English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
beadle مستخدم جزء کلیسا یادانشگاه
Other Matches
exonarthex [هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
prebendary دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
elder ارشد کلیسا شیخ کلیسا
mattriculation دخول در دانشکده یادانشگاه
academian عضو دانشکده یادانشگاه
matriculates در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculated در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
syndic نماینده یا وکیل یک شرکت یادانشگاه
matriculating در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculate در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
to knock out پس ازبسته شدن دردانشکده یادانشگاه درزدن وبیرون رفتن
freshers نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
fresher نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
employee مستخدم
servitor مستخدم
livery مستخدم
liveries مستخدم
employe مستخدم
bedel مستخدم
bedell مستخدم
public servant مستخدم دولت
civil servant مستخدم دولتی
employee مستخدم زن کارمند
public servant مستخدم عمومی
domestic مستخدم یاخادمه
houseman مستخدم خانه
civil servant مستخدم کشوری
man نوکر مستخدم
employe مستخدم زن کارمند
civil servants مستخدم کشوری
civil servants مستخدم دولتی
housemen مستخدم خانه
livery لباس مستخدم
retainer ملازم مستخدم
retainers ملازم مستخدم
liveries لباس مستخدم
mans نوکر مستخدم
man friday مستخدم یا یارخیلی مفید
civil servant مستخدم یا کارمند دولت
civil servants مستخدم یا کارمند دولت
ancillary مستخدم بومی مربوط به کلفت
Berlin کالسکهی چهارچرخهای که در عقب آن رکابی برای ایستادن یک مستخدم وجود دارد
churches کلیسا
kirk کلیسا
churchgoers کلیسا رو
churchgoer کلیسا رو
stair towers turrets کلیسا
church کلیسا
bethel کلیسا
chapelry حوزه کلیسا
kirkman عضو کلیسا
croud سرداب کلیسا
croude سرداب کلیسا
crowd سرداب کلیسا
Ecclesilogy کلیسا شناسی
double church کلیسا دو طبقه
churchly مربوط به کلیسا
nave portal مدخل کلیسا
chancel محراب کلیسا
camarin معبد در کلیسا
territoriality کلیسا سالاری
ostiary دربان کلیسا
crowde سرداب کلیسا
territorialism کلیسا سالاری
tympan جبهه کلیسا
tympanon جبهه کلیسا
tympanum جبهه کلیسا
undercroft اتاق کلیسا
ambulacrum صحن کلیسا
blind storey تریبون کلیسا
lay reader قاری کلیسا
kirk به کلیسا رفتن
god's acre محوطه کلیسا
facing the church روبروی کلیسا
presbyter شیخ کلیسا
sextons خادم کلیسا
steeples مناره کلیسا
steeples برج کلیسا
steeple مناره کلیسا
churchyards حیاط کلیسا
transept جناح کلیسا
churchyards حصار کلیسا
churchmen نگهبان کلیسا
crypt سرداب کلیسا
crypts سرداب کلیسا
transepts بازویی کلیسا
churchyard حصار کلیسا
churchyard حیاط کلیسا
naves رواق کلیسا
transepts جناح کلیسا
sexton خادم کلیسا
nave رواق کلیسا
ecclesiastical منسوب به کلیسا
churchman نگهبان کلیسا
congregations حضاردر کلیسا
congregation حضاردر کلیسا
steeple برج کلیسا
transept بازویی کلیسا
bans اعلان ازدواج در کلیسا
banning اعلان ازدواج در کلیسا
shepherdess شبان کلیسا که زن باشد
shepherdesses شبان کلیسا که زن باشد
the church e. سازمان قانونی کلیسا
ban اعلان ازدواج در کلیسا
belfry برج ناقوس کلیسا
belfries برج ناقوس کلیسا
tazza سنگاب بزرگ کلیسا
Deans رئیس کلیسا یادانشکده
Dean رئیس کلیسا یادانشکده
helm [تاج مخروطی کلیسا]
narthex ایوان غربی کلیسا
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
chancel-rail نرده مشبک [کلیسا]
chancel-arch قوسی شبستان کلیسا
ante-church پیش ناو کلیسا
chancelor جداره مشبک [کلیسا]
cathedra [صندلی اسقف در کلیسا]
back-aisle راهرو پشت کلیسا
epi [مناره مخروطی کلیسا]
esonarthex [هشتی ورودی کلیسا]
aumbry [تورفتگی در دیوار کلیسا]
altar-table میز مقدس در کلیسا
cross-aisle [گوشواره عرضی کلیسا]
