Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
Other Matches
supersedeas
دستور موقت دادگاه در موردخودداری از انجام یا ادامه کاری
lankness
درازی
lengthiness
درازی
longways
از درازی
endlong
از درازی
long windedness
روده درازی
yack
روده درازی
longish
متمایل به درازی
multiple length
با درازی چندگانه
longevity
درازی عمر
violence
دست درازی
lankiness
درازی و لاغری
interminableness
درازی زیاد
interference
دست درازی
aggression
دست درازی
longevity
درازی عمر دیرپایی
encroach
دست درازی کردن
encroached
دست درازی کردن
encroaches
دست درازی کردن
reacher
دست درازی کننده
the legth of a rope
درازایا درازی طناب
prolixity
پرگویی روده درازی
from way back
<idiom>
مدت خیلی درازی
hold over
به تصرف ملک ادامه دادن ادامه دادن
yak
وراجی کردن روده درازی
yaks
وراجی کردن روده درازی
entellus
یکجورعنترکه ریش ودم درازی داردودرنزدهندوهاارجمنداست
torching
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pence for any thing
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
glid
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
resumption
ادامه
going on
ادامه
continuation line
خط ادامه
continuance
ادامه
continuation
ادامه
continues
ادامه دادن
continue
ادامه دادن
extends
ادامه دادن
to continue
ادامه دادن
keep up
<idiom>
ادامه دادن
over run
ادامه به کاردادن
furthers
ادامه دادن
duration
مدت ادامه
carry on
ادامه دادن
keep on
ادامه دادن
carry-on
ادامه دادن
extending
ادامه دادن
extend
ادامه دادن
for a continuance
برای ادامه
further
ادامه دادن
furthered
ادامه دادن
furthering
ادامه دادن
to follow
ادامه دادن
bring on
ادامه دادن
reopened
ادامه دادن
reopen
ادامه دادن
to take up
ادامه دادن
continue statement
حکم ادامه
continuative
ادامه دهنده
discontinuation
عدم ادامه
take up
ادامه دادن
keeps
ادامه دادن
reopening
ادامه دادن
reopens
ادامه دادن
continuable
قابل ادامه
continuant
ادامه دهنده
to carry on
ادامه دادن
keep
ادامه دادن
continuation card
کارت ادامه
to drag on or out
ادامه دادن
to keep on
ادامه دادن
to run on
ادامه داشتن
hold on
ادامه دادن
run on
ادامه دادن
discontinued
ادامه ندادن
go along
<idiom>
ادامه دادن
go on
<idiom>
ادامه دادن
hang on
<idiom>
ادامه دادن
hold good
<idiom>
ادامه دادن
discontinues
ادامه ندادن
discontinuing
ادامه ندادن
discontinue
ادامه ندادن
discontinuance
عدم ادامه
track
ادامه گوی در مسیربولینگ
dashes
مسیری را ادامه دادن
tracked
ادامه گوی در مسیربولینگ
tracks
ادامه گوی در مسیربولینگ
sustaining
نگهدارنده ادامه دهنده
dashed
مسیری را ادامه دادن
dash
مسیری را ادامه دادن
thwart
ادامه دادن یا کشیدن
to press ahead with
با زور ادامه دادن
thwarted
ادامه دادن یا کشیدن
transattack period
مدت ادامه تک اتمی
to set on
با زور ادامه دادن
time in
ادامه بازی پس از توقف
viability
امکان ادامه حیات
contd
مخفف ادامه یافته
dwell at
اتش را ادامه دادن
dwell at
به تیراندازی ادامه دادن
bide
بکاری ادامه دادن
fall behind
<idiom>
درمانده از ادامه راه
keep the home fires burning
<idiom>
اجازه ادامه دادن
go head
ادامه بدهید بفرماید
shorthanded
ادامه با بازیگر کمتر
inability to box
ناتوان از ادامه دادن
live on
بزندگی ادامه دادن
follow-through
ادامه حرکت پس از ضربه
detainer
حکم ادامه توقیف
follow-throughs
ادامه حرکت پس از ضربه
continuation
عمل ادامه دادن
continuator
ادامه دهنده مستمر
give someone the green light
<idiom>
اجازه ادامه به کار رادادن
touch in goal line
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
keep up with
<idiom>
به شکل قبل ادامه دادن
maintains
ابقا کردن ادامه دادن
run
دوام یافتن ادامه دادن
stick it out
<idiom>
طاقت آوردن ،ادامه دادن
topspin
ادامه حرکت چرخش توپ
maintain
ابقا کردن ادامه دادن
maintained
ابقا کردن ادامه دادن
extrapolations
ادامه روند تعمیم دهی
resuming
چکیده کلام ادامه یافتن
maintrain
ادامه دادن عقیده داشتن
go on
سخن خود را ادامه دهید
Gothic Survival
[ادامه عنصر سبک گوتیک]
i took up where he left
از جایی که او ول کرد من ادامه دادم
hang on
ادامه دادن دوام داشتن
Keep moving!
