headings
عنوان
heading
عنوان
capitulary
عنوان
rubric
عنوان
name
عنوان
by way of remainder
به عنوان رد
title
عنوان
appellative
عنوان
titles
عنوان
epithet
عنوان
head line
عنوان
printed
عنوان و..
headwords
عنوان
headword
عنوان
rubrics
عنوان
print
عنوان و..
ground
عنوان
caption
عنوان
epithets
عنوان
titles
عنوان ها
captions
عنوان
prints
عنوان و..
quick count
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
branding
عنوان تجارتی
brand
عنوان تجارتی
headings
عنوان سرصفحه
headings
عنوان گذاری
start of heading
شروع عنوان
appropriation title
عنوان سپرده
appropriation title
عنوان اعتبار
brands
عنوان تجارتی
heading
عنوان سرصفحه
surname
لقب عنوان
honorific
عنوان تجلیلی
topics
عنوان سرفصل
topic
عنوان سرفصل
natural
حرکت در عنوان
naturals
حرکت در عنوان
for example
به عنوان مثال
exempli gratia
[e.g.]
به عنوان مثال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com