English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (13 milliseconds)
English Persian
rate of capacity utilization نرخ استفاده از فرفیت
Search result with all words
backbone مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
capacitor وسیلهای از که فرفیت یک ماده برای ذخیره سازی داده استفاده میکند
dead freight هزینه حمل بابت فرفیت استفاده نشده
dead carriage کرایه باربری جهت فرفیت استفاده نشده
fractional T روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
unused capacity فرفیت استفاده نشده
Other Matches
throughput capacity فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
berthing capacity فرفیت تخلیه بار لنگرگاه فرفیت اسکله
valence واحد فرفیت فرفیت شیمیایی
carload shipment حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
opportune lift فرفیت حمل اضافی یا فرفیت حمل باقیمانده
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
grid anode capacity فرفیت بین شبکه و اند فرفیت بین شبکه و پلاک
dead time زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
idlest که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
capacities استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
frees آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idled که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
freeing آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacity استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idle که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
fourth generation computers فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
bitmap معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
quad چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
band شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
shareware نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
ieee که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
duplex دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
joint tenants در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
duplexes دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
exerciser وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
common use مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
PPP که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
wimps نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
Hamming code سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
solenoid sweep پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
publishes 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publish 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wire روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
loading capacity فرفیت
throughput فرفیت
tankage فرفیت
volume فرفیت
incapacious بی فرفیت
volumes فرفیت
capacitance فرفیت
volume capacity فرفیت
lift فرفیت
contenting فرفیت
content فرفیت
capacities فرفیت
capacity فرفیت
span فرفیت
lifts فرفیت
lifted فرفیت
spans فرفیت
loading فرفیت
load فرفیت
valence فرفیت
equipotential هم فرفیت
spanned فرفیت
spanning فرفیت
line capacitance فرفیت خط
loads فرفیت
lifting فرفیت
oases یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
oasis یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
specific capacity ضریب فرفیت
design capacity فرفیت طرح
electrovalence فرفیت الکتریکی
road capacity فرفیت جاده
electrovalency فرفیت الکتریکی
input capacitance فرفیت اولیه
productive capacity فرفیت تولید
input capacitance فرفیت ورودی
drilling capacity فرفیت حفاری
distributed capacity فرفیت منتشر
injection capacity فرفیت پاشش
information capacity فرفیت خبری
effective capacity فرفیت موثر
electrostatic capacitive فرفیت الکتروستاتیکی
internal capacitance فرفیت الکترودها
electrostatic capacity فرفیت الکترواستاتیک
specific capacity فرفیت مخصوص
refrigerant capacity فرفیت سرمایی
productive capacity فرفیت تولیدی
field capacity فرفیت نگهداری
production capacity فرفیت تولید
heat capacity فرفیت حرارتی
heat capacity فرفیت گرمایی
heating capacity فرفیت گرمایش
milling capacity فرفیت فرزکاری
holding capacity فرفیت نگهداری
maximum capacity فرفیت حداکثر
idle capacity فرفیت بیکار
machine capacity فرفیت ماشین
low capacitance cable کابل با فرفیت کم
line charging capacity فرفیت بارگیری خط
localized capacity فرفیت متمرکز
load capacity فرفیت باربری
inductive capacity فرفیت القائی
load capacity فرفیت بار
natural capacity فرفیت طبیعی
net tonnage فرفیت خالص به تن
energy content فرفیت انرژی
excess capacity فرفیت اضافی
expanded , capacity توسعه فرفیت
pay load فرفیت ترابری
fcl فرفیت پر کانتینر
idle capacity فرفیت بلااستفاده
injection capacity فرفیت تزریق
full container load فرفیت پر کانتینر
full load فرفیت تکمیل
full load فرفیت کامل
measure of capacity پیمانه فرفیت
output capacitance فرفیت خروجی
general heat capacity فرفیت گرمایی کل
gross capacity فرفیت ناویژه
gross tonnage فرفیت ناخالص به تن
load carring capacity فرفیت باربری
deck load فرفیت عرشه
qualities نوع فرفیت
bearing capacity فرفیت تحمل
body capacitance فرفیت بدن
breaking capacity فرفیت قطع
breaking capacity فرفیت شکست
zero capacitance فرفیت صفر
buffer capacity فرفیت بافر
working capacity فرفیت کار
work load فرفیت کار
output کارکرد فرفیت
capacitance فرفیت الکتریکی
capacitance فرفیت خازنی
vital capacity فرفیت حیاتی
valence electron الکترون فرفیت
capacitance meter فرفیت سنج
capacitance of a capacitor فرفیت خازن
capacitance of a conducting body فرفیت رسانا
beach capacity فرفیت باراندازساحلی
beach capacity فرفیت اسکله
battery capacity فرفیت باتری
quality نوع فرفیت
loading فرفیت بارگیری
load فرفیت بارگیری
loads فرفیت بارگیری
overload اضافه فرفیت
overloaded اضافه فرفیت
overloads اضافه فرفیت
outputs کارکرد فرفیت
tonnage فرفیت کشتی
absorption capacity فرفیت جذب
absorptive capacity فرفیت جذب
administrative capacity فرفیت اداری
ampere hour capacity فرفیت باطری
antenna capacity فرفیت انتن
atomicity فرفیت اتمی
condenser capacity فرفیت خازن
capacitance of a conductor فرفیت سیم
coil capacity فرفیت بوبین
unused capacity فرفیت بی کار
univalent دارای یک فرفیت
current capacity فرفیت بار
carrying capacity فرفیت برد
loadability فرفیت بار
channel capacity فرفیت کانال
covalent bond قید هم فرفیت
charge cavity فرفیت بار
deadweight فرفیت کششی
coupling capacity فرفیت اتصالی
circuit capacity فرفیت مدار
transformer capacity فرفیت ترانسفورماتور
current capacity فرفیت جریان
thermal capacity فرفیت گرمایی
storage capacity فرفیت انباره
useful capacity فرفیت مفید
tax capacity فرفیت مالیاتی
capacity ground اتصال به فرفیت
below capacity زیر فرفیت
capacity of coil فرفیت پیچک
capacity of condenser فرفیت خازن
permittance فرفیت خازن
capacity range حیطه فرفیت
overloading اضافه فرفیت
useful load فرفیت مفید
internal capacitance فرفیت سیم پیچی
inductance فرفیت القاء مغناطیسی
overcharging بیش از فرفیت پرکردن
discharge capacity فرفیت تخلیه بارانداز
discharge capacity فرفیت تخلیه بار
functional residual capacity فرفیت باقیمانده عملی
inter electrode capacity فرفیت میان الکتردها
direct interelectrode capacitance فرفیت بین دو الکترد
overcharge بیش از فرفیت پرکردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com