Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
English
Persian
in one's tracks
<idiom>
ناگهانی ،بیدرنگ
Search result with all words
stampede
ترس ناگهانی یک گله اسب
stampeded
ترس ناگهانی یک گله اسب
stampedes
ترس ناگهانی یک گله اسب
stampeding
ترس ناگهانی یک گله اسب
dump
از کار انداختن ناگهانی کل سیستم
cardiac arrest
توقف ناگهانی قلب
cardiac arrests
توقف ناگهانی قلب
strike
تک ناگهانی
strikes
تک ناگهانی
crack
را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
cracks
را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
pop
ضربت ناگهانی زدن
popped
ضربت ناگهانی زدن
pops
ضربت ناگهانی زدن
jump
جهش افزایش ناگهانی
jumped
جهش افزایش ناگهانی
jumps
جهش افزایش ناگهانی
crash
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crash
ورشکستگی ناگهانی
crash
متوقف شدن ناگهانی
crashed
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashed
ورشکستگی ناگهانی
crashed
متوقف شدن ناگهانی
crashes
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashes
ورشکستگی ناگهانی
crashes
متوقف شدن ناگهانی
crashing
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashing
ورشکستگی ناگهانی
crashing
متوقف شدن ناگهانی
crashingly
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashingly
ورشکستگی ناگهانی
crashingly
متوقف شدن ناگهانی
random
مسیر ناگهانی
randomly
مسیر ناگهانی
avalanche
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
avalanches
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
quirk
خصوصیات تغییر ناگهانی
quirks
خصوصیات تغییر ناگهانی
coroner
مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
coroners
مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
hangover
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
pang
درد سوزش ناگهانی
pangs
درد سوزش ناگهانی
fright
ترس ناگهانی
frights
ترس ناگهانی
canvass
حمله ناگهانی
canvassed
حمله ناگهانی
canvasses
حمله ناگهانی
canvassing
حمله ناگهانی
turn
پیچ تغییر سمت ناگهانی اسکیت
turns
پیچ تغییر سمت ناگهانی اسکیت
gust
باد ناگهانی
gusts
باد ناگهانی
pluck
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucked
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucking
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucks
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
impulse
انگیزه ناگهانی تکان دادن
impulses
انگیزه ناگهانی تکان دادن
accident
مصیبت ناگهانی
accidents
مصیبت ناگهانی
squawk
جیغ ناگهانی زدن
squawked
جیغ ناگهانی زدن
squawks
جیغ ناگهانی زدن
bump
تکان ناگهانی
bump
حالتی در پرواز که هنگام افزایش ناگهانی سرعت افقی باد بوجود می اید
debacle
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
dTbGcles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
swing
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
swings
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
lunge
حمله ناگهانی
lunge
پرتاب ناگهانی جهش
lunge
پیشروی ناگهانی خیز
lunge
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunged
حمله ناگهانی
lunged
پرتاب ناگهانی جهش
lunged
پیشروی ناگهانی خیز
lunged
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunges
حمله ناگهانی
lunges
پرتاب ناگهانی جهش
lunges
پیشروی ناگهانی خیز
lunges
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunging
حمله ناگهانی
lunging
پرتاب ناگهانی جهش
lunging
پیشروی ناگهانی خیز
lunging
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging
حرکت ناگهانی بدن به جلو
yank
ضربه ناگهانی وشدید
yanked
ضربه ناگهانی وشدید
yanking
ضربه ناگهانی وشدید
yanks
ضربه ناگهانی وشدید
flash
بروز ناگهانی جلوه
flashed
بروز ناگهانی جلوه
flashes
بروز ناگهانی جلوه
surging
تغییر ناگهانی و موقتی ولتاژبا جریان در یک مدار
Other Matches
ambivalence
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurry
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
at that
[at that provocation]
<adv.>
بیدرنگ
prompts
بیدرنگ
consequently
<adv.>
بیدرنگ
subsequently
<adv.>
بیدرنگ
away
بیدرنگ
thereat
<adv.>
بیدرنگ
thereupon
<adv.>
بیدرنگ
thereupon
بیدرنگ پس از ان
prompted
بیدرنگ
prompt
بیدرنگ
instantly
بیدرنگ
forthright
بیدرنگ
therewith
بیدرنگ
like a shot
بیدرنگ
forthwith
بیدرنگ
eftsoon
بیدرنگ
as a result
<adv.>
بیدرنگ
forthrights
فورا` بیدرنگ
snap up
بیدرنگ پذیرفتن
outrightly
کاملا بیدرنگ
outright
کاملا بیدرنگ
without d.
