Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
point target
هدف کوچک
Search result with all words
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
dump
انبار کوچک
reduce
کوچک تر کردن
reduces
کوچک تر کردن
reducing
کوچک تر کردن
gadget
الت کوچک
gadgets
الت کوچک
therm
کالری کوچک
therms
کالری کوچک
scale
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
tune
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tunes
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
message
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
messages
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
part
قط عات کوچک ماشین برای جابجایی قطعهای که شکسته شده یا گم شده است
fragmentation
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
cassette
جعبه کوچک جای جواهرات
cassette
کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
cassettes
جعبه کوچک جای جواهرات
cassettes
کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
integrated
نوعی طراحی مدار که قادر به تولید قط عات با توان پایین و کوچک است
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
desktop
کامپیوتر کوچک و چاپگر
desktop
سیستم کامپیوتر کوچک که روی میز جا می گیرد
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
micro
کوچک
micro
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros
کوچک
micros
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
flotilla
ناوگان کوچک
flotillas
ناوگان کوچک
crystal
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
model
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
modeled
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
modelled
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
models
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
distribute
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributes
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributing
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
overlay
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlays
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
appendix
زائده کوچک
appendixes
زائده کوچک
capitals
در مقابل حالت کوچک
chute
چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
chutes
چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
concurrent
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
whisker
جاروب کوچک طره
whisker
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
wicket
دروازه کوچک
wickets
دروازه کوچک
cabinet
اطاق کوچک
cabinet
اطاقک کوچک
cabinets
اطاق کوچک
cabinets
اطاقک کوچک
casket
جعبه کوچک
caskets
جعبه کوچک
tweak
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaked
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaking
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaks
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
snip
ادم کوچک یابی اهمیت
snipped
ادم کوچک یابی اهمیت
snipping
ادم کوچک یابی اهمیت
weenier
کوچک
weeniest
کوچک
weeny
کوچک
blip
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blips
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
dachshund
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
dachshunds
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
chihuahua
نوعی سگ کوچک.
chihuahuas
نوعی سگ کوچک.
bonsai
درخت کوچک ژاپنی.
bonsais
درخت کوچک ژاپنی.
dice
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
diced
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dices
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dicing
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
gill
نهر کوچک گوشت ماهی
fine
کوچک کردن صاف شدن
fined
کوچک کردن صاف شدن
finest
کوچک کردن صاف شدن
tender
قایق کوچک نامتعادل
tendered
قایق کوچک نامتعادل
tenderest
قایق کوچک نامتعادل
tendering
قایق کوچک نامتعادل
joint
دستگاه کوچک باطریدار که سوارکار بطور غیر مجازروی گردن اسب می گذارد تاتندتر برود
