English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (13 milliseconds)
English Persian
switch نافم حرکت
switched نافم حرکت
switches نافم حرکت
Search result with all words
pace setter نافم اهنگ حرکت
pace-setter نافم اهنگ حرکت
pace-setters نافم اهنگ حرکت
control vehicle تانک نافم حرکت
control vehicle خودرونافم ستون یا نافم حرکت
Other Matches
pace setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setters نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
manciple نافم
controller نافم
moderators نافم
regulator نافم
moderator نافم
regulators نافم
controllers نافم
regulator سوپاپ نافم
field regulator نافم میدان
drum controller نافم استوانهای
carbon pile regulator نافم کربنی
provost نافم دانشکده
provosts نافم دانشکده
current regulator نافم شدت
regulators سوپاپ نافم
linearity control نافم خطی
tirrill regulator نافم ارتعاشی
replenisher نافم روغن
regulating resistance مقاومت نافم
spark control نافم جرقه
potential regulator نافم ولتاژ
phase modifier نافم فاز
voltage regulator نافم ولتاژ
whipper نافم پارلمانی
manual controller نافم دستی
load regulator نافم بار
hold control نافم همزمانی
speed controls نافم سرعت
speed regulator نافم سرعت
contact voltage regulator نافم ولتاژ با کنتاکت
automatic volume control نافم خودکار صدا
replenisher استوانه نافم روغن
throttling rod پیستون نافم روغن
throttling shaft میله نافم روغن
induction voltage regulator نافم ولتاژ القائی
frequency controller رگولاتور یا نافم فرکانس
peaking control نافم اوج دهندگی
induction regulator نافم ولتاژ القائی
induction voltage regulator نافم ولتاژ با القا
automatic phase control نافم خودکار فاز
automatic gain control نافم خودکار فزونسازی
thermostats نافم درجه حرارت
automatic frequency control نافم خودکار بسامد
thermostat نافم درجه حرارت
schoolmaster نافم مدرسه مکتب دار
delayed a.v.c. نافم خودکار صدا با تاخیر
schoolmasters نافم مدرسه مکتب دار
throttling shaft میله نافم عبور روغن
synchronous sight دوربین نافم سیستم پرتاب بمب
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
gas governor نافم گاز گاورنر گاز
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
agog در حرکت
demeanour حرکت
demeanor حرکت
frozen بی حرکت
scrolling حرکت
stirred حرکت
stirrings حرکت
stirs حرکت
shifted حرکت
shifts حرکت
progressing حرکت
stock still بی حرکت
afloat در حرکت
behaviour حرکت
progresses حرکت
gesturing حرکت
stationary بی حرکت
stirabout حرکت
vapid بی حرکت
stock-still بی حرکت
moveless بی حرکت
motionless بی حرکت
traveled حرکت
gestured حرکت
departure حرکت
stir حرکت
statist بی حرکت
progressed حرکت
travels حرکت
progress حرکت
gesture حرکت
departures حرکت
travel حرکت
traverse حرکت
as you were حرکت از نو
stiller بی حرکت
still بی حرکت
agoing در حرکت
immobile بی حرکت
gest حرکت
geste حرکت
haviour حرکت
animals حس و حرکت
animal حس و حرکت
maneuver حرکت
stillest بی حرکت
stills بی حرکت
movement حرکت
behavior حرکت
behaviuor حرکت
ambulation حرکت
locomotion حرکت
animations حرکت
animation حرکت
traverses حرکت
motion حرکت
oi در حرکت
on the move در حرکت
otiose بی حرکت
inert بی حرکت
traversing حرکت
running در حرکت
motioned حرکت
motions حرکت
motioning حرکت
traversed حرکت
vowel point حرکت
patted بی حرکت
hold still <idiom> بی حرکت
pat بی حرکت
moved حرکت
move حرکت
circulations حرکت
circulation حرکت
pats بی حرکت
patting بی حرکت
sedentary بی حرکت
square move حرکت
moves حرکت
shift حرکت
sortie شروع حرکت
natural حرکت در عنوان
skews کج حرکت کردن
traverse حرکت درسمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com