بیدرنگ بدون معطلی
surged
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurts
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
half volley
پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
precipitate
ناگهانی
snaps
ناگهانی
abrupt
ناگهانی
snapping
ناگهانی
snapped
ناگهانی
instantaneous
ناگهانی
snap
ناگهانی
precipitated
ناگهانی
spontaneity
ناگهانی
precipitates
ناگهانی
surprise attack
تک ناگهانی
precipitating
ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
ناگهانی
all at once
<idiom>
ناگهانی
sudden
ناگهانی
spurted
افزایش ناگهانی
shocked
هراس ناگهانی
shocks
هراس ناگهانی
flick
تکان ناگهانی
flicked
تکان ناگهانی
irruption
ایجاد ناگهانی
flicks
تکان ناگهانی
shock
هراس ناگهانی
raids
حمله ناگهانی
spurted
خروج ناگهانی
boom
ترقی ناگهانی
boomed
ترقی ناگهانی
booms
ترقی ناگهانی
raid
حمله ناگهانی
sudden stoppage
توقف ناگهانی
raided
حمله ناگهانی
spurt
افزایش ناگهانی
saltus
انتقال ناگهانی
raiding
حمله ناگهانی
spurt
خروج ناگهانی
power surge
برق ناگهانی
booming
ترقی ناگهانی
peripeteia
تغییر ناگهانی
catastrophe
بلای ناگهانی
catastrophes
بلای ناگهانی
opportunity target
هدف ناگهانی
saltation
جنبش ناگهانی
he acted from impluse
نیروی ناگهانی یا
spurting
افزایش ناگهانی
snaps
شتابزدگی ناگهانی
burst force
نیروی ناگهانی
flaws
اشوب ناگهانی
blow out
خروج ناگهانی
an abrupt departure
حرکت ناگهانی
accidental war
جنگ ناگهانی
abruption
قطع ناگهانی
flaw
اشوب ناگهانی
scream
ناگهانی گفتن
screamed
ناگهانی گفتن
screams
ناگهانی گفتن
suddenly
بطور ناگهانی
sudden death
مرگ ناگهانی
detonation
انفجار ناگهانی
detonations
انفجار ناگهانی
snapping
شتابزدگی ناگهانی
snapped
شتابزدگی ناگهانی
flare up
غضب ناگهانی
flare up
اشتعال ناگهانی
spurting
خروج ناگهانی
killing
توفیق ناگهانی
killings
توفیق ناگهانی
clap
صدای ناگهانی
clapped
صدای ناگهانی
explosive
یورش ناگهانی
clapping
صدای ناگهانی
claps
صدای ناگهانی
sorties
حمله ناگهانی
sortie
حمله ناگهانی
spurts
خروج ناگهانی
spurts
افزایش ناگهانی
snap
شتابزدگی ناگهانی
sudden-death
مرگ ناگهانی
walk out
<idiom>
ناگهانی رفتن
hit-and-run
<idiom>
تاثیر ناگهانی
all of a sudden
<idiom>
به طور ناگهانی
break down
سقوط ناگهانی
flicking
تکان ناگهانی
nosedived
افت ناگهانی
nosedive
افت ناگهانی
to bolt
ناگهانی جهیدن
brainwaves
الهام ناگهانی
brainwave
الهام ناگهانی
twitch
تکان ناگهانی
target of opportunity
هدف ناگهانی
twitch
انقباض ناگهانی
twitched
تکان ناگهانی
switcheroo
تغییر ناگهانی
twitched
انقباض ناگهانی
twitches
انقباض ناگهانی
twitching
تکان ناگهانی
supervention
اتفاق ناگهانی
twitching
انقباض ناگهانی
xenogenesis
خلق ناگهانی
nosedives
افت ناگهانی
twitches
تکان ناگهانی
nosediving
افت ناگهانی
shoot up
<idiom>
ناگهانی بلندکردن
whims
وهم تغییر ناگهانی
round-up
ورود ناگهانی پلیس
police raid
ورود ناگهانی پلیس
whim
وهم تغییر ناگهانی
bust
[colloquial]
حمله ناگهانی پلیس
paroxysms
حمله ناگهانی مرض
round-up
حمله ناگهانی پلیس
paroxysm
حمله ناگهانی مرض
cataclysms
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
cataclysms
تحولات ناگهانی وعمده
bust
[colloquial]
ورود ناگهانی پلیس
cataclysm
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
police raid
حمله ناگهانی پلیس
to bolt
ناگهانی حرکت کردن
cataclysm
تحولات ناگهانی وعمده
Yankee
ضربه ناگهانی وشدید
Yankees
ضربه ناگهانی وشدید
hockey stop
نوعی ایست ناگهانی
inburst
استیلا حمله ناگهانی
nosediving
افت ناگهانی کردن
inruption
استیلا حمله ناگهانی
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
nosedives
افت ناگهانی کردن
kink
حمله ناگهانی پیچیدن
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
nosedived
افت ناگهانی کردن
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
nosedive
افت ناگهانی کردن
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
overshift
تغییر محل ناگهانی
williwaw
تند باد ناگهانی
thrust line
خط شروع حمله ناگهانی
heterogenesis
تولید وپیدایش ناگهانی
lash out
<idiom>
ناگهانی حمله به کسی
aposiopesis
قطع ناگهانی سخن
to shoot to fame
<idiom>
ناگهانی به شهرت رسیدن
coroner's inquest
بازجویی در رگهای ناگهانی
a pang of hunger
احساس ناگهانی گرسنگی
coup detat
تغییر ناگهانی درحکومت
crowner's quest
بازجویی درمرگهای ناگهانی
cut back
کاهش ناگهانی تولید
deep creep attack
تک ناگهانی با بمب زیرابی
taken aback
<idiom>
ناگهانی متعجب شدن
take back
<idiom>
ناگهانی بدست آوردن
deliescence
تحلیل ناگهانی اماس
sudden ionospheric disturbance
اشفتگی ناگهانی یونوسفر
raided
تک ناگهانی حمله هوایی
raiding
ورود ناگهانی پلیس
raids
ورود ناگهانی پلیس
raids
تک ناگهانی حمله هوایی
intuition
کشف دریافت ناگهانی
intuitions
کشف دریافت ناگهانی
storm
تغییر ناگهانی هوا
stormed
تغییر ناگهانی هوا
storming
تغییر ناگهانی هوا
storms
تغییر ناگهانی هوا
transient
موج ناگهانی در ولتاژ
transients
موج ناگهانی در ولتاژ
raided
ورود ناگهانی پلیس
raid
تک ناگهانی حمله هوایی
twitched
حرکت یا کشش ناگهانی
twitches
حرکت یا کشش ناگهانی
twitching
حرکت یا کشش ناگهانی
raid
ورود ناگهانی پلیس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com