English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
depot maintenance نگهداری امادگاهی
Search result with all words
base shop تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
Other Matches
depot supply اماد امادگاهی
depot repair تعمیرات امادگاهی
corrective maintenance نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
maintenance تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
sustention نگهداری
sustentation نگهداری
safe keeping نگهداری
safe guard نگهداری
maintenance نگهداری
retention نگهداری
holding نگهداری
retinues نگهداری
retinue نگهداری
internment نگهداری
custody نگهداری
upkeep نگهداری
conservation نگهداری
detentions نگهداری
detention نگهداری
storage نگهداری
keeping نگهداری
protection نگهداری
landing, storage, delivery نگهداری
guardianship نگهداری
sustenance نگهداری
preservation نگهداری
guarding subsidy حق نگهداری
detainer نگهداری
conserves نگهداری کردن
conserving نگهداری کردن
category طبقه نگهداری
tenure نگهداری اشغال
holding costs مخارج نگهداری
holding capacity فرفیت نگهداری
warehousing نگهداری در انبار
keep نگهداری کردن
keeps نگهداری کردن
maintenance period دوره نگهداری
maintenance functions کارکردهای نگهداری
holding time زمان نگهداری
maintenance cost ارزش نگهداری
levels of maintenance ردههای نگهداری
tends نگهداری کردن از
conserve نگهداری کردن
tending نگهداری کردن از
tended نگهداری کردن از
conserved نگهداری کردن
tend نگهداری کردن از
to take keep نگهداری کردن
to maintain one's family نگهداری کردن
care of supplies نگهداری اماد
preventive maintenance نگهداری پیشگیری
maintenance status وضعیت نگهداری
categories of maintenance طبقات نگهداری
categories of maintenance انواع نگهداری
depot maintenance نگهداری دپویی
deffered maintenance نگهداری مخصوص
preventive maintenance نگهداری حفافتی
retentivity قدرت نگهداری
record keeping نگهداری سوابق
program maintenance نگهداری برنامه
maintenance cost هزینه نگهداری
organizational maintenance نگهداری سازمانی
the keeping of a festival نگهداری عید
to maintain a road نگهداری کردن
interlude نگهداری مقدماتی
interludes نگهداری مقدماتی
granfather file نگهداری می شوند
tenability قابلیت نگهداری
maintenance support پشتیبانی نگهداری
maintrain نگهداری کردن
field maintenance نگهداری در صحرا
field maintenance نگهداری صحرایی
field capacity فرفیت نگهداری
energy preservation نگهداری انرژی
preventive maintenance نگهداری پیشگیرانه
maturing نگهداری بتن
safeguarding نگهداری کردن
LSD نگهداری تحویل
upkeep نگهداری کردن
safeguards نگهداری کردن
cares نگهداری موافبت
cared نگهداری موافبت
hold ایست نگهداری
holds ایست نگهداری
account نگهداری حسابها
safeguarded نگهداری کردن
safeguard نگهداری کردن
maintenance تعمیر و نگهداری
maintenance نگهداری و تعمیر
support نگهداری کردن
restraint نگهداری خودداری
restraints نگهداری خودداری
care نگهداری موافبت
keep track of <idiom> نگهداری یاداشت
maintain نگهداری کردن
maintained نگهداری کردن
maintains نگهداری کردن
manage نگهداری کردن
maintain نگهداری کردن
maintenance نگهداری از تاسیسات یاساختمان
bestride نگهداری ودفاع کردن از
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
software maintenance نگهداری نرم افزار
remote servicing نگهداری از راه دور
managements اجرا و نگهداری شبکه
schedule maintenance نگهداری زمانبندی شده
moist curing نگهداری مرطوب بتن
entertainable قابل پذیرائی و یا نگهداری
gurantee period دوره نگهداری تاسیسات
remote maintenance نگهداری از راه دور
management اجرا و نگهداری شبکه
depositery محل نگهداری سپرده
poor law قانون نگهداری از تهیدستان
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
maintenance routine روال تعمیر و نگهداری
maintenance work کار تعمیر و نگهداری
membrane curing نگهداری غشایی بتن
hold something back <idiom> نگهداری اطلاعات از کسی
mewed دراصطبل نگهداری کردن
mewing دراصطبل نگهداری کردن
upkeep هزینه نگهداری وتعمیر
upkeep هزینه نگهداری و تعمیر
gasholders محل نگهداری بنزین
gasholder محل نگهداری بنزین
keep time <idiom> نگهداری میزان و وزن
mew دراصطبل نگهداری کردن
to bear up نا امیدنشدن نگهداری کردن
support تایید کردن نگهداری
ammunition depot محل نگهداری مهمات
baby farm محل نگهداری کودکان
remote maintenance تعمیر و نگهداری از راه دور
preventive ماده نگهدارنده وسایل نگهداری
remote servicing تعمیر و نگهداری از راه دور
fit call رده یکم تعمیر و نگهداری
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
stickboy متصدی نگهداری چوبهای هاکی
maintenance shop کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
patronizes نگهداری کردن مشتری شدن
carry over <idiom> برای بعد نگهداری کردن
tape library اتاق مخصوص نگهداری نوار
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
serviced بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
patronised نگهداری کردن مشتری شدن
patronises نگهداری کردن مشتری شدن
hold at disposal در اختیار دیگری نگهداری کردن
patronized نگهداری کردن مشتری شدن
bee-keepers متصدی نگهداری از زنبور عسل
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
columbarium جای نگهداری خاکستر مردگان
confessio [محل نگهداری جسد شهید]
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
to safeguard [against] نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
accountable supply distribution activity سازمان نگهداری سوابق امادی
patronize نگهداری کردن مشتری شدن
accountable depot مرکز نگهداری سوابق حسابداری
customer نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
customers نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
lay up <idiom> گذاشتن درگاراژ یا محل نگهداری قایق
lay up <idiom> ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
white paternoster دعای نگهداری ازشر روح پلید
maintenance float شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
bone-house [جایی برای نگهداری استخوان مردگان]
maintenance calibration تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
apicultural مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
bonded store انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
buffer کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند
threes سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
three سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
spoin bank محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
conservancy نگهداری جنگلهاوشیلات ومنابع طبیعی دیگر
cost of maintenance هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
magazine area محل نگهداری مواد منفجره یامهمات
keep in trust به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
for keeps برای نگهداری همیشگی بعنوان یادگار
gross negligence تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
hand-held آنچه قابل نگهداری در دست است
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
housekeeping امور لازم برای نگهداری سیستم کامپیوتری
vivary جای نگهداری حیوانات یا محل صید ماهی
bonded goods کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
archive کپی ای که در محیط ذخیره سازی نگهداری میشود.
accountability ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
fe فردمسئول نگهداری و تعمیرسخت افزار و نرم افزارکامپیوتر
maternal school اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
database ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
databases ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
maintenance window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
deep cycling روشی برای نگهداری باطریهای نیکل- کادمیم
DBA ول اجزا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
service time window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com