ادامه بده
[بدهید ]
به راه!
viability
قدرت ادامه زندگی پس از تولد
discounting match
ادامه ندادن به مسابقه کشتی
border break
ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
extrapolation
ادامه روند تعمیم دهی
resumes
چکیده کلام ادامه یافتن
resumed
چکیده کلام ادامه یافتن
resume
چکیده کلام ادامه یافتن
runs
دوام یافتن ادامه دادن
robust
که کار را پس از خطا ادامه میدهد
robustly
که کار را پس از خطا ادامه میدهد
how long is the rope
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
to rumble on
[British E]
ادامه دادن به شکایت پر سرو صدا
pull off
باوجود مشکلات بکارخود ادامه دادن
resumptive
ادامه دهنده دوباره بدست اورنده
run on
ادامه دادن متن بدون توقف
continue port/starboard
چرخش به سمت چپ یا راست را ادامه دهید
border break
ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشیه ان
There's more to come.
<idiom>
باز هم هست.
[هنوز ادامه داره]
pick up
<idiom>
ادامه دادن ،دوباره شروع کردن
to keep the field
جنگ یاعملیات جنگی را ادامه دادن
I can't go on any longer.
من دیگر نمی توانم ادامه بدهم.
continuous
آنچه بدون توقف ادامه یابد
head pole
تیری که از پشت اسب تاکنارسرش ادامه دارد
There's no need to elaborate.
لازم نیست که شما در ادامه چیزی بگید.
let (something) ride
<idiom>
ادامه دادن بدون عوض شدن شرایط
inviable
عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
play out one's option
ادامه بازی در تیم پس ازپایان قرارداد بدون قراردادجدید
extends
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
extending
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
to continue one's progress
پیشرفت خودرا ادامه دادن همواره جلو رفتن
set in
<idiom>
تغییرات آب وهوا شروع وممکنه ادامه داشته باشد
carry one's bat
تا پایان بازی ادامه دادن کارتوپزن بدون سوختن
extend
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
down
توپ اسکواش دو بار به زمین خورده ناتوان از ادامه مبارزه
increment
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
recoverable error
نوع خطا که امکان ادامه اجرای برنامه پس ازرویدادن ان میدهد
increments
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
attention code
حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
heavy and light system
روش کاستن وزن با اغاز باوزنه سنگین و ادامه با وزنههای سبکتر
privileged
مجاز به ادامه مسیر و گرفتن سرعت درصورت رسیدن قایق دیگر به ان
drilling pattern
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
tenant by sufference
مالک معترض اونشود و تصرفش ادامه پیداکند این عنوان به او اطلاق میشود
redundancy
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
enjambment
دنبالهء سخنی رادرشعریابیت بعدی ادامه دادن دنباله سطری رابه سطردیگرکشیدن
redundancies
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
ionosphere
قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
waiting state
وضعیت کامپیوتر که در آن برنامه درخواست ورودی یا سیگنال میکند پیش از ادامه اجرا
recoveries
نرم افزاری که به طورخودکارپس ازبروزخطا کارکندبرای اطمینان یافتن ازاینکه سیستم عملیات را ادامه میدهد
recovery
نرم افزاری که به طورخودکارپس ازبروزخطا کارکندبرای اطمینان یافتن ازاینکه سیستم عملیات را ادامه میدهد
bench check
ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
hitch and go
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد
wheel sucker
دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
robustness
توانایی سیستم برای ادامه کار کردن حتی با وجود خطا در حین اجرای برنامه
backward chaining
روشی برای استدلال که ازهدف مطلوب شروع و به سمت حقایق از قبل شناخته شده ادامه می یابد
boostrap operation
عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
To stay the course .
تا آخر ماندن ( به مسابقه و مبارزه وغیره تا آخر ادامه دادن )
lock on
قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
The main road bears to the right.
این جاده اصلی به کمی راست
[مورب در سمت راست]
ادامه دارد.
plumbery
سرب کاری کارخانه سرب کاری
mosaics
موزاییک کاری معرق معرق کاری
hidden momentum of population growth
نیروی محرکه پنهان رشدجمعیت فرایندی پویا ولی غیرفعال ازافزایش جمعیت که حتی پس ازکاهش نرخهای زاد و ولد ادامه مییابد
filed
زمینه اصلی فرش
[که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
ascii
رشتهای از حروف ASCII که در ادامه کد ASCII صفر را به عنوان بیان کننده انتهای رشته دارا می باشند
There's more to come.
<idiom>
هنوز تموم نشده.
[هنوز ادامه داره]
sustains
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com