English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (4 milliseconds)
English Persian
refund پس پرداخت
refunded پس پرداخت
refunding پس پرداخت
refunds پس پرداخت
Search result with all words
deposit پیش پرداخت
deposits پیش پرداخت
overdraft دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdrafts دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
outlay پرداخت
file ساییدن پرداخت کردن
filed ساییدن پرداخت کردن
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransoms وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransoms وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
exchange دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanges دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
card ماشین پرداخت پارچه
cards ماشین پرداخت پارچه
give دادن پرداخت کردن
gives دادن پرداخت کردن
giving دادن پرداخت کردن
launch به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
reserve مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserves مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserving مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
subscribe تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
tax evasion فرار از پرداخت مالیات
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
finishing پرداخت
finishing پرداخت کاری
bleaching پرداخت
advance پیش پرداخت
advance ترقی کردن پیش پرداخت
advance پیش پرداخت
advances پیش پرداخت
advances ترقی کردن پیش پرداخت
advancing پیش پرداخت
advancing ترقی کردن پیش پرداخت
down payment پیش پرداخت
down payments پیش پرداخت
money order دستور پرداخت
money orders دستور پرداخت
paymaster مامور پرداخت
paymasters مامور پرداخت
payable قابل پرداخت
satin جلا پرداخت
non-payment عدم پرداخت
rendering پرداخت
renderings پرداخت
repayment پرداخت مجدد
repayments پرداخت مجدد
liquidation پرداخت بدهی
fate پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
frozen سرمازده غیر قابل پرداخت تاانقضامدت
cash dispenser پرداخت کننده پول
cash dispenser پرداخت مینماید
cash dispensers پرداخت کننده پول
cash dispensers پرداخت مینماید
polish پرداخت
polish پرداخت کردن
polishes پرداخت
polishes پرداخت کردن
electronic سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
premium مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premiums مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
payroll سیاهه پرداخت
payroll لیست حقوق صورت پرداخت
hire purchase کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
feather bedding مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
feather-bedding مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
strike pay حقوق ایام اعتصاب که ازطرف سندیکاهای کارگری به اعتصاب کنندگان پرداخت میشود
default عدم پرداخت بدهی
default عدم پرداخت قصور کردن
defaulted عدم پرداخت بدهی
defaulted عدم پرداخت قصور کردن
defaulting عدم پرداخت بدهی
defaulting عدم پرداخت قصور کردن
defaults عدم پرداخت بدهی
defaults عدم پرداخت قصور کردن
discharge پرداخت
discharges پرداخت
spot کشف کردن اماده پرداخت
spots کشف کردن اماده پرداخت
pay پول دادن پرداخت
pay وابسته به پرداخت
pay پرداخت کردن
pay پرداخت
paying پول دادن پرداخت
paying وابسته به پرداخت
paying پرداخت کردن
paying پرداخت
pays پول دادن پرداخت
pays وابسته به پرداخت
pays پرداخت کردن
Other Matches
progress payment پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
droppage کسری پرداخت کسر پرداخت
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
dividend warrant چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
trim پرداخت
finish پرداخت
pt پرداخت
expenditure پرداخت
finishes پرداخت
pays پرداخت
payment پرداخت
discharging پرداخت
payments پرداخت
disbursement پرداخت
settlements پرداخت
settlement پرداخت
defrayal پرداخت
finishing touches پرداخت
making good پرداخت
glosser پرداخت گر
furbisher پرداخت گر
lustreer پرداخت
glaze پرداخت
refinishing پرداخت
burnisher پرداخت گر
glazes پرداخت
remitment پرداخت
renditions پرداخت تحویل
rendition پرداخت تحویل
financed پرداخت هزینه
finish پرداخت کار
remittances پرداخت تادیه
outstandingly پرداخت نشده
dishonored خودداری از پرداخت
burnishes پرداخت کردن
tumble پرداخت کردن
payor پرداخت کننده
settlement terms شرایط پرداخت
finance پرداخت هزینه
finances پرداخت هزینه
financing پرداخت هزینه
remittance پرداخت تادیه
burnishing پرداخت کاری
