Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
undamped
نوسان ازاد که تنها به نیروهای داخلی اینرسی الاستیک و وزن بستگی دارد
Other Matches
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
virtual inertia
قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
it depends
[on]
بستگی دارد
[به]
mission critical
که شرکت شما به آن بستگی دارد
It all depends on how things develop.
بستگی دارد چه پیش بیاید
per vibration
نوسان داخلی بتن
natural vibration
نوسان ازاد
free oscillation
نوسان ازاد
national infrastructure
سازمان بندی داخلی نیروهای هر ملت در عملیات چند ملیتی
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
It depends on its quality.
بستگی به جنس ( مرغوبیت وکیفیت )آن دارد
conditional
فرآیندی که بستگی به نتیجه دیگری دارد
debt of honour
بدهی که پرداخت ان به خوش حسابی بدهکار بستگی دارد
deterministic
نتیجه فرآیند که بستگی به موقعیتهای اولیه ورودی ها دارد
functions
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functioned
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
delayed offside
تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
function
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
service element
عنصری از نیروهای مسلح که در عملیات شرکت دارد
gate
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gates
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
necessaries
در CLمنحصر به مایحتاج اولیه زندگی نبوده بلکه به وضع زن و اطفال بستگی دارد
letter-box company
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
word perfect
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word-perfect
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
sleeping partner
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
sleeping partners
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
scrolls
که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
scroll
که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
restricted propellant
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
sequential
مدار منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبلی دارد
logic
مدر منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبل دارد
bed factor
ضریب بستر که بستگی به وضعیت مواد رسوبی متحرک در کف بستر دارد
garbage
اصط لاحی که در آن دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
gigo
اصط لاحی که بیان میکند دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
gates
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
conditional
نقط های که پس از آن برنامه نویس میتواند به انتهای مجموعهای دستور جهش کند که البته بستگی به داده یا وضعیت برنامه دارد
check
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checks
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checked
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
fire coordination line
خط هماهنگی اتش هلی کوپترها و نیروهای هوابردو نیروهای الحاقی
barrier forces
نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
abram's law
این قانون حاکی از اینست که مقاومت یک ملات یا بتن بستگی به وزن اب وبه وزن سیمان در مخلوط ملات دارد
aileron spar
تیرکی تنها درقسمتی از طول بال وجود دارد و نقاط لولاشدن فلپ به بال روی انهاقرار میگیرد
rug condition
[وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
military services
نیروهای نظامی وابسته به نیروهای مسلح
transient forces
نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
assigned forces
نیروهای مامور به نیروهای واگذارشده به
ambiversion
شخصی که هم بامور خارجی و هم بامور داخلی توجه دارد
elastic
الاستیک
package forces
نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
elastic collision
برخورد الاستیک
elastic axis
محور الاستیک
bounces
پرش یا جهش الاستیک سوپاپها
bounced
پرش یا جهش الاستیک سوپاپها
bounce
پرش یا جهش الاستیک سوپاپها
minor border
حاشیه فرعی
[حاشیه کناری]
[این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
voltage swing
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
demarkation line
خط تقسیم نیروهای متخاصم خط مرز نیروهای متخاصم خط تحدید خط تحدید حدودنظامی طرفین
vibrograph
نوسان نگار نوسان سنج
oscilloscope
نوسان بین نوسان نما
oscillograph
نوسان سنج نوسان نگار
oscillogram
نوسان سنج نوسان نگار
vibrometer
نوسان نگار نوسان سنج
regional forces
نیروهای چریکی منطقهای نیروهای جوانمردان منطقهای
blue commander
فرمانده نیروهای خودی فرمانده نیروهای ابی
hook's law
تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
inertia
اینرسی
inertia force
نیروی اینرسی
inertialess
فاقد اینرسی
moment of inertia
