Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
y site
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
Other Matches
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
open storage
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
atole
جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
open back
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
compounds
انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounded
انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compound
انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
ammunition and toxic material open space
انبارهای روباز مهمات ومواد سمی
dump
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
nonwarehouse
انبار خشک روباز
magazine space
محوطه زاغه مهمات
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
hottest
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
magazines
انبار مهمات
ammunition dump
انبار مهمات
magazine
انبار مهمات
ammunition depot
انبار مهمات
rack space
محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
arsenals
انبار مهمات جنگی
shell room
انبار مهمات ناو
arsenal
انبار مهمات جنگی
hotbed
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
barnyard
محوطهء اطراف انبار
barnyards
محوطهء اطراف انبار
chill space
محوطه سرد انبار
midgets
نوعی اتومبیل مسابقه باچرخهای روباز
midget
نوعی اتومبیل مسابقه باچرخهای روباز
holding station
محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
yard track
ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
magazine space
زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
inventory lot
نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
magazine flooding system
سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
x site
سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
x site
انبار موقت
beach dump
انبار موقت ساحلی
short lot
کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
non cohesive soil
خاکی که فاقد چسبندگی باشد
dead knot
گرهای که با عضوهای اطراف خود اتصال نداشته باشد
wet stowage
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
enclaves
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclave
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
antimateriel ammunition
مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
short clay
خاکی که خاک رسش کم باشد خاک رس کم مایه
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
taxiway
محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
bilinear filtering
مرکب با توجه به چهار پیکسل تنظیم شده اطراف هر پیکسل برای بررسی اینکه تغییری در رنگ آنها و جود نداشته باشد
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
holdees
پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
assault craft
ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
antiamphibious minefield
میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
ammunition loading line
صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
musical chairs
نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
encirclement
احاطه دشمن احاطه کردن
suspension of arms
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
machine address
نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
protempore
موقت شاغل مقامی بطور موقت
Hanbel
[نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
kabal
قبال
[نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
caged storage
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
machinery space
محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
classification yard
محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
atomic demolition munition
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
Brontide
نوعی صدا
[صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
kanat
نوعی گلیم ترکی
[روشی از بافت گلیم است که در آن ابتدا رشته های باریک را بافته، سپس آنها را به یکدیگر می دوزند. این روش بین روستائیان ترکیه بیشتر مرسوم می باشد.]
barefaced
روباز
hypaethral
روباز
hypethral
روباز
exposed
روباز
opens
روباز
opened
روباز
open
روباز
camion
واگن روباز
open caisson
صندوقچه روباز
loose cargo
بار روباز
exposing
روباز گذاردن
open ditches
زهکشهای روباز
exposes
روباز گذاردن
expose
روباز گذاردن
open ditch
نهر روباز
open canal
کانال روباز
loose issue
تدارکات روباز
out flank
دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
gripped
جوی روباز کوچک
grip
جوی روباز کوچک
gripping
جوی روباز کوچک
grips
جوی روباز کوچک
opencast mining
[British E]
استخراج معدن روباز
catch pit
مجرای روباز زهکش
hydraulics of open channals
هیدرولیک کانالهای روباز
strip mining
[American E]
استخراج معدن روباز
surface mining
استخراج معدن روباز
Open-pit mining
استخراج معدن روباز
sprint car
اتومبیل روباز مسابقه
gold washing
شستن طلائی
[نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
truck
واگن روباز چرخ باربری
tilbury
درشکه روباز سبک دوچرخه
trucks
واگن روباز چرخ باربری
trucked
واگن روباز چرخ باربری
trucking
واگن روباز چرخ باربری
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
holding anchorage
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
inventory fraction
نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
a closed mouth catches no flies
<proverb>
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
straddling
احاطه هدف از نظر سمتی احاطه سمتی هدف
moored mine
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
escutcheon
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
imperfect competition
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
munitions
مهمات
ammunition
مهمات
ordnance
مهمات
munition
مهمات
ordnace
مهمات
ammo
مهمات
stock number
شماره فنی انبار شماره انبار
custodial record
پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
siege
احاطه
bracket
احاطه
surrounds
احاطه
encompassment
احاطه
circumambiency
احاطه
surrounded
احاطه
envelopment
احاطه
circumfusion
احاطه
surround
احاطه
environment
احاطه
sieges
احاطه
cincture
احاطه
environments
احاطه
artillery ammunition
مهمات توپخانه
chemical ammunition
مهمات شیمیایی
ammunition credit
سهمیه مهمات
live
مهمات جنگی
loads
بارگیری مهمات
cook off
گل کردن مهمات
ammunition dump
زاغه مهمات
ammo zero
مهمات تمام
piggy back
کیسه مهمات
ammunition loading line
خط بارگیری مهمات
ammunition pit
زاغه مهمات
fixed ammunition
مهمات ثابت
ammunition trains
بنه مهمات
ammunition carrier
خودرو مهمات کش
bunkers
زاغه مهمات
bunker
زاغه مهمات
blank ammunition
مهمات مانوری
ammunition lot
نوبه مهمات
ammunition chest
جعبه مهمات
ammunition identification code
کد شناسایی مهمات
caves
زاغه مهمات
cave
زاغه مهمات
ammunition handler
متصدی مهمات
ammunition condition
وضعیت مهمات
ammunition barricade
بستههای مهمات
ammunition carrier
مهمات بیار
explosive ordnance
مهمات منفجره
live ammunition
مهمات جنگی
lot
نوبه مهمات
ammunition pit
چاله مهمات
lived
مهمات جنگی
separate loading
مهمات مجزا
blank ammunition
مهمات مشقی
ball ammunition
مهمات مانوری
service ammunition
مهمات رزمی
igloo space
زاغههای مهمات
inert
مهمات مشقی
caisson
واگون مهمات
munitions of war
مهمات جنگی
munitioneer
مهمات ساز
inert ammunition
مهمات مشقی
service ammunition
مهمات جنگی
tracers
مهمات رسام
armed ammunition
مهمات مسلح
drill ammunition
مهمات مشقی
inert ammunition
مهمات بی اثر
separate ammunition
مهمات مجزا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com