period of grace مهلت پرداخت
scour پرداخت کردن
dishonour خودداری از پرداخت
tumbles پرداخت کردن
tumbled پرداخت کردن
punctual payment پرداخت در سر وعده
prompt payment پرداخت فوری
progress payments پرداخت تدریجی
dishonouring خودداری از پرداخت
prest پیش پرداخت
dishonours خودداری از پرداخت
pre payment پیش پرداخت
prepayment پیش پرداخت
reimbursable قابل پرداخت
scoured پرداخت کردن
dishonors خودداری از پرداخت
planish پرداخت کردن
remitter پرداخت کننده
dishonoured خودداری از پرداخت
outstanding پرداخت نشده
lustre صیقل پرداخت
planishing tool ابزار پرداخت
remittal گذشت پرداخت
dishonoring خودداری از پرداخت
finishes پرداخت کار
pre paid پیش پرداخت
scours پرداخت کردن
remittable قابل پرداخت
deferred payment پرداخت معوق
interim financing پرداخت موقت
lump sum payment پرداخت نقدی
lump sum payment پرداخت یکجا
finisher پرداخت کننده
by payment از طریق پرداخت
money back تضمین پرداخت
monthly payment پرداخت ماهانه
non payment عدم پرداخت
bilk گذاشتن از پرداخت
back freigt پرداخت کرایه
average payment پرداخت متوسط
on account payment پیش پرداخت
overpayment پرداخت اضافی
payment by installments پرداخت قسطی
casual payment پیش پرداخت
deferred payment پرداخت اتی
demand for payment تقاضای پرداخت
diamond polishing پرداخت الماسی
date of payment موعد پرداخت
date of maturity موعد پرداخت
d. note درخواست پرداخت
earnest money پیش پرداخت
final payment پرداخت نهایی
imprest پیش پرداخت
indemnification پرداخت غرامت
installment payment پرداخت قسطی
annual payment پرداخت سالیانه
part payment پرداخت اقساطی
pay off پرداخت کردن
payment by instalments پرداخت به اقساط
payment in advance پیش پرداخت
payment in due cource پرداخت به موقع
payment in full پرداخت تمام
payment in full پرداخت کامل
payment in kind پرداخت غیرنقدی
payment in kind پرداخت جنسی
subscriptions تعهد پرداخت
subscription تعهد پرداخت
payment stopped توقف پرداخت
payment terms شرایط پرداخت
unpaid پرداخت نشده
advice note دستورپیش پرداخت
advance payment پیش پرداخت
payable at sight پرداخت دیداری
payer پرداخت کننده
payees پرداخت شونده
payee پرداخت شونده
paid پرداخت شده
payable on demand پرداخت عندالمطالبه
settlements تصفیه پرداخت
disbursing پرداخت کردن
settlements تسویه پرداخت
settlement تصفیه پرداخت
settlement تسویه پرداخت
shear پرداخت فرش
liability دیون پرداخت
liabilities دیون پرداخت
a bradent وسیله پرداخت
unpolished پرداخت نشده
buffer پرداخت کردن
never-never پرداخت قسطی
instalments پرداخت قسطی
installments پرداخت قسطی
instalment پرداخت قسطی
to finish off پرداخت کردن
the d. of a debt پرداخت بدهی
burnish پرداخت کردن
smoothing plane رنده پرداخت
disbursing پرداخت خرج
disburses پرداخت خرج
disbursed پرداخت کردن
disbursed پرداخت خرج
disburse پرداخت کردن
disburse پرداخت خرج
spot cash پرداخت نقدی
terms of payment شرایط پرداخت
disburses پرداخت کردن
reimbursement پرداخت جبرانی
furbishing پرداخت کردن
reimbursements باز پرداخت
reimbursements پرداخت جبرانی
furbished پرداخت کردن
furbish پرداخت کردن
reimbursement باز پرداخت
bonus پرداخت اضافی
furbishes پرداخت کردن
bonuses پرداخت اضافی
notice of non payment گواهی عدم پرداخت
money list لیست پرداخت حقوق
notice of dishonour گواهی عدم پرداخت
deferred dobit تعویق در پرداخت هزینه
pay roll لیست پرداخت حقوق
obligations incurred تعهدات پرداخت شده
money in advance پیش پرداخت مساعده
deferred payment پرداخت مدت دار
die burnishing جلادهی یا پرداخت حدیدهای
insolvence عجز از پرداخت دیون
mail order of payment دستور پرداخت کتبی
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
glaze finish پرداخت برق یا لعاب
deposit slip اعلامیه پرداخت سپرده
die burnish پرداخت کردن حدیدهای
deferred payment پرداخت بصورت یوزانس
monetization پرداخت نقدی بدهی
he took to books پرداخت به کتاب خواندن
disbursing officer افسر پرداخت پول
smoothing brush قلم موی پرداخت
polishing lathe ماشین تراش پرداخت
planishing stand مقام پرداخت کاری
payroll system سیستم پرداخت حقوق
payroll program برنامه پرداخت حقوق
payment under reserve پرداخت تحت تضمین
payment under a guarantee پرداخت تحت ضمانتنامه
pre paid از قبل پرداخت شده
taxpaying capacity فرفیت پرداخت مالیات
to polish off با شتاب پرداخت کردن
unfinanced مخارج پرداخت نشده
regular payment of salaries پرداخت حقوق بطورمرتب
unliquidated obligation تعهدات پرداخت نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com