English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English Persian
decompress ناهم فشرده کردن
Other Matches
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
self- فایل فشرده که حاوی برنامهای است که محتوای آن را از حالت فشرده در می آورد
congested فشرده انباشته شده بهم فشرده
inequivalence ناهم ارزی
out of phase ناهم فاز
nonaligned ناهم پیمان
heteronuclear ناهم هسته
nonsynchronous ناهم زمان
allopatric ناهم بوم
dissymmetry of lift ناهم اندزگی برا
incongruent melting ذوب ناهم نهشت
cast up فشرده کردن
compressing هم فشرده کردن
compresses هم فشرده کردن
compress هم فشرده کردن
Intel فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
icing مسلح کردن بتون فشرده کردن فولاد
compaction فشرده سازی متراکم کردن
file compression utility برنامه کمکی فشرده کردن فایل
discrete الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
compacting فشرده کردن بهم متصل کردن
compact فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted فشرده کردن بهم متصل کردن
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
compresses فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compress فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
turbojet توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
companding دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
CD E فرصتی که اجازه ضبط و پاک کردن داده را از دیسک فشرده میدهد
hovercrafts رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercraft رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
n-key rollover [این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
squeezing فشرده
intensive فشرده
squeezes فشرده
strained فشرده
congested در هم فشرده
squeezed فشرده
condensed به هم فشرده
compressed فشرده
compressive فشرده
squeeze فشرده
condensed فشرده
compressed air هوای فشرده
concise لب گو فشرده ومختصر
dices رقابت فشرده
incompressible فشرده نشدنی
fasciated بهم فشرده
compaction فشرده سازی
dicing رقابت فشرده
steel aloy فولاد فشرده
condensed type چاپ فشرده
compactions فشرده سازی
press part بخش فشرده
press board مقوای فشرده
dice رقابت فشرده
alloy steel فولاد فشرده
compact section مقطع فشرده
compact disk دیسک فشرده
condensive load بار فشرده
diced رقابت فشرده
condensed type نوع فشرده
packing فشرده سازی
ice crete بتون فشرده
packed decimal دهدهی فشرده
seried بهم فشرده
laser دیسک فشرده
lasers دیسک فشرده
massive گنده فشرده
succinct مجمل فشرده
massively گنده فشرده
mass practice تمرین فشرده
cast iron فولاد فشرده
compressed file فایل فشرده
repressed brick اجر فشرده
pack فشرده سازی
packs فشرده سازی
crushed <adj.> <past-p.> فشرده شده
depressed فشرده شدن
package program برنامه فشرده
coarctate بهم فشرده
compacted بهم فشرده خلاصه
bumped بار فشرده شده
CD audio روی دیسک فشرده
compact جمع وجور فشرده
compander فشرده و نافشرده کننده
condensed structural formula فرمول ساختاری فشرده
air compressor هوای فشرده ساز
principal types of foot فشرده کننده آب سنگین
CD DA روی دیسک فشرده
presses تاکتیک دفاعی فشرده
press تاکتیک دفاعی فشرده
pinch effect اثر فشرده سازی
compacted جمع وجور فشرده
compact بهم فشرده خلاصه
compacting جمع وجور فشرده
repressed brick اجر فشرده شده
compacting بهم فشرده خلاصه
packed decimal عدد اعشاری فشرده
forced alternating current جریان متناوب فشرده
prestressed concrete بتن پیش فشرده
die pressed part بخش فشرده حدیدهای
massively ساختمان فشرده ماسیو
laminated plastic material ماده فشرده متورق
massive ساختمان فشرده ماسیو
packed snow برف فشرده شده
packing density تراکم فشرده سازی
compacts بهم فشرده خلاصه
compacts جمع وجور فشرده
caisson foundation پی سازی با هوای فشرده
compacts روی دیسک فشرده را میدهد
compact روی دیسک فشرده را میدهد
fractal روش فشرده سازی تصاویر
A crash language course . دوره فشرده آموزش زبان
compacted روی دیسک فشرده را میدهد
compacting روی دیسک فشرده را میدهد
modes قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
images فشرده سایز داده یک تصویر
mode قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
discs مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
disc مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
air lift دستگاه ابکش با هوای فشرده
CD دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
image فشرده سایز داده یک تصویر
CDs دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
to swot [British E] for an exam فشرده درس خواندن [برای امتحانی]
to cram فشرده درس خواندن [برای امتحانی]
to mug up [British E] for an exam فشرده درس خواندن [برای امتحانی]
international file format استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
IFF استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
photo finish استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
pneumatic disatch بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
pneumatic پرباد کار کننده باهوای فشرده دارای چرخ یا
asymmetric video compression استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
phalanx دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
phalanxes دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
compressor برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
compressors برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
CSLIP گونهای از پتروکل SLIP که داده را پیش از ارسال فشرده میکند
reducing تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduce تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
CD I این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است
CD جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
blast hole drill مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
CDs جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
picturing الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pic الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیو DVI شرکت Intel
pictured الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
picture الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictures الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
decompression تبدیل یک تصویر یا فایل داده فشرده به حالتی که قابل دیدن شود
compact قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacts قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacting قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacted قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
mdr ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
fractal قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
FIF فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
DoubleSpace برنامه نرم افزاری که بخشی از DOS-MS است و باعث فشرده سازی دیسک میشود
JPEG++ حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
portable کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
pcm روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
Huffman code کد فشرده سازی داده که حروف ای که اغلب نرخ می دهند فضای بیت کمتری اشغال می کنند
DV I سیستمی که نحوه فشرده سازی و نمایش سیگنالهای صوتی و تصویری روی کامپیوتر را نشان میدهد
JPEG استانداردی که نحوه ذخیره سازی تصاور گرافیکی را به صورت فشرده در فایل روی دیسک بیان میکند
compression نرم افزار مقیم که داده را موقع نوشتن فشرده میکند و هنگام خواندن به حالت اولیه بر می گرداند
DCC نور مغناطیسی در یک جعبه فشرده که برای ذخیره سازی دادههای کامپیوتری یا سیگنالهای صوتی به صورت دیجیتالی به کار می رود
winchester disk دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
ADPCM استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی
tar سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
production الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
productions الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
simm تخته مدار کوچک و فشرده با یک لبه اتصال در امتداد یک لبه که قط عات حافظه فرفیت را حمل میکند
PLV الگوریتم فشرده سای ویدیو با بالاترین کیفیت که با ترتیب ویدیو تمام متحرک DVI کار میکند
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
adaptive channel allocation استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
lossless compression روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
DOR سیگنال ذخیره شده به صورت دودویی روی سوراخهای کوچک روی سطح دیسک فشرده یا نوری که توسط لیزر قابل خواندن باشد
zip خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zipped خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zipping خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zips خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
CD I استانداردهای سخت افزار و نرم افزار که داده و تصویر و متن را روی یک دیسک فشرده ترکیب میکند و به کاربر اجازه میدهد تا با نرم افزاری که روی ROM-CD ذخیره شده است کار کند
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com