گشتاور اینرسی
inertia constant
ثابت اینرسی
gyroscopic inertia
اینرسی ژیروسکوپی
moment of inertia
ممان اینرسی
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
angular mass
ممان اینرسی
[فیزیک]
rotational inertia
ممان اینرسی
[فیزیک]
glide path
مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
alert force
نیروهای اماده باش نیروهای اماده
coriolis force
نیروی اینرسی فاهری که روی یک جسم با سرعت زاویهای داخل یک سیستم دوار در حرکت است
center of gyration
نقطهای در یک جسم صلب که اگر همه جرم در ان متمرکزشود ممان اینرسی حول همان محور تغییر نماید
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
obturation
بستگی
relationships
بستگی
gelation
بستگی
dependence
بستگی
binds
بستگی
relationship
بستگی
bind
بستگی
congealment
بستگی
congelation
بستگی
kinship
بستگی
cohesion
هم بستگی
concern
بستگی
concerns
بستگی
deligation
بستگی
vicinity
بستگی
closures
بستگی
closure
بستگی
dependance
بستگی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
liaises
بستگی داشتن
syndesis
بهم بستگی
liaising
بستگی داشتن
liaised
بستگی داشتن
tthrombosis
خون بستگی
total binding energy
انرژی بستگی کل
dependencies
بستگی نیازمندی
binding potential
پتانسیل بستگی
binding energy
انرژی بستگی
count on
<idiom>
بستگی داشتن به
dependency
بستگی نیازمندی
liaise
بستگی داشتن
up to
<idiom>
بستگی داشتن به
liaison
بستگی رابطه
siding
بستگی بحزب
liaisons
بستگی رابطه
sidings
بستگی بحزب
connexions
بستگی نسبت
connubiality
بستگی زناشویی
connection
بستگی نسبت
biaxial deformation
خمشی که در یک قطعه مستقیم الخط ایجاد میشودموقعی که تحت تاثیر زوج نیرویی که صفحه ان باهیچیک از سطوح اصلی اینرسی منطبق نباشد
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
press (push) one's luck
<idiom>
به شانس بستگی داد
principle of intimacy
اصل بهم بستگی
oppilation
بستن یا بستگی مجرا
correlation
بستگی دوچیز باهم
co relation
بستگی دوچیزباهم دوسوپیوستگی
particularity
بستگی بعقاید خاصی
armed services
قسمتهای نیروهای مسلح یکانهای مسلح یکانهای نیروهای مسلح
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
embolism
انسداد جریان خون بستگی راه رگ
Depending on how late we arrive ...
بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
embolisms
انسداد جریان خون بستگی راه رگ
unconditional
آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
armed forces
نیروهای مسلح
market forces
نیروهای بازار
combined forces
نیروهای مرکب
friendly forces
نیروهای خودی
political forces
نیروهای سیاسی
screening forces
نیروهای پاسیور
lateral forces
نیروهای عرضی
frontalier
نیروهای مرزی
irregular forces
نیروهای چریکی
irregular forces
نیروهای نامنطم
component forces
نیروهای مولفه
differential forces
نیروهای دیفرانسیلی
blue forces
نیروهای ابی
services
نیروهای مسلح
services
نیروهای سه گانه
opposing forces
نیروهای متخاصم
battalion
نیروهای ارتشی
nuclear forces
نیروهای هستهای
ground forces
نیروهای زمینی
blue forces
نیروهای خودی
naval forces
نیروهای دریایی
irregular
نیروهای نامنطم
garrison forces
نیروهای پادگانی
forces of production
نیروهای تولید
combat forces
نیروهای رزمی
battalions
نیروهای ارتشی
enemy forces
نیروهای دشمن
army of occupation
نیروهای اشغالی
army forces
نیروهای زمینی
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
landing forces
نیروهای پیاده شونده
tactical reserve
نیروهای احتیاط تاکتیکی
dipole dipole forces
نیروهای دو قطبی- دوقطبی
fundamental forces
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
fundamental interactions
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
van der waals forces
نیروهای وان در والس
balance collective forces
نیروهای کلی متعادل
armed forces courier
پیک نیروهای مسلح
armed forces police
دژبان نیروهای مسلح
actions
اشغال نیروهای جنگی
conventional forces
نیروهای رزمی معمولی
reserve mobilization
بسیج نیروهای احتیاط
castrum
[کمپ نیروهای رومی]
establishing authority
فرماندهی نیروهای اب خاکی
restraining forces
نیروهای مهار کننده
amphibious striking forces
نیروهای ضربتی اب خاکی
opposing forces
نیروهای درگیر نبرد
paramilitary
نیروهای شبه نظامی
paramilitaries
نیروهای شبه نظامی
action
اشغال نیروهای جنگی
nato forces
نیروهای پیمان ناتو
assigned forces
نیروهای زیر امر
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces .
درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
international date line
خط تقسیم نیروهای بین المللی
special forces
نیروهای ویژه ضد چریک
[ارتشی ]
establishing authority
مقام مسئول نیروهای اب خاکی
joint
مشترک بین نیروهای مسلح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com