slalom
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
right
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righted
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righting
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
Other Matches
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
exiguousness
کوچک
minus cule
کوچک
minor
کوچک
puny
کوچک
fractional
کوچک
canis minor
سگ کوچک
canis minoris
سگ کوچک
dinky
کوچک
small fry
کوچک
tiddly
کوچک
petty
کوچک
imminution
کوچک
cerebellum
مخ کوچک
whiffet
سگ کوچک
weensy
کوچک
thumbnail
کوچک
thumbnails
کوچک
petit
کوچک
pillule
حب کوچک
pilule
حب کوچک
small
کوچک
pipsqueaks
کوچک
tiddliest
کوچک
tiddlier
کوچک
smaller
کوچک
pipsqueak
کوچک
smallest
کوچک
venule
رگ کوچک
plumelet
پر کوچک
seed bud
پر کوچک
half pint
کوچک
runty
کوچک
dimmers
کوچک
diminutive
کوچک
little
کوچک
bantam
کوچک
ickle
کوچک
short ton
تن کوچک
bantams
کوچک
minute
کوچک
fortalice
دژ کوچک
floret
گل کوچک
culvert
پل کوچک
pint size
کوچک
pint-size
کوچک
ponceau
پل کوچک
culverts
پل کوچک
minuscule
کوچک
plumule
پر کوچک
gracile
کوچک
canikin
پیمانه کوچک
chiffonier
اشکاف کوچک
cellule
حجره کوچک
chainlet
زنجیر کوچک
hamulus
قلاب کوچک
camarilla
اطاق کوچک
cablet
کابل کوچک
cellule
سلول کوچک
caster
چرخ کوچک
cay
جزیره کوچک
blockette
کنده کوچک
bourne
نهر کوچک
branchlet
شاخه کوچک
cannikin
پیمانه کوچک
brooklet
جوی کوچک
buckler
سپر کوچک
bourn
نهر کوچک
burp gun
تفنگ کوچک
bight
خلیج کوچک
cabana
خانه کوچک
canula
میل کوچک
cirque
دایره کوچک
coffeehouse
کافه کوچک
fractional h.p. motor
موتور کوچک
fossette
گودال کوچک
fortalice
قلعه کوچک
foldaway
کوچک شونده
fleuret
گل ساختگی کوچک
field colours
پرچم کوچک
fibril
لیف کوچک
feist
نوعی سگ کوچک
extenuatextent
کوچک کردن
frith
خلیج کوچک
fruitlet
میوه کوچک
hurst
تپه کوچک
horse mackerel
کیش کوچک
hillman
تپه کوچک
gurry
دژ یا قلعه کوچک
guidon
پرچم کوچک
guiden
پرچم کوچک
godling
خدای کوچک
go devil
اژدر کوچک
glandule
غده کوچک
extenuate
کوچک کردن
enchiridion
کتاب کوچک
crenulation
کنگره کوچک
cony
خرگوش کوچک
contractible
کوچک شدنی
ductule
مجرای کوچک
coney
خرگوش کوچک
colonnette
ستون کوچک
cockle shell
کرجی کوچک
cockboat
کرجی کوچک
cock boat
کرجی کوچک
crosslet
خاج کوچک
crosslet
صلیب کوچک
ductule
لوله کوچک
dribblet
مبلغ کوچک
diskette
دیسک کوچک
diskette
گرده کوچک
dicky
پرنده کوچک
dickey
پرنده کوچک
denticle
دندان کوچک
deerlet
گوزن کوچک
crownet
تاج کوچک
cloudlet
ابر کوچک
gorged
دره کوچک
pinpointing
چیز کوچک
pinpointed
چیز کوچک
pinpoint
چیز کوچک
minims
هرچیز کوچک
minim
هرچیز کوچک
pouches
کیسه کوچک
pouch
کیسه کوچک
crackers
کلوچه کوچک
cracker
کلوچه کوچک
twigs
: شاخه کوچک
twig
: شاخه کوچک
pinpoints
چیز کوچک
tip
سر صفحه کوچک
gorge
دره کوچک
droplets
قطره کوچک
droplet
قطره کوچک
miniaturization
کوچک سازی
splint
برامدگی کوچک
inlets
خلیج کوچک
inlet
خلیج کوچک
tipping
سر صفحه کوچک
squirts
فواره کوچک
squirting
فواره کوچک
circlets
دایره کوچک
circlet
دایره کوچک
miniaturizing
کوچک کردن
miniaturizes
کوچک کردن
miniaturize
کوچک کردن
miniaturising
کوچک کردن
miniaturises
کوچک کردن
miniaturised
کوچک کردن
wisps
بقچه کوچک
wisp
بقچه کوچک
sprigs
شاخه کوچک
trap
محوطه کوچک
jaunt
مسافرت کوچک
squirted
فواره کوچک
squirt
فواره کوچک
shrunken
کوچک شدن
atrophying
کوچک شدن
atrophy
کوچک شدن
atrophies
کوچک شدن
atrophied
کوچک شدن
abject
کوچک کردن
isles
جزیره کوچک
isle
جزیره کوچک
jaunts
مسافرت کوچک
sprig
شاخه کوچک
barbule
موی کوچک
roe
گوزن کوچک
islets
جزیره کوچک
islet
جزیره کوچک
facets
صورت کوچک
facet
صورت کوچک
miniatures
مینیاتور کوچک
miniature
مینیاتور کوچک
boats
ناو کوچک
boats
کشتی کوچک
boat
ناو کوچک
boat
کشتی کوچک
miniaturized
کوچک شده
booklet
کتاب کوچک
bantling
بچه کوچک
banneret
پرچم کوچک
bambino
بچه کوچک
baby converter
مبدل کوچک
arteriole
شریان کوچک
alveolus
حفرهء کوچک
ait
جزبره کوچک
aiming stake
شاخص کوچک
abat vent
سایبان کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com