English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
fixed material مواد پایدار
Other Matches
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
transudate مواد فرانشت شده مواد مترشحه
durable material مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
changeless پایدار
persistent پایدار
indissoluble پایدار
livelong پایدار
inexhaustible پایدار
stanch پایدار
constant پایدار
perdurable پایدار
constants پایدار
resistant پایدار
written in water نا پایدار
never failing پایدار
unflinching پایدار
abiding پایدار
permanent پایدار
stable پایدار
stables پایدار
durable پایدار
impermanent نا پایدار
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
permanent flow بده پایدار
fastest پایدار باوفا
fasts پایدار باوفا
unfailing کم نیامدنی پایدار
stable air هوای پایدار
inconstantly بطور نا پایدار
steady state وضعیت پایدار
proof weather هوا پایدار
undying پایدار فناناپذیر
stable پایدار پابرجا
indissolubly بطور پایدار
fasted پایدار باوفا
fast پایدار باوفا
stabilisers پایدار ساز
permanent magnet مغناطیس پایدار
baldachino سایبان پایدار
baldacchino سایبان پایدار
sustainable energy انرژی پایدار
dielectric strength پایدار دی الکتریکی
perdurably بطور پایدار
p.m. مغناطیس پایدار
baldaquin سایبان پایدار
stabilizer پایدار کننده
stabilisers پایدار کننده
stabilizer پایدار ساز
continuous fire اتش پایدار
magnets مغناطیس پایدار
magnet مغناطیس پایدار
undamped oscillation موج پایدار
steady growth رشد پایدار
undamped wave موج پایدار
stable airfoil ایرفویل پایدار
metastable نیم پایدار
baldachin سایبان پایدار
stable nucleus هسته پایدار
permanent پایدار ماندنی
continuous wave موج پایدار
metastable شبه پایدار
stable isotope ایزوتوپ پایدار
stable equilibrium تعادل پایدار
continous operation عملکرد پایدار
c.w. موج پایدار
steady state growth رشد پایدار
coarse mine مین پایدار
stables پایدار پابرجا
stable oscillation نوسان پایدار
sustained illumination روشنایی پایدار
air resistant پایدار در هوا
quasi stable elementry particle ذزه نیم پایدار
binary switch سویچی با دو وضعیت پایدار
metastable state حالت نیم پایدار
sustainable <adj.> پایدار [نسبت به آینده]
future-oriented <adj.> پایدار [نسبت به آینده]
diergolic خرج مایع پایدار
metastable state تراز نیم پایدار
hard goods اجسام پایدار ومقاوم
sustained fire اتش پایدار یادائمی
for good <idiom> برای همیشه ،پایدار
self sustaining growth رشد خود پایدار
semistable elementry particle ذره شبه پایدار
semistable elementry particle ذره نیم پایدار
metastable solution محلول شبه پایدار
metastable phase فاز شبه پایدار
metasable equilibrium تعادل شبه پایدار
frequency stabilization پایدار نمودن فرکانس
quasi stable elementry particle ذره شبه پایدار
steady state equilibrium تعادل در وضعیت رشد پایدار
equilibrium وضع ثابت و پایدار ترازمندی
dowel bar میله پایدار کننده بتن
continuous illumination روشنایی پایدار منطقه رزم
permanent magnet dynamic بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet centering تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
unfaling تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
warm-up روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
setting time [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
warm-ups روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
toggle مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
toggles مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
provisions مواد
materials مواد
material مواد
supplies مواد
alluvial deposit مواد رسوبی
fertile meterial مواد بارخیز
explosive ordnance مواد منفجره
active material مواد عامل
substitute material مواد جانشینی
magnetic materials مواد مغناطیسی
excess stock مواد اضافی
testing of materials ازمایش مواد
acetone bodies مواد استونی
accessory substances مواد فرعی
qualifying clauses مواد اصلاحی
bill of materials فهرست مواد
narcotic drugs مواد مخدر
muffling material مواد میرایی
suspended load مواد غوطه ور
miscellaneous provisions مواد متفرقه
backing material مواد محافظ
balsamic materials مواد بلسانی
natural products مواد طبیعی
feed stock مواد اولیه
fatigue of material فرسودگی مواد
supplies officer مسئول مواد
bill of material فهرست مواد
assets مواد لازم
maintenance materials مواد تعمیرات
direct material مواد مستقیم
materials management مدیریت مواد
materials requisition درخواست مواد
dissolved solids مواد محلول
cryptomaterial مواد رمز
sealing compound مواد ضد نشت
defense articles مواد پدافندی
radioactive material مواد رادیواکتیو
materials transfer notes دستورانتقال مواد
composite material مواد مرکب
cohesive material مواد چسبا
prints مواد چاپی
material balance موازنه مواد
material control کنترل مواد
material costs هزینههای مواد
materials handling جابجایی مواد
organic materials مواد الی
purview مواد اساسی
coherent materials مواد چسبنده
cohesive materials مواد چسبنده
acaricide مواد کنه کش
organic compound مواد آلی
instructional material مواد اموزشی
insulating compound مواد عایق
insulating material مواد عایق
glacial drift مواد یخرفته
operating supplies مواد کمکی
intromission مواد الحاقی
joint filler مواد درزبندی
joint filling compound مواد درزبندی
joint sealing material مواد درزبندی
raw materials مواد اولیه
raw materials مواد خام
protein مواد سفیدهای
proteins مواد سفیدهای
lubricant مواد روغنی
lubricants مواد روغنی
organic compound مواد شیمیایی
indirect materials مواد غیرمستقیم
overburden مواد رویی
explosives مواد سوزا
instruction material مواد درسی
washing agent مواد شوینده
oddments مواد گوناگون
nutrition مواد غذائی
mineral مواد معدنی
jointing material مواد پرکننده
fix مواد مخدره
letter press مواد چاپی
printed مواد چاپی
inorganic materials مواد غیرالی
fixes مواد مخدره
producer's goods مواد تولیدی
printed matter مواد چاپی
colorant مواد رنگی
practice material مواد تمرینی
fission products مواد اتمی
raw material مواد خام
fine aggregate مواد ریز
petroleum مواد نفتی
medics مواد دارویی
print مواد چاپی
stocks مواد ذخیره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com