spire تاجک مخروطی کلیسا
presbyter کشیش سرپرست کلیسا
crossing tower برج تقاطع در کلیسا
pastorium مقر شبان کلیسا
pastorate مقام شبانی کلیسا
parvis حیاط یا دیوارجلو کلیسا
parament تزئینات اویختنی کلیسا
lay clerk سرود خوان کلیسا
church warden متصدی دارایی کلیسا
spires تاجک مخروطی کلیسا
almonry صدقه خانه کلیسا
narthex هشتی ورودی کلیسا
campanile برج کلیسا منار
campanile محل ناقوس کلیسا
chanter سرود خوان کلیسا
bema [بلندترین قسمت شبستان کلیسا]
hagioscope [گشادگی اریب در دیوار کلیسا]
Gospel side [قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
feretory [صندوق آثار مقدس کلیسا]
choir loft جای مخصوص خواندن کلیسا
disestablish کلیسا را از ازادی محروم کردن
epistle side [محراب در گوشه جنوبی کلیسا]
disestablished کلیسا را از ازادی محروم کردن
impropriator تفریط کننده دارایی کلیسا
deambulatory [راهرو یا گردشی در صدر کلیسا]
disestablishing کلیسا را از ازادی محروم کردن
deanship مقام ریاست دانشکده یا کلیسا
auditory [نام قدیمی شبستان کلیسا]
churchgoers کسی که مرتب به کلیسا میرود
disestablishes کلیسا را از ازادی محروم کردن
piscina حوض شنا سنگاب کلیسا
churchgoer کسی که مرتب به کلیسا میرود
abbeys کلیسا نام کلیسای وست مینستر
abbey کلیسا نام کلیسای وست مینستر
bridal door [مدخل مزین در گوشه های کلیسا]
ecclesiastic علم ادارهء کلیساها مربوط به کلیسا
sedilia یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
sacristy محل نگاهداری فروف مقدسه کلیسا
sacristan متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
chancel-screen [پرده ای که محراب را از کلیسا جدا می کند.]
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
fore [جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
ecclesiastics علم ادارهء کلیساها مربوط به کلیسا
credence [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
quirister دسته سرودخوانان کلیسا باهم خواندن
anthems سرودی که دسته جمعی در کلیسا میخوانند
anthem سرودی که دسته جمعی در کلیسا میخوانند
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
nave سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
mninster دیر عبادتگاه رئیس راهبان کلیسا
naves سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
lichgate طاق نمای مشرف بحیاط کلیسا
agape غذای سبک پس ار جشنی در کلیسا [دین]
inquisition تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisitions تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
antechoir جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
acrus choralis [جدار بین گروه کر و شبستان کلیسا]
poppy head خشخاش ارایش گلدسته واردربالای صندلیهای کلیسا
the churach built him up کلیسا اورا تربیت یا تهذیب اخلاق کرد
advowson حق تعیین مقام برای تصدی اموروقفی کلیسا
to i. any one into abenefice کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
impropriation دادنی دارایی کلیسا و مانند ان بغیر روحانیون
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
celure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
ceilure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
cellure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
Doom [نمایش تصویری از آخرین قضاوت عیسی مسیح در کلیسا]
altar-niche [تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
verger متصدی نشان دادن محل جلوس مردم در کلیسا
arch-rib [قوسی زیر طاق که از شبستان یا دالان کلیسا می گذرد.]
prebend محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
prebendal محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
ampullae niche [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
ante-choir [فضای خالی جلوی تریبون دسته همسرایان در کلیسا]
encaenia جشن سالیانه تاسیس شهر یاتقدیر کلیسا یا معبدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com