English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (8 milliseconds)
English Persian
predella پله محراب طاقچه پشت محراب
Search result with all words
gradin طاقچه پشت محراب
gradine طاقچه پشت محراب
retable طاقچه پشت محراب
altar of repose [طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
cul-de-four [نیمه گنبدی که بالای محراب یا طاقچه استفاده می شود.]
Other Matches
prayer-niche محراب
presbytery محراب
presbyteries محراب
altar محراب
Mihrab محراب
adytum محراب
apse محراب
oratory محراب
predella محراب
altars محراب
sacrarium محراب
prayer niche محراب
balustrum نرده محراب
retrochoir پشت محراب
fenestella روزنه محراب
ceilure سقف محراب
altars محراب مجمره
Laudian rails نرده محراب
high-altar محراب اصلی
English altar محراب انگلیسی
dossel پرده محراب
dossal پرده محراب
dorsel پرده محراب
ridden پرده محراب
communion-rail نرده محراب
chancel محراب کلیسا
ciborium سایبان محراب
altar محراب مجمره
chancel-aisle دالان پشت محراب
eucharistic window [نیم پنجره محراب]
epistle side [محراب در گوشه جنوبی کلیسا]
altar-stone [سنگ رویه فوقانی محراب]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
altar-slad [سنگ رویه فوقانی محراب]
Gospel side [قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
reredos پرده یا دیوار پشت محراب
Mihrab نقش محراب در فرش های محرابی
ambry [انبار یا شکاف در دیوار پشت محراب]
sedilia یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
chancel-screen [پرده ای که محراب را از کلیسا جدا می کند.]
Decalogue [قسمت هایی از دیوار یا پرده ی پشت محراب]
altar-niche [تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
lady chapel کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
ara محراب کلیسا [در خانه های شخصی برای توسل به خدا]
altar-piece پرده نقاشی [یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
altar-rail [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
Family prayer rug فرش محرابی صف گونه [اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
altar-screen [پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
lamp قندیل [این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
Millefleurs design طرح هزاران گل [در این طرح که نمونه قدیمی موجود آن مربوط به قرن هجدهم میلادی است در کشمیر بصورت محرابی بافته شده و در محراب را با انواع شکوفه ها و گل ها تزئین کرده اند.]
recess طاقچه
niches طاقچه
racks طاقچه
niche طاقچه
shelf طاقچه
bay طاقچه
wracked طاقچه
ledges طاقچه
ledge طاقچه
croseette طاقچه
wracks طاقچه
prayer-niche طاقچه
rack طاقچه
end clamp طاقچه
wall bracket طاقچه
recesses طاقچه
racked طاقچه
ledgy دارای طاقچه
wracks طاقچه مقر
racks طاقچه مقر
card rack طاقچه کارت
bracket طاقچه دیوارکوب
alcove طاقچه بزرگ
wracked طاقچه مقر
windowsill طاقچه پنجره
rack طاقچه مقر
racked طاقچه مقر
mantel board طاقچه چوبی
mantlepieces طاقچه بالا بخاری
dragon-bracket طاقچه دیوار کوب
mantel طاقچه بالا بخاری
mantelpiece طاقچه بالا بخاری
recess طاقچه دار کردن
mantelpieces طاقچه بالا بخاری
recesses طاقچه دار کردن
bracket طاقچه سگدست پرانتز
bracket طاقچه دیوار کوب
niche طاقچه توی دیوار گذاشتن
niches طاقچه توی دیوار گذاشتن
hungry [تورفتگی طاقچه مانند در دیوار عمیق]
recesses موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
recess موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
overmantel ارایش طاقچه دار در روی نمای بخاری
Gibbs surround [معماری نواری اطراف چارچوب در، طاقچه و پنجره]
ampullae niche [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
what not قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
dou [در معماری چین و ژاپن بلوک چوبی شکاف دار که از طاقچه دیوارکوب محافظت می کند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com