Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
magnetic storage
منبع مغناطیسی
Search result with all words
polarities
روش بیان اینکه آیا یک نقط ه منبع یا collector الگوهای فلوی مغناطیسی است یا نه
polarity
روش بیان اینکه آیا یک نقط ه منبع یا collector الگوهای فلوی مغناطیسی است یا نه
magnetic energy storage
منبع انرژی مغناطیسی
magnetic store
حافظه یا منبع مغناطیسی
Other Matches
ups
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
magnetic induction
چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
deadlock
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
line source
منبع خطی منبع شبکه
softer
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softest
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
mediums
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
ferromagnetic material
هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
tape
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
degauss
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
tapes
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic ink character recognition
تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
record
گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
magnetic skin effect
جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
magnetic blowout
خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
permalloy
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic reluctance
مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic flow
فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic ritation
گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic deflector
یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic flux density
چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
magnetic flux
فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
dispersion
پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
source
منبع
resource
منبع
water supplies
منبع اب
source code
کد منبع
fount
منبع
water supply
منبع اب
head spring
منبع
fountains
منبع
fountain
منبع
receptacle
منبع
hotbed
منبع
hotbeds
منبع
pools
منبع
pooled
منبع
pool
منبع
cisterns
منبع اب
resourc
منبع
cistern
منبع اب
cistern
منبع
references
منبع
reference
منبع
rootstock
منبع
origin
منبع
small reservoir at well top
منبع
origins
منبع
receptacles
منبع
supply
منبع
supplying
منبع
wellspring
منبع
supplied
منبع
water system
منبع اب
cisterns
منبع
second source
منبع دوم
source
منبع برق
original
منبع سرچشمه
source
منبع منشاء
attack origine
محل یا منبع تک
light source
منبع نور
authority
منبع موثق
energizer
منبع انرژی
originals
منبع سرچشمه
energy supply
منبع انرژی
heat supply
منبع حرارتی
cold water supply
منبع ابسرد
excitation source
منبع برانگیختگی
thermal reservoir
منبع گرمایی
thermal reservoir
منبع گرما
cold body
منبع سرد
light point
منبع روشنایی
mined
منبع مامن
fountainhead
منبع خبر
resource management
مدیریت منبع
radiation source
منبع تشعشع
aliunde
از منبع دیگر
power supplay
منبع تغذیه
wellhead
منبع چشمه
power supply
منبع انرژی
power supply
منبع تغذیه
isogenous
دارای یک منبع
power source
منبع قدرت
voltage source
منبع الکتریسیته
grid bias supply
منبع ولتاژشبکه
agency of communications
منبع ارتباط
resource file
فایل منبع
resource allocation
اختصاص منبع
message source
منبع پیام
lighting source
منبع روشنایی
voltage source
منبع ولتاژ
voltage source
منبع قدرت
resource sharing
اشتراک منبع
source of power
منبع انرژی
current supply
منبع جریان
resource
منبع ممر
power supplay
منبع قدرت
information source
منبع اطلاعات
mine
منبع مامن
mines
منبع مامن
source computer
کامپیوتر منبع
source data
دادههای منبع
word of mouth
<idiom>
از منبع موثق
source document
سند منبع
source language
زبان منبع
noise
منبع تغذیه
source listing
لیست منبع
source of power
منبع قدرت
source program
برنامه منبع
neutron source
منبع نوترون
electron emitter
منبع الکترون
image source
منبع تصویر
noises
منبع تغذیه
cooling water supply
منبع اب سرد
incandescent source
منبع ملتهب
mains supply
منبع شبکه
source routine
روال منبع
source register
ثبات منبع
system resource
منبع سیستم
elevator boot
منبع بالابر
elevated tanke
منبع اب هوائی
data source
منبع داده
store of value
منبع ارزش
illuminant
منبع نور
motor-
منبع نیروی مکانیکی
turn-offs
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
low frequency source
منبع فرکانس پایین
line source
منبع خطی شکل
cisterns
حوضچه ارامش منبع
gravy trains
منبع در امد نامشروع
internal power supply
منبع تغذیه داخلی
low voltage supply
منبع فشار ضعیف
magnetic tape store
منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
light source colour
رنگ منبع نور
non renewable resource
منبع تجدید ناپذیر
information resource management
مدیریت منبع اطلاعات
turn-off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
goldmines
منبع در آمد سرشار
motored
منبع نیروی مکانیکی
motors
منبع نیروی مکانیکی
turn off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
cistern
حوضچه ارامش منبع
motor
منبع نیروی مکانیکی
mechanical energy reservoir
منبع انرژی الکتریکی
non renewable resource
منبع بازگشت ناپذیر
switched
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
welding source
منبع جریان جوش
bonanzas
منبع عایدی مهم
voltage source
منبع فشار الکتریکی
bonanza
منبع عایدی مهم
resource sharing
اشتراک گذاشتن منبع
authority
منبع صحیح و موثق
candlepower
شدت نور یک منبع
switches
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
source listing
لیست برداری منبع
emergency power supply
منبع قدرت اضطراری
electronic power supply
منبع تغذیه الکترونیکی
gravy train
منبع در امد نامشروع
source data automation
خودکاری داده منبع
x ray source
منبع اشعه رونتگن
goldmine
منبع در آمد سرشار
switch
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
provenance
منبع
[باستان شناسی]
archeological site
منبع
[باستان شناسی]
site of the find
منبع
[باستان شناسی]
power supply cable
کابل منبع تغذیه
power supply cable
کابل منبع قدرت
power supply switch
کلید منبع تغذیه
cash cow
<idiom>
منبع خوبی از پول
radix
پایه منبع اصلی
adscititious
دارای منبع خارجی
uninterruptable power supply
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
source data automation
کنترل خودکار داده منبع
gravy trains
منبع درامد بدون زحمت
lay in
<idiom>
ذخیره منبع وموجودی چیزی
mains power supply unit
واحد منبع تغذیه شبکه
aircraft battery
منبع الکتریکی برای هواپیما
mains electricity
منبع الکتریسیته محلی مشتریان
power
توقف منبع تغذیه الکتریکی
ghost signals
علایم راداری بدون منبع
powers
توقف منبع تغذیه الکتریکی
symbolic
نوشتن برنامه به زبان منبع
symbolically
نوشتن برنامه به زبان منبع
powering
توقف منبع تغذیه الکتریکی
r f power supply
منبع توان بسامد رادیویی
powered
توقف منبع تغذیه الکتریکی
gravy train
منبع درامد بدون زحمت
turn on
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switches
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
source
کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
switched
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com