English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
pocket money . پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
Other Matches
day fighter هواپیمای رهگیری روزانه جنگنده رهگیر مخصوص عملیات روزانه
emolument مقرری
entitlements مقرری
entitlement مقرری
annuity مقرری
deat benefit مقرری
allocations مقرری
allocation مقرری
emoluments مقرری
pension مقرری
pensions مقرری
allowance مقرری مستمری
prebend مقرری کیشش
prebendal مقرری کیشش
allowances تخفیف مقرری
pensions مقرری پانسیون
allowance تخفیف مقرری
annuities مقرری سالانه
allowances مقرری مستمری
yearly allowance مقرری سالیانه
family allowances مقرری خانوادگی
pension مقرری پانسیون
annuity مستمری سالانه مقرری مستمر
annuity حقوق یا مقرری سالیانه گذراند
annuitant دریافت دارنده مقرری سالانه
contingent annuity پرداخت مقرری به علت اتفاق غیر مترقبه
vest pocket جیبی
pocket-sized جیبی
wallet کیف جیبی
pocket handkerchiefs دستمال جیبی
pocketbooks کتاب جیبی
pocketbook کتاب جیبی
pocket calculator حسابگر جیبی
pocket watch ساعت جیبی
pocketing پارچه جیبی
pocket knife چاقوی جیبی
pocket handkerchief دستمال جیبی
pocket knives چاقوی جیبی
pocketknife چاقوی جیبی
pocket کوچک جیبی
pockets کوچک جیبی
wallets کیف جیبی
pocket calculators حسابگر جیبی
folding metre stick [British] خط کش جیبی [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش جیبی [ابزار]
pocket meter سنجه جیبی
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
folding ruler خط کش جیبی [ابزار]
pocket computer کامپیوتر جیبی
folding meter stick [American] خط کش جیبی [ابزار]
pocket pistol طپانچه جیبی
tangency حالت جیبی
hand calculator ماشین حساب جیبی
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
watching ساعت جیبی و مچی
penknives چاقوی کوچک جیبی
folding rulers خط کش های جیبی [ابزار]
watched ساعت جیبی و مچی
pocket edition چاپ جیبی کتاب
watch ساعت جیبی و مچی
penknife چاقوی کوچک جیبی
jackknife چاقوی بزرگ جیبی
jack-knifes چاقوی بزرگ جیبی
watches ساعت جیبی و مچی
jack-knifed چاقوی بزرگ جیبی
billfold کیف جیبی اسکناس
jack-knifing چاقوی بزرگ جیبی
jack-knives چاقوی بزرگ جیبی
focusing glass ذره بین جیبی
billfolds کیف جیبی اسکناس
pocket calculator ماشین حساب جیبی
jack-knife چاقوی بزرگ جیبی
solar calculator ماشین حساب جیبی خورشیدی
pin money پول جیبی شوهر به همسرش
billfold دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
billfolds دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
perdiem روزانه
every single day <adv.> روزانه
every day <adv.> روزانه
each day <adv.> روزانه
day in, day out <adv.> روزانه
workaday روزانه
by d. روزانه
per day روزانه
quotidian روزانه
on a daily basis <adv.> روزانه
diurnal روزانه
diurnally روزانه
day-to-day <adj.> روزانه
everyday <adj.> روزانه
daily <adj.> <adv.> روزانه
dailies روزانه
day by day روزانه
micro- نوار صوتی با قالب کوچک که در وسایل جیبی به کار می رود
way of life فعالیتهای روزانه
on a daily basis <adv.> بطور روزانه
diurnal tide کشند روزانه
each day <adv.> بطور روزانه
day in, day out <adv.> بطور روزانه
every single day <adv.> بطور روزانه
every day <adv.> بطور روزانه
journals گزارش روزانه
journal دفتروقایع روزانه
journals دفتروقایع روزانه
journal گزارش روزانه
daily <adj.> <adv.> بطور روزانه
workout ورزش روزانه
purchase journal دفترخرید روزانه
daily storage مخزن روزانه
daily wage مزد روزانه
day hospital بیمارستان روزانه
order of the day برنامه روزانه
day schools مدرسهی روزانه
day school مدرسهی روزانه
diurnal load بار روزانه
duily bread نان روزانه
victualling allowance جیره روزانه
