Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English
Persian
ginny carriage
واگن بارکش که روی ریل حرکت میکند
Other Matches
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
trolly
گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
trolley
گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
trolleys
گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
destructive cursor
نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
carriage
بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
Web crawler
نرم افزاری که درهر صفحه وب جدید در اینترنت حرکت میکند و یک اندیس پایه روی محتوای هرصفحه ایجاد میکند
carriages
بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
parlour car
در راه اهن واگن باشکوه واگن سالونی
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
scanner
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
flatbed
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
circulating
چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
mouses
حرکت میکند
mouse
حرکت میکند
roundest
آنچه در دایره حرکت میکند
round
آنچه در دایره حرکت میکند
air controlman
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
caloric engine
ماشینی که باهوای گرم حرکت میکند
rail borne vehicle
وسیله نقلیهای که روی ریل حرکت میکند
reads
کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
read
کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
fleeting target
هدف متحرک و زودگذر هدفی که با سرعت حرکت میکند
straight ball
پرتابی در بولینگ که گوی باچرخش مستقیما حرکت میکند
coulisse
ناویا شیاری که دریچه بند اب دران حرکت میکند
autogyro
هواپیمایی سنگین که توسط چند رتور حرکت میکند
cation
یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
friction feed
مکانیزم چاپگر که در آن کاغذ با قرار دادن آن بین دوچرخ حرکت میکند
handcar
چهارچرخه کوچکی که بوسیله دست یا موتورکوچکی روی خط اهن حرکت میکند
swim
گرافیک کامپیوتری که به علت واحد نمایش خراب به آرامی حرکت میکند
swims
گرافیک کامپیوتری که به علت واحد نمایش خراب به آرامی حرکت میکند
short haul
کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
sea skimmer
موشکی که در روی سطح اب سینه مال حرکت میکند موشک خزنده
short-haul
کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
crossing target
هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
wingman
خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
mdr
ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
tandem roller
نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
gust lock
قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
fasts
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
hovercraft
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
mardi gras
سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتولیک ها که دراستان لویزیانا کاروان شادی حرکت میکند
hovercrafts
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
vertical
متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
pointing device
وسیله ورودی که محل نشانه گر را روی صفحه کنترل میکند طبق حرکت آن توسط کاربر
climp milling
عمل فرز کاری که طی ان قطعه کار در همان جهت حرکت تیغه برش به جلومرکت میکند
hotspot
فضای خاص در تصویر یا نمایش که در صورت حرکت کردن نمایشگر روی آن کار خاصی میکند
gained
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gain
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
sag wagon
وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
mouse
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
mouses
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
mechanical mouse
mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
cable drum
قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
crawler
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawlers
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
movable
نوک دیسک مغناطیسی که در روی دیسک حرکت میکند تا به شیار مورد نظر برسد
freighter
بارکش
transport
بارکش
lorries
بارکش
utility
بارکش
lorry
بارکش
transported
بارکش
van
بارکش
wagonŠetc
بارکش
freighters
بارکش
vans
بارکش
transports
بارکش
transporting
بارکش
scrolls
متنی که روی صفحه پیکسل به پیکسل ونه خط به خط بالا می رود و حرکت ملایم تری ایجاد میکند
scroll
متنی که روی صفحه پیکسل به پیکسل ونه خط به خط بالا می رود و حرکت ملایم تری ایجاد میکند
draft animal
حیوان بارکش
trucked
کامیون بارکش
wagons
ارابه بارکش
wagon
ارابه بارکش
waggons
ارابه بارکش
trucks
کامیون بارکش
draft horse
اسب بارکش
draught horse
اسب بارکش
trucking
کامیون بارکش
cargo boat
کشتی بارکش
waggon
ارابه بارکش
lighters
قایق بارکش
lighter
قایق بارکش
raft
طراده بارکش
pack horse
اسب بارکش
lifting magnet
اهنربای بارکش
portative magnet
اهنربای بارکش
tractive magnet
اهنربای بارکش
rafts
طراده بارکش
workhorse
اسب بارکش
truck
کامیون بارکش
sumpter
اسب بارکش
rehinobarge
تراده بارکش
workhorses
اسب بارکش
trundles
بارکش کوتاه تراندن
trundled
بارکش کوتاه تراندن
bathorse
اسب بارکش دراردو
panel truck
بارکش کوچک موتوری
trundle
بارکش کوتاه تراندن
harness horse
اسب سواری یا بارکش
trundling
بارکش کوتاه تراندن
source
حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
trucks
معامله خرده ریز بارکش
seavan
ناو بارکش یا کانتینرهای دریایی
truck
معامله خرده ریز بارکش
trucked
معامله خرده ریز بارکش
trucking
معامله خرده ریز بارکش
trundl
بارکش کوتاه تراندن غلتاندن
scanner
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
square wave
باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
epicycle
دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
bridged
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridges
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
incremental computer
وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
tram car
واگن
waggons
واگن
car
واگن
wagoner
واگن چی
cars
واگن
car railway carriage
واگن
wagon
واگن
waggoner
واگن چی
waggon
واگن
wagons
واگن
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
cell relay
روش ارسال بستههای اطلاعاتی روی یک شبکه باند وسیع مثل roadband ISDN مثلاگ سیسیتم ATM داده را با حرکت خانههای داده بین گره ها در یک شبکه گسترده منتقل میکند
bogie
واگن تخت
camion
واگن روباز
rail tank car
واگن نفت کش
trams
واگن برقی
piggybacks
واگن مسطح
diners
واگن رستوران
diner
واگن رستوران
tram
واگن برقی
trucked
واگن قطار
freight cars
واگن باری
freight car
واگن باری
luggage van
واگن بار
passanger
واگن مسافری
trolley
واگن برقی
passenger car
واگن مسافری
piggyback
واگن مسطح
tramcar
واگن شهری
railroad carriage
واگن باری
bogie
واگن بی لبه
truck
واگن قطار
trolleys
واگن برقی
charging car
واگن بارگیری
trolly
واگن برقی
palace car
واگن باشکوه
ladle truck
واگن چمچه
station wagons
استیشن واگن
station wagon
استیشن واگن
wain
گاری واگن
wainwright
واگن ساز
crane trolley
واگن بالابر
horsecar
واگن اسبی
wagon master
مسئول واگن
gondolas
واگن سربازبر
minecar
واگن معدن
springboard
واگن سبک
trucking
واگن قطار
wagonette
واگن کوچک
platform car
واگن بی لبه
trucks
واگن قطار
waggoner
مامور واگن
ingot chariot
واگن شمش
ingot car
واگن شمش
ingot buggy
واگن شمش
gondola
واگن سربازبر
vans
واگن باری
horse car
واگن اسبی
fright car
واگن باری
van
واگن باری
springboards
واگن سبک
railway wagon
واگن راه اهن
sleepers
واگن تختخواب دار
sleeper
واگن تختخواب دار
railroad car
واگن راه اهن
coaches
واگن راه اهن
waggon
با واگن حمل کردن
saloon car
واگن سالن دار
dining car
واگن رستوران قطار
dining cars
واگن رستوران قطار
van
واگن باری سرپوشیده
trolleybus
واگن برقی شهری
trolley car
واگن برقی شهری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com