English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
suspense file پرونده معلق
Search result with all words
due in suspense file پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
Other Matches
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
dossier پرونده
records پرونده ها
record پرونده
file پرونده
filed پرونده
dossiers پرونده
master file شاه پرونده
clinical record پرونده بهداشتی
clinical record پرونده بیمارستانی
file organization سازمان پرونده
data file پرونده داده ها
dead file پرونده راکد
test file پرونده ازماینده
document file پرونده اسناد
detail file پرونده جزئیات
disk file پرونده گردهای
logical file پرونده منطقی
direct file پرونده مستقیم
clinical record پرونده بالینی
file processing پرونده پردازی
file protection حفافت پرونده
file structure ساخت پرونده
frame-ups پرونده سازی
frame-up پرونده سازی
file system سیستم پرونده ها
target dossiers پرونده هدفها
volatile file پرونده فرار
amendment file پرونده ترمیمی
filer پرونده دار
fill gap شکاف پرونده
backup file پرونده پشتیبان
transaction file پرونده تراکنش
sysctlg پرونده شاخص
threaded file پرونده نخی
card file پرونده کارتی
active file پرونده فعال
file management مدیریت پرونده
file management مدیریت پرونده ها
string file پرونده رشتهای
file maintenance نگاهداشت پرونده ها
sequential file پرونده ترتیبی
s.c همان پرونده
random file پرونده تصادفی
file mark نشان پرونده
tape file پرونده نواری
file پرونده ستون
filed پرونده ستون
binder کلاسور پرونده
binder پوشه پرونده
binders کلاسور پرونده
binders پوشه پرونده
static file پرونده ایستا
system catalog پرونده شاخص
file length درازای پرونده
file label برچسب پرونده
tag file پرونده برچسب
event file پرونده رویدادها
file name نام پرونده
end of file indicator انتهانمای پرونده
suspense file پرونده بلاتکلیف
end of file انتهای پرونده
file number شماره پرونده
fiel conversion تبدیل پرونده
file compatibility همسازی پرونده ها
policy book پرونده خط مشیها
file index فهرست پرونده
qualification record پرونده خدمتی
file identification هویت پرونده
problem file پرونده مسئلهای
file handling پرونده گردانی
file gap شکاف پرونده
abeyant معلق
chain bridge پل معلق
cantilever bridge پل معلق
dependent معلق
suspended معلق
handstand معلق
headlong معلق
hanging معلق
conditional معلق
suspense معلق
suspend معلق
jusad rem حق معلق
suspensor معلق
suspensory معلق
pendants معلق
pendant معلق
handstands معلق
summersault معلق
turntable معلق
turntables معلق
tumbler معلق زن
tumblers معلق زن
pensile معلق
pendent معلق
suspending معلق
suspends معلق
suspender معلق
suspension bridges پل معلق
up in the air <idiom> معلق
suspension bridge پل معلق
flip flap معلق
hypostasis معلق
heels over head معلق
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
file layout طرح بندی پرونده
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
qualification record پرونده مهارت فنی
evocations احالهء پرونده یادگار
evocation احالهء پرونده یادگار
labeled file پرونده برچسب دار
multireel file پرونده چند حلقهای
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
engineering documents پرونده های فناوری
document file پرونده اسناد یکان
end of file mark نشان انتهای پرونده
file protect ring حلقه حفافت پرونده
file purging پاک سازی پرونده
pay records پرونده لیست حقوق
suspension cable کابل معلق
hanging indent تورفتگی معلق
levitative معلق در هوا
somerset شیرجه معلق
lis pendens دعوای معلق
suspension reinforcement ارماتور معلق
somerset معلق زدن
somersault معلق زدن
suspensed sediment رسوبات معلق در اب
suspensive تعلیق معلق
suspended solids جامدات معلق
suspended load بار معلق
hanging step پله معلق
tumble معلق زدن
tumbled معلق شدن
tumbled معلق زدن
tumbles معلق شدن
tumbles معلق زدن
hanging معلق شدن
suspend معلق کردن
tumble معلق شدن
to be up in the air معلق بودن
somersaults معلق زدن
somersault معلق پشتک
somersaulted معلق پشتک
somersaulted معلق زدن
somersaulting معلق پشتک
somersaulting معلق زدن
somersaults معلق پشتک
full-suspension <adj.> کاملا معلق
conditional contract عقد معلق
unconditionality معلق نبودن
suspends معلق کردن
suspension معلق کردن
suspensions معلق کردن
estate in remainder تملک معلق
suspending معلق کردن
partitioned file پرونده جزء بندی شده
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
a bolt from the blue مثل عجل معلق
suspend from service معلق کردن از کار
arch-buttant پشت بند معلق
cable suspension bridge پل معلق با سیم تابیده
full-suspension bike دوچرخه کاملا معلق
floccule تودههای معلق درمایع
hang-ups درحال معلق ماندن
suspension of vouchers معلق کردن اسناد
pending تازمانی که امر معلق
hang up درحال معلق ماندن
hang-up درحال معلق ماندن
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
To teach grandma to suck eggs. جلوی لوطی معلق زدن
policy سند معلق به انجام شرطی
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
suspends موقوف الاجرا کردن معلق
suspend معلق کردن تعلیق دادن
suspend موقوف الاجرا کردن معلق
suspending موقوف الاجرا کردن معلق
suspends معلق کردن تعلیق دادن
overturn معلق شدن برگشتن وسیله
overturned معلق شدن برگشتن وسیله
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
overturns معلق شدن برگشتن وسیله
handspring معلق زدن بر روی دستها
to stay something موقتا معلق کردن [قانون]
policies سند معلق به انجام شرطی
suspending معلق کردن تعلیق دادن
settleable suspended solids مواد معلق تهنشین پذیر
pendent lite حکم معلق امین ترکه
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
float شناور ساختن در هوا معلق بودن
to stay floating معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
to remain suspended معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
to go down to the wire <idiom> تا آخرین لحظه با تهیج معلق ماندن
tenterhooks <idiom> درحالت معلق یا کش دادن به دلیل نا معلومی
floated شناور ساختن در هوا معلق بودن
That way, it stays in suspension. به این صورت معلق باقی می ماند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com