Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
hamilton's equations of motion
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
Other Matches
equations of motion
معادلات حرکت
lagrange's equations of motion
معادلات حرکت لاگرانژ
structural form
شکل اولیه معادلات در سیستم معادلات هم زمانی در اقتصاد سنجی
field equation
معادلات میدان
independent equations
معادلات مستقل
errors in equations
خطا در معادلات
recursive equations
معادلات تکراری
quadratic equation
معادلات درجه دو
differential equations
معادلات دیفرانسیل
euler equations
معادلات اولر
differential equations
معادلات مشتق
lagrange's equation
معادلات لاگرانژ
simultaneous equations
معادلات همزمانی
partial differential equation
معادلات دیفرانسیل جزئی
partial regression equation
معادلات رگرسیون سهمی
simultaneous equation system
نظام معادلات همزمانی
quadratics
مبحث معادلات درجه دوم
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
system of linear equations
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
newton raphson
اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
three stage least squares method
روش حداقل مربعات سه مرحلهای برای تخمین پارامترهای معادلات همزمانی در اقتصاد سنجی
hamiltonian function
تابع هامیلتونی
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
k day
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
move on
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
ambulation
حرکت
shifts
حرکت
stills
بی حرکت
immobile
بی حرکت
motionless
بی حرکت
moveless
بی حرکت
stock-still
بی حرکت
statist
بی حرکت
geste
حرکت
gest
حرکت
animal
حس و حرکت
as you were
حرکت از نو
animals
حس و حرکت
stationary
بی حرکت
stillest
بی حرکت
stiller
بی حرکت
agog
در حرکت
shifted
حرکت
shift
حرکت
demeanour
حرکت
behaviour
حرکت
travels
حرکت
traveled
حرکت
afloat
در حرکت
agoing
در حرکت
travel
حرکت
still
بی حرکت
movement
حرکت
locomotion
حرکت
progressing
حرکت
moved
حرکت
departure
حرکت
moves
حرکت
departures
حرکت
move
حرکت
progresses
حرکت
progressed
حرکت
progress
حرکت
animations
حرکت
stirs
حرکت
frozen
بی حرکت
vapid
بی حرکت
behavior
حرکت
behaviuor
حرکت
scrolling
حرکت
stirabout
حرکت
animation
حرکت
running
در حرکت
motioning
حرکت
traverses
حرکت
motions
حرکت
inert
بی حرکت
patting
بی حرکت
patted
بی حرکت
pats
بی حرکت
pat
بی حرکت
stir
حرکت
sedentary
بی حرکت
stirred
حرکت
stirrings
حرکت
gesture
حرکت
gestured
حرکت
otiose
بی حرکت
motioned
حرکت
on the move
در حرکت
circulation
حرکت
oi
در حرکت
gesturing
حرکت
demeanor
حرکت
traverse
حرکت
circulations
حرکت
motion
حرکت
traversing
حرکت
maneuver
حرکت
traversed
حرکت
square move
حرکت
stock still
بی حرکت
vowel point
حرکت
haviour
حرکت
hold still
<idiom>
بی حرکت
lunged
حرکت لانژ
glassily
بطورمات و بی حرکت
proceeded
حرکت به جلو
lunging
حرکت لانژ
lateral shifts
حرکت جانبی
lunge
حرکت لانژ
get under way
حرکت کردن
kinematics
حرکت شناخت
downward movement
حرکت رو به پایین
inter play
حرکت محدود
harmonic motion
حرکت هماهنگ
have way on
حرکت کردن
movement order
دستور حرکت
movement credit
نوبت حرکت
horizontal scrolling
حرکت افقی
moveability
قابلیت حرکت
human movement
حرکت انسان
immobilization
بی حرکت شدن
in gear
اماده حرکت
inertly
بطوربی حرکت
move out
حرکت کنید
standstill
بدون حرکت
lunges
حرکت لانژ
intentional movement
حرکت عمدی
gamma movement
حرکت گاما
proceed
حرکت به جلو
linear movement
حرکت خطی
elastic behavior
حرکت ارتجاعی
liner momentum
اندازه حرکت
expressive movement
حرکت بیانگر
maneuver and fire
اتش و حرکت
electromotion
حرکت برق
velocity
سرعت حرکت
move mode
باب حرکت
motor oriented
حرکت گرا
motor ability
قابلیت حرکت
motion study
مطالعه ی حرکت
moore
حرکت مور
motion study
حرکت پژوهی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com