English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
career مسیر مقام یاشغل
careered مسیر مقام یاشغل
careering مسیر مقام یاشغل
careers مسیر مقام یاشغل
Other Matches
to trash something [American E] لگد زدن به [چیزی] [مانند مسیر مقام یا شغل]
to bin something لگد زدن به [چیزی] [مانند مسیر مقام یا شغل]
to trash something [American E] دور انداختن [چیزی] [مانند مسیر مقام یا شغل]
to bin something دور انداختن [چیزی] [مانند مسیر مقام یا شغل]
by-lines کار یاشغل اضافی وزائد
by line کار یاشغل اضافی وزائد
by-line کار یاشغل اضافی وزائد
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
fastest سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
grooves خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
groove خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
switched network backup انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
embassage مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
functions مقام
offices مقام
places مقام
connexions مقام
eminency مقام
function مقام
functioned مقام
office مقام
stand مقام
place مقام
pank مقام
paripassu هم مقام
status مقام
authority مقام
equipotential هم مقام
pew مقام
foothole مقام
placing مقام
eminence مقام
pews مقام
connection مقام
settings مقام
positioned مقام
setting مقام
standing مقام
stage مقام
rete مقام
position مقام
opposite number هم مقام
stature مقام
stages مقام
deplume از مقام انداختن
vicars قائم مقام
station مقام مستقرکردن
placing مقام رتبه
surreptitiously قائم مقام
deputies قائم مقام
eminently با علو مقام
places مقام رتبه
colonelcy مقام سرهنگی
vice chancellor قائم مقام
deputy قائم مقام
devil may care بی توجه به مقام
stationed مقام مستقرکردن
post- مقام مسئولیت
posted مقام مسئولیت
posts مقام مسئولیت
post مقام مسئولیت
locum قائم مقام
substituted قائم مقام
locums قائم مقام
substituting قائم مقام
first water بالاترین مقام
duumvir شریک مقام
reinstatement تثبیت در مقام
vicar قائم مقام
substitute قائم مقام
stations مقام مستقرکردن
Highness بلندی مقام
Highnesses بلندی مقام
ducal مقام دوک
officiating مقام رسمی
officiates مقام رسمی
officiate مقام رسمی
priesthood مقام کشیش
much عالی مقام
officiated مقام رسمی
rank سلسله مقام
ranked سلسله مقام
dignity مقام رتبه
preferment مقام افتخاری
capacities استعداد مقام
capacity استعداد مقام
editorship مقام سردبیری
eminent والا مقام
professorship مقام استادی
knighthoods مقام سلحشوری
professorships مقام استادی
infra dig دون مقام
marquises مقام مارکیز
marquis مقام مارکیز
commandery مقام فرماندهی
dignitaries عالی مقام
dignitary عالی مقام
bishopric مقام اسقفی
position مرتبه مقام
baronage مقام بارونی
attorneyship مقام وکالت
positioned مرتبه مقام
receivership مقام امانت
vice-chancellors قائم مقام
vice-chancellor قائم مقام
defensive مقام تدافع
marquess مقام مارکیز
marquesses مقام مارکیز
ranks سلسله مقام
peerages مقام سناتوری
peerage مقام سناتوری
knighthood مقام سلحشوری
place مقام رتبه
senatorship مقام سناتوری
status symbol علامت مقام
papal dignity مقام پاپ
status symbols علامت مقام
A musical tone . مقام ( درموسیقی )
oldman مقام فرماندهی
officeholder شاغل مقام
papacy مقام پاپی
men of position صاحبان مقام
mastership مقام استادی
man of place صاحب مقام
stating مقام ورتبه
states مقام ورتبه
surrogate قائم مقام
stated مقام ورتبه
office-holders صاحب مقام
titles اسم مقام
subsitute قائم مقام
see of rome مقام پاپ
roll stand مقام نورد
professoriat مقام استادی
priorate مقام اسبق
prelacy مقام اسقفی
viscounty مقام ویکنت
vizierate مقام وزارت
placer مقام دار
viziership مقام وزارت
wardenship مقام ریاست
shrievalty مقام ومنصب
high-class والا مقام
office-holder صاحب مقام
title اسم مقام
state- مقام ورتبه
successor قائم مقام
directorate مقام مدیریت
doctors of eminence پزشکان پر مقام
kaiserdom مقام قیصر
khedivate مقام خدیو
khediviate مقام خدیو
directorates مقام مدیریت
kingship مقام سلطنت
in power صاحب مقام
state مقام ورتبه
knight errantry مقام سلحشوری
surrogates قائم مقام
locumtenens قائم مقام
slip proof مقام در برابر لغزش
wardership مقام زندانبان زندانبانی
deputies نایب قائم مقام
vicegerent جانشین قائم مقام
speakership مقام ریاست مجلس
using agency مقام استفاده کننده
unmake خلع مقام کردن
To attain position and wealth. به مقام وثروت رسیدن
ultra vires بسیار عالی مقام
tribuneship مقام حامی ملت
tribunate مقام یامسند قضاوت
sanctity حرمت علو مقام
deputies قائم مقام جانشین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com