English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
English Persian
forth مسیر ازاد
Search result with all words
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
back pedalling brake ترمز مسیر ازاد
glide path مسیر فرود ازاد
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
green flag پرچم ازاد بودن مسیر مسابقه اتومبیلرانی
mean freepath مسیر ازاد متوسط
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
ultra high vacuum مسیر ازاد متوسط هوا
Other Matches
fasts سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
grooves خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
groove خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
free enterprise اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
trunkair route مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
freed ازاد
fetterless ازاد
self-service ازاد
freeing ازاد
frees ازاد
exempted ازاد
freemen ازاد
unattached ازاد
exempting ازاد
absolutes ازاد
absolute ازاد
disengaged ازاد
freeman ازاد
at ease ازاد
exempt ازاد
sweepers بک ازاد
open ازاد
loose ول ازاد
stand at ease ازاد
stand easel ازاد
suspended floor کف ازاد
sweep back بک ازاد
free play ازاد
footloose ازاد
unrestrained ازاد
sweeper بک ازاد
opens ازاد
go as you please ازاد
unihibit ازاد
unihibited ازاد
opened ازاد
looser ول ازاد
slack water اب ازاد
loosest ول ازاد
free ازاد
exempts ازاد
immundity ازاد
immune ازاد
self service ازاد
self administered ازاد
idle line خط ازاد
degage ازاد
free association تداعی ازاد
free aqifer سفره ازاد
free atmosphere اتمسفر ازاد
dialing tone بوق ازاد
deallocate ازاد کردن
fingerling ماهی ازاد
emancipator ازاد کننده
extrication ازاد کردن
drifting mine مین ازاد
deallocation ازاد سازی
foul line خط پرتاب ازاد
floating ribs دندههای ازاد
enfranchize ازاد کردن
free climbing صعود ازاد
free competition رقابت ازاد
free maneuver حرکت ازاد
free gyro ژایرو ازاد
self employed شغل ازاد
free format در قالب ازاد
self-employed شغل ازاد
blue water دریای ازاد
mare liberum دریای ازاد
free flow جریان ازاد
free enterprise کسب ازاد
free markets بازار ازاد
free market بازار ازاد
discharge ازاد کردن
free maneuver مانور ازاد
discharges ازاد کردن
free line signal سیگنال خط ازاد
free in trade تجارت ازاد
free hit ضربه ازاد
unrestrained ازاد نامحدود
open market بازار ازاد
free float فرجه ازاد
open air در هوای ازاد
out of doors فضای ازاد
free expansion انبساط ازاد
free enthalpy انتالپی ازاد
free energy انرژی ازاد
free electron الکترون ازاد
free economy اقتصاد ازاد
free ports بندر ازاد
out of doors در هوای ازاد
outdoor درهوای ازاد
free flight موشک ازاد
free flight پرواز ازاد
free field حوزه ازاد
gratis مجانی ازاد
free port بندر ازاد
open وزن ازاد
relieving ازاد بریدن
paraphrase ترجمه ازاد
paraphrased ترجمه ازاد
paraphrases ترجمه ازاد
paraphrasing ترجمه ازاد
unwrap ازاد کردن
unwrapped ازاد کردن
unwrapping ازاد کردن
unwraps ازاد کردن
liberalization ازاد کردن
liberated ازاد شده
enfranchise ازاد کردن
enfranchised ازاد کردن
enfranchises ازاد کردن
enfranchising ازاد کردن
idle ازاد گشتن
relieves ازاد بریدن
relieve ازاد بریدن
opened ازاد اشکار
opened وزن ازاد
salmon ماهی ازاد
alfresco درهوای ازاد
opens ازاد اشکار
opens وزن ازاد
headroom سقف ازاد
emancipate ازاد کردن
emancipated ازاد کردن
emancipates ازاد کردن
emancipating ازاد کردن
liberate ازاد کردن
liberates ازاد کردن
liberating ازاد کردن
idled ازاد گشتن
idles ازاد گشتن
cantilever تیر سر ازاد
cantilever beam تیر ازاد
carbon free کربن ازاد
self-service با انتخاب ازاد
self service با انتخاب ازاد
carbon free ذغال ازاد
cast loose ازاد کردن
catch as catch can کشتی ازاد
charity line خط پرتاب ازاد
sharity stripe خط پرتاب ازاد
charity shot پرتاب ازاد
clear span دهانه ازاد
clearance angle زاویه ازاد
cut clear ازاد بریدن
cut free ازاد بریدن
boosted rocket موشک ازاد
autonomous operation عملیات ازاد
free will اراده ازاد
idlest ازاد گشتن
liberation ازاد کردن
absolutes ازاد از قیودفکری
kippers ماهی ازاد نر
kipper ماهی ازاد نر
insular غیر ازاد
liberator ازاد کننده
free fall سقوط ازاد
liberators ازاد کننده
ad lib feeding تغذیه ازاد
affranchize ازاد کردن
arm's length معاملات ازاد
at ease فرمان ازاد
backs سطح ازاد
back سطح ازاد
datum level سطح اب ازاد
slip joint اتصال ازاد
playing حرکت ازاد
freeness ازاد بودن
relief angle زاویه ازاد
played حرکت ازاد
planer tree درخت ازاد
play حرکت ازاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com