habitude عادت روزانه
mean daily متوسط روزانه
morning orders برنامه روزانه
morning orders دستورات روزانه
daily round کارهای روزانه
daily round گردش روزانه
daily pay دستمزد روزانه
dailgy food allowance جیره روزانه
workouts ورزش روزانه
prebendary دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
watch and ward حق نگهبانی روزانه و شبانه
log book دفتر رخدادهای روزانه
logbook گزارش روزانه سفرکشتی
semidiurnal tide کشند نیم روزانه
journal book دفتر گزارش روزانه
working day ساعت کار روزانه
breviary کتاب نمازوادعیه روزانه
extern کمک پزشک روزانه
dailgy food allowance جیره غذایی روزانه
daily bread نان یارزق روزانه
day of supply روز امادتدارکات روزانه
daily flood peak حداکثر سیل روزانه
daily flood peak بیشینه روزانه سیل
plan of the day برنامه روزانه ناو
log books دفتر رخدادهای روزانه
diaries دفتر خاطرات روزانه
utilization کاربرد روزانه استفاده
rations مقدار جیره روزانه
rationed مقدار جیره روزانه
ration مقدار جیره روزانه
diary دفتر یادداشت روزانه
diary دفتر خاطرات روزانه
average daily traffic [ADT] متوسط ترافیک روزانه
daily routine عادت جاری روزانه
diaries دفتر یادداشت روزانه
logs شرح روزانه جدول لگاریتم
diarists نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
muster book دفتر ثبت وقایع روزانه
log شرح روزانه جدول لگاریتم
daybook دفتر ثبت وقایع روزانه
daylight traffic line خط منع ایاب ذهاب روزانه
daily progress report گزارش روزانه پیشرفت کار
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
diarist نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
system log گزارش روزانه عملیات سیستم
What is the charge per day? کرایه روزانه چقدر است؟
diary دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
diaries دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
daily range of soil temperature دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
termograph دستگاهی که حرارت روزانه را ثبت میکند
cash register ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
cash registers ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
The shops will be open daily except Sundays / excluding Sundays / outside of Sundays [American E] . مغازه ها به جز یکشنبه ها روزانه باز خواهند بود.
ephermeris جدول نجومی دفتریادداشت روزانه حشره یکروزه
daymark علامت ساحلی بدون چراغ فار دریایی روزانه
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
All of which doesn't really help us very much in our day-to-day lives. تمامی این موارد به زندگی روزانه ما واقعا کمکی نمی کند.
grainer و غیره
whatnot غیره
etcetera و غیره
exoskeleton مو و غیره
log گزارش روزانه عملیات هیئت یاعملیات موتوریاماشین وغیره کندن کنده درخت
logs گزارش روزانه عملیات هیئت یاعملیات موتوریاماشین وغیره کندن کنده درخت
queues صف اتوبوس و غیره
track and field دیسک و غیره
collective goods پارک و غیره
etc مخفف و غیره
queueing صف اتوبوس و غیره
queued صف اتوبوس و غیره
queue صف اتوبوس و غیره
fallow غیره مزروع
personal امکان نرم افزاری که تاریخ روزانه کاربر را مدیریت و ذخیره میکند مثل تقویم
kymograph انقباض عضلات و غیره
webby پر ازتار عنکبوت و غیره
to draw up نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
smudgy پوشیده از کثافت یا گل و غیره
pitter-patter چک چک باران و غیره ضربان
pitter patter چک چک باران و غیره ضربان
nieces دختربرادر یا خواهر و غیره
niece دختربرادر یا خواهر و غیره
odometer کیلومتر شماراتومبیل و غیره
to make out نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
unexpected غیره مترقبه غیرمنتظره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com