English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
nephew پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
nephews پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
Other Matches
brother in low برادر شوهر شوهر خواهر باجناغ
brorher in law برادر شوهر شوهر خواهر
brother in law شوهر خواهر
brother-in-law شوهر خواهر
brothers-in-law شوهر خواهر
sister in law خواهر شوهر زن برادر
uncles شوهر عمه شوهر خاله
uncle شوهر عمه شوهر خاله
nepew پسر خواهر برادر زاده یا خواهر زاده
sister in law خواهر زن
sororicide خواهر کش
sisten خواهر
sissy خواهر
sissies خواهر
cissies خواهر
sister خواهر
sisters خواهر
sissified خواهر
sisterly خواهر وار
half-sisters خواهر ناتنی
nephew پسر خواهر
sib برادر یا خواهر
foster sister خواهر رضاعی
nephews پسر خواهر
sororicide خواهر کشی
halfsister خواهر ناتنی
step sister خواهر ناتنی
half sister خواهر ناتنی
sister ship کشتی خواهر
half-sister خواهر ناتنی
niece دختربرادر یا خواهر و غیره
niece دختر برادر یا خواهر
grandniece نوه برادر یا خواهر
grandnephew نوه برادر یا خواهر
nieces دختر برادر یا خواهر
grand niece نوه برادر یا خواهر
grand nephew نوه برادر یا خواهر
nieces دختربرادر یا خواهر و غیره
discovert بی شوهر
hub or hub by شوهر
man شوهر
pair زن و شوهر
wedded زن و شوهر
hubbies شوهر
mans شوهر
trigamist زن سه شوهر
couple زن و شوهر
coupled زن و شوهر
bachelors زن بی شوهر
bachelor زن بی شوهر
spouses زن یا شوهر
spouse زن یا شوهر
couples زن و شوهر
feme sole زن بی شوهر
husband شوهر
husbands شوهر
hubby شوهر
stepfathers شوهر مادر
matrons زن شوهر دار
stepfather شوهر مادر
matron زن شوهر دار
father in law پدر شوهر
give in marriage شوهر دادن
marries شوهر دادن
espousing شوهر دادن
espoused شوهر دادن
espouse شوهر دادن
cuckolding شوهر زن زانیه
cuckolds شوهر زن زانیه
marry شوهر دادن
espouses شوهر دادن
cuckolded شوهر زن زانیه
wed زن یا شوهر دادن
mothers-in-law مادر شوهر
mother-in-law مادر شوهر
polyandrist زن چند شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
father-in-law پدر شوهر
polygamist شوهر چند زن
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
fathers-in-law پدر شوهر
mother in low مادر شوهر
marriageable تنه شوهر
step son پسرزن یا شوهر
cuckold شوهر زن زانیه
monandrous دارای یک شوهر
monandry زندگی با یک شوهر
monandry اعتیاد به یک شوهر
married شوهر دار
admetus شوهر السس تیس
privacy between husband and wife خلوت بین زن و شوهر
polygamous چند شوهر ه چندگان
her much older husband شوهر بسیار مسن تر از او [زن]
he got off his daughters دخترهایش را شوهر داد
nubility تنه شوهر بودن
mother in law مادر شوهر نامادری
judicial separaion جدایی زن و شوهر از نظرحقوقی
jointure دارایی مشترک زن و شوهر
My sister says she's looking forward to meeting you. خواهر من می گوید که مشتاق است با شما آشنا شود.
step daughter دختر اندر دخترزن یا شوهر
pin money پول جیبی شوهر به همسرش
her next was a merchant شوهر بعدی وی بازرگان بود
to wear breeches بر شوهر خود مسلط بودن
polyandrous چند شوهره وابسته بچند شوهر
to live like cat and dog دائما با هم جنگ و دعوا داشتن [زن و شوهر]
polyandric چند شوهره وابسته بچند شوهر
single a زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
chaperon زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
paraphernalia دارایی شخصی زن که بعد ازمرگ شوهر علاوه بر جهیزیه و منضمات ان به وی می رسد
telegony انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
And so on and so forth. Etcetera et cetera . وغیره وغیره
et cetera وغیره
etcaetera وغیره
relatives خواهر عمو وعمه خواه تنی باشند خواه ناتنی اطلاق میشود
nepotism انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
pile پرزقالی وغیره
snapped قفلکیف وغیره
sheeting ملافه وغیره
snaps قفلکیف وغیره
piled پرزقالی وغیره
snap قفلکیف وغیره
snapping قفلکیف وغیره
dale خلیج وغیره
dales خلیج وغیره
ratoon نهال موز وغیره
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
clop لنگی اسب وغیره
coequal درشان ومقام وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
dower لانه خرگوش وغیره
dossel پشتی صندلی وغیره
dossal پشتی صندلی وغیره
To score a goal . گل زدن ( درفوتبال وغیره )
curlicue تزئینات خطاطی وغیره
propellor پروانه هواپیماوکشتی وغیره
seance جلسه احضارارواح وغیره
frontlet پیشانی اسب وغیره
coronel هاله خورشید وغیره
coronal هاله خورشید وغیره
furnaces تون حمام وغیره
furnace تون حمام وغیره
subsidence تخفیف درد وغیره
shelling پوست فندق وغیره
stations ایستگاه اتوبوس وغیره
sash حمایل نظامی وغیره
sashes حمایل نظامی وغیره
dollops دسته علف وغیره
shell پوست فندق وغیره
vases گلدان نقره وغیره
trap زانویی مستراح وغیره
dollop دسته علف وغیره
vase گلدان نقره وغیره
tubes لوله خمیرریش وغیره
station ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed ایستگاه اتوبوس وغیره
propeller پروانه هواپیماوکشتی وغیره
pillbox قوطی حب دارو وغیره
tube لوله خمیرریش وغیره
snout لوله کتری وغیره
snouts لوله کتری وغیره
tamp سوراخی را با شن وغیره پرکردن
shells پوست فندق وغیره
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
wreckage لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
My hair stood on end . مو بر بدنم راست شد ( از وحشت وغیره )
downswing تنزل کارهای تجارتی وغیره
eversion برگرداندن پلک چشم وغیره
barn انبار کاه و جو وکنف وغیره
The kI'lled and the wounded. کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
speedup ازدیاد تولید یا سرعت وغیره
closures دریچه درب بطری وغیره
sick berth بهداری کشتی ودانشکده وغیره
lysis زوال وفساد سلول وغیره
loge جای ویژه در تاتر وغیره
To hit a wining streak. شانس آوردن ( درقمار وغیره )
sick bay بهداری کشتی ودانشکده وغیره
horologe ساعت مچی ودیواری وغیره
sick bays بهداری کشتی ودانشکده وغیره
spinule خارهای ریز چرخ وغیره
stancher بند اور خون وغیره
hide پوست خام گاووگوسفند وغیره
hides پوست خام گاووگوسفند وغیره
closure دریچه درب بطری وغیره
skyrocketing ازدیاد سریع قیمت وغیره
cess سرازیری کنار رودخانه وغیره
Please pay the bearer . دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
skyrocketed ازدیاد سریع قیمت وغیره
blear تاری حاصل از اشک وغیره
bisk ماهی وغیره درست میکنند
To turn over the pages . ورق زدن ( کتاب وغیره )
Known and unknown . معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
skyrocket ازدیاد سریع قیمت وغیره
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
choreography رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
barns انبار کاه و جو وکنف وغیره
skyrockets ازدیاد سریع قیمت وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
copartner سهیم وشریک در تجارت وغیره
To be decorated . نشان گرفتن ( مدال وغیره )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com