English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (3 milliseconds)
English Persian
sharp tuning میزان سازی تیز
Search result with all words
slug میزان سازی هستهای
slugged میزان سازی هستهای
slugs میزان سازی هستهای
tuning میزان سازی
fine tuning میزان سازی دقیق
fine turning میزان سازی دقیق
manual tuning میزان سازی با دست
optometric وابسته به میزان دید و عینک سازی
refresh rate تعداد دفعات در ثانیه که یک تصویر بر روی CRT بایدمجددا" ترسیم شود تا چشمک نزند میزان دوباره سازی
resonant line tuner میزان سازی با خط مواج
staggered tuning میزان سازی ردیفی
Other Matches
bond albedo نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
availability میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
tunes میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tune میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
self adjusting بخودی خود میزان شونده خود میزان
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
depth contour خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
levels میزان
metres میزان
level میزان
weight میزان
leveled میزان
volume میزان
volumes میزان
levelled میزان
metre میزان
scales میزان
yardsticks میزان
measure میزان
rates میزان
rate میزان
criterion میزان
balances میزان
adjustment میزان
adjustments میزان
units میزان
yardstick میزان
balance میزان
meters میزان
meter میزان
amount میزان
amounted میزان
amounting میزان
amounts میزان
unit میزان
rhythm میزان
infiltration rate میزان
rhythms میزان
noise level میزان خش
At the rate of . On a scale of . به میزان
librae میزان
libra میزان
scalage میزان
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
tuners میزان ساز
rain glass میزان سنج
rain glass میزان الهوا
rate of climb میزان صعود
rate of flow میزان جریان
line of cerdit میزان اعتبار
rate of loading میزان بارگذاری
libra برج میزان
amounts مقدار میزان
precipitation میزان رطوبت
rate of output میزان تولید
adjustment میزان کردن
quantity discount میزان تخفیف
gradients میزان شیب
tuners میزان کننده
tuner میزان ساز
tuner میزان کننده
speeds میزان شتاب
speeding میزان شتاب
speed میزان شتاب
incidence میزان بروز
allowances میزان مجاز
allowance میزان مجاز
gradient میزان شیب
rate of spending میزان مخارج
amounting مقدار میزان
Richter Scale میزان ریشتر
sprinkling میزان اندک
height adjustment میزان ارتفاع
resistance adjustment میزان پایداری
tension adjustment میزان فشار
salinity میزان شوری
voltage balance میزان ولتاژ
turbidity میزان کدری
rate of turn میزان گردش
amounted مقدار میزان
setscrew پیچ میزان
amount مقدار میزان
shear modulus میزان سختپایی
sensitivity میزان حساسیت
standardization میزان کردن
sensitivities میزان حساسیت
survival rate میزان ماندگاری
to figure up مبلغ یا میزان
measure واحد میزان
torsion balance میزان ت_نش
tuning indicator میزان نما
tuning meter میزان سنج
tuned میزان شده
consumption rate میزان مصرف
credit rating میزان اعتبار
damage criteria میزان خسارات
damage criteria میزان ضایعات
data rate میزان داده
decrement میزان کاهش
remedying درمان میزان
remedy درمان میزان
remedies درمان میزان
remedied درمان میزان
degree of protection میزان حفافت
degree of risk میزان خطر
barometers میزان الهواء
barometer میزان الهواء
conductance میزان هدایت
collision rate میزان برخورد
isometrics دارای یک میزان
isometric دارای یک میزان
humidity میزان رطوبت
quantum درجه میزان
effectiveness میزان تاثیر
modules اندازه میزان
module اندازه میزان
admission rate میزان پذیرش
alpha librae الفا- میزان
beta librae بتا- میزان
birthrate میزان موالید
calorimeter میزان الحراره
collimate میزان کردن
watermarks تعیین میزان مد اب
watermark تعیین میزان مد اب
delta librae دلتا- میزان
adjusts میزان کردن
adjusting میزان کردن
adjust میزان کردن
kiffa australis بتا- میزان
knock rating میزان بهسوزی
lapse rate میزان افت
level of effort میزان تلاش
performances میزان کارائی
performance میزان کارائی
demand surface میزان تقاضا
discount rate میزان تخفیف
ratings میزان عوارض
education stand میزان تحصیلات
rating میزان عوارض
equilibration میزان کردن
error rate میزان خطا
evaporimter میزان تبخیر
contour line خط میزان منحنی
par میزان متوسط
expenditure میزان مصرف
failure rate میزان خرابی
goodness of fit میزان انطباق
hygrometer میزان الرطوبه
precipitation میزان بارندگی
volume تعداد میزان
availability میزان دسترسی
meter مقیاس میزان
meters مقیاس میزان
aligns میزان کردن
aligning میزان کردن
focus میزان کردن
focuses میزان کردن
focusses میزان کردن
focussing میزان کردن
focused میزان کردن
aligned میزان کردن
align میزان کردن
volumes تعداد میزان
tempos میزان سرعت
tempo میزان سرعت
focussed میزان کردن
tune میزان کردن
tunes میزان کردن
level of strength میزان استعداد رزمی
gage میزان اندازه گیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com