English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
wiring موسسه سیم سازی
Search result with all words
winery کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
Other Matches
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
institutionalize در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
instituting موسسه
stablishment موسسه
corporations موسسه
corporation موسسه
institutes موسسه
institute موسسه
enterprise موسسه
establishment موسسه
establishments موسسه
instituted موسسه
institution موسسه
inst موسسه
enterprises موسسه
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
installation property مایملک موسسه
charity موسسه خیریه
charitable institution موسسه خیریه
discount house موسسه تنزیل
bindery موسسه صحافی
charities موسسه خیریه
installations موسسه نظامی
installation موسسه نظامی
pawnshop موسسه رهنی
translation agency موسسه ترجمه
foundress موسسه بانیه
civilian enterprise موسسه غیرنظامی
finance house موسسه مالی
enterprises موسسه اقتصادی
entities موسسه مستقل
closed shop موسسه کارشناسی
closed shops موسسه کارشناسی
economic unit موسسه دولتی و ...
credit institution موسسه اعتباری
enterprise موسسه اقتصادی
businesses موسسه بازرگانی
business موسسه بازرگانی
correctional institution موسسه تادیبی
foundation موسسه خیریه
entity موسسه مستقل
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
charles babbage institute موسسه چارلز بابیج
firmest کارخانه موسسه بازرگانی
financial intermediary موسسه مالی واسطه
enterprise موسسه یا بنگاه اقتصادی
consolidation ادغام دو یا چند موسسه
jobholder عضو ثابت موسسه
nonprofit firm موسسه غیر انتفاعی
institute of materials management موسسه مدیریت مواد
carriers موسسه حمل و نقل
joint enterprise موسسه اقتصادی مشترک
establishments موسسه دسته کارکنان
establishment موسسه دسته کارکنان
carrier موسسه حمل و نقل
shipping agent موسسه حمل کالا
enterprises موسسه یا بنگاه اقتصادی
firm کارخانه موسسه بازرگانی
firmer کارخانه موسسه بازرگانی
social service موسسه تعاون اجتماعی
consolidation ادغام دو یاچند موسسه
firms کارخانه موسسه بازرگانی
social welfare موسسه رفاه اجتماعی
sovkhoz موسسه کشاورزی وروستایی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
firms واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
international organisation for standard موسسه بین المللی استاندارد
firmer واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
contracting carrier موسسه حمل و نقل موردقرارداد
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
american national standards institute موسسه ملی استانداردهای امریکا
firmest واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
clearinghouse موسسه تهاتری لندن انبار
firm واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
social audit ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
actual carrier موسسه حمل و نقل واقعی
haute couturer موسسه طراحی لباس ومد بانوان
interoffice مکاتبه و مراسله بین ادارات یک موسسه
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
outsider موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
outsiders موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
corporations شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
corporation شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
icot موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
net net worth ارزش کل داراییهای یک موسسه منهای قروض و تعهداتش
entrepreneur مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
entrepreneurs مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
institute for professionals ofcomputer certification موسسه تایید متخصص
admin تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
house organ مجله یا نشریهای که بین کارمندان یک موسسه پخش شود
confirming house موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations خنثی سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
ieee Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
combination توافق بین دو یا چند موسسه به منظور دست یافتن به بهره بیشتر
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
long run مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
pyramiding سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
subactivity یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
service bureau دفتر خدماتی موسسه خدماتی
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
truncation بی سر سازی
pavements کف سازی
idolization بت سازی
local anasthesia سر سازی
flection خم سازی
pavement کف سازی
flooring کف سازی
stylization مد سازی
bridgework پل سازی
bridge building پل سازی
repk lection پر سازی
individualization تک سازی
individuation تک سازی
retortion خم سازی
retortion کج سازی
individualizing تک سازی
individualizes تک سازی
individualized تک سازی
deflexion خم سازی
compaction تو پر سازی
individualised تک سازی
padding له سازی
individualising تک سازی
individualises تک سازی
individualize تک سازی
forgeries سند سازی
emulation نمونه سازی
forgeries صورت سازی
elution پاکیزه سازی
seduction گمراه سازی
dwelling construction اپارتمان سازی
individualization منفرد سازی
individualization فرد سازی
solutions چاره سازی
relocation جابجا سازی
inurement معتاد سازی
insulating عایق سازی
neutralization خنثی سازی
simulation شبیه سازی
die making حدیده سازی
inculcation جایگیر سازی
stripping برهنه سازی
neutralization بی اثر سازی
emulsification امولسیون سازی
notification اگاه سازی
solution چاره سازی
insulates عایق سازی
die shop حدیده سازی
domestication اهلی سازی
inspissation غلیظ سازی
divestment بی بهره سازی
reductions ساده سازی
forgery سند سازی
reduction ساده سازی
roofing سقف سازی
implementation پیاده سازی
intensification پر قوت سازی
oscillation نوسان سازی
duplexing مضاعف سازی
dilution رقیق سازی
inebriation مست سازی
individuation جدا سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com