English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English Persian
irredeemable paper money پول کاغذی که دارنده ان نتواندهرگاه بخواهدانرا نقدسازد
Other Matches
holders دارنده
holder دارنده
owner دارنده
owners دارنده
This page owner دارنده این برگه
interdictive باز دارنده
licensee دارنده پروانه
licensee دارنده مجوز
upholders نگاه دارنده
licensees دارنده پروانه
licensees دارنده مجوز
holder دارنده برات
holder نگاه دارنده
licentiate دارنده پروانه
licencee دارنده جواز
promulgation اعلام دارنده
upholder نگاه دارنده
enactive مقرر دارنده
licencee دارنده پروانه
holders نگاه دارنده
termor دارنده حق عمری
bona fide holder دارنده مجاز
vociferator اعلام دارنده
bid holder دارنده ضمانتنامه
stater افهار دارنده
promulgator اعلام دارنده
holders دارنده برات
policy holder دارنده بیمه
termor دارنده حق رقبی
key concrete بتن نگاه دارنده
world record holder دارنده رکورد جهانی
letterman دارنده معرفی نامه
have بدست اوردن دارنده
having بدست اوردن دارنده
stabilisers ثابت نگه دارنده
strait jackets روپوش باز دارنده
stabilizer ثابت نگه دارنده
policy holder دارنده بیمه نامه
titles دارنده عنوان قهرمانی
loan holder دارنده سهام وام
title دارنده عنوان قهرمانی
strait jacket روپوش باز دارنده
licensees صاحب جواز دارنده پروانه
licensee صاحب جواز دارنده پروانه
premonitory تحذیر کننده برحذر دارنده
celebrator نگاه دارنده جشن و عید
incarcerator توقیف کننده نگاه دارنده
fund holder دارنده سهام قرضه دولتی
mealy mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
mealy-mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
annuitant دریافت دارنده مقرری سالانه
rentlen دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
chartaceous کاغذی
papery کاغذی
pulpy کاغذی
rosettes گل کاغذی
rosette گل کاغذی
papyraceous کاغذی
paper cup لیوان کاغذی
paper tape reader نوارخوان کاغذی
lamplighter چوب یا کاغذی که
masking tape نوارچسب کاغذی
paper tigers ببر کاغذی
ticker tape نوار کاغذی
paper plate بشقاب کاغذی
paper tiger ببر کاغذی
paper gold طلای کاغذی
paper tape نوار کاغذی
paper blockade محاصره کاغذی
fiduciary currency پول کاغذی
paper capacitor خازن کاغذی
paper condenser خازن کاغذی
paper card کارت کاغذی
paper chromatography کروماتوگرافی کاغذی
paper curency پول کاغذی
paper electrophoresis الکتروفورز کاغذی
paper feed خورش کاغذی
fish paper عایق کاغذی
Kleenex دستمال کاغذی
quartos ربع کاغذی
towel دستمال کاغذی
yashmak shawl دستمال کاغذی
Kleenexes دستمال کاغذی
quarto ربع کاغذی
paper money پول کاغذی
litmus paper کاغذی که بماده
towels دستمال کاغذی
bondholder دارای صاحب سهام قرضه دارنده وثیقه یاکفالت
high goal polo چوگان بین تیمهای دارنده 91امتیاز تعادلی یا بیشتر
paper tape punch منگنه کن نوار کاغذی
paper currency اسکناس پول کاغذی
dust jacket کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
dust-covers کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
paper money اسکناس پول کاغذی
dust-jacket کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
paper tape punch منگنه نوار کاغذی
paper tape reader نوار کاغذی خوان
paper edition of a book ویرایش با جلد کاغذی
dust-jackets کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
rag paper کاغذی که ازپارچه بسازند
tissue paper دستمال کاغذی نازک
strip chart recorder ثبات نوار کاغذی
punch paper tape نوار کاغذی منگنه
paperbacks کتاب جلد کاغذی
elephant paper کاغذی که اندازه ان 72 در 56سانتیمتراست
crown paper کاغذی که 38/10سانتیمتردر50/80سانتیمترباشد
folding money اسکناس پول کاغذی
paperback کتاب جلد کاغذی
blank endorsement حواله سفید مهر که مقداروجه ان قیدنشده وقابل پرداخت به دارنده است
to date a letter forward کاغذی راتاریخ عقب ترگذاشتن
perforated paper tape نوار کاغذی سوراخ دار
boxes جعبه کاغذی یا چوبی یا پلاستیکی
long green دلار کاغذی پشت سبز
dust-jackets جلد کاغذی روی کتاب
box جعبه کاغذی یا چوبی یا پلاستیکی
dust jacket جلد کاغذی روی کتاب
dust-covers جلد کاغذی روی کتاب
punched paper tape نوار کاغذی منگنه شده
dust-jacket جلد کاغذی روی کتاب
minnesota paper form board ازمون جااندازی کاغذی مینه سوتا
billhead کاغذی که شبیه برات چاپی است
granite paper کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
sleeves پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
hornbook کاغذی که در ان الفباء برای کودکان دبستان می نوشتند
quaternion ورق کاغذی که چهار تاه خورده باشد
sleeve پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
stationery کاغذی که برای استفاده در چاپگر ساخته شده است
centered محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centre محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
centers محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centred محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
center سوراخ هایی که اطراف مرکز نوار کاغذی پانچ شده اند
punches بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
parity شیار روی مغناطیسی یا نوار کاغذی که حاوی بیت پیریتی است
punch بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
punched بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
edge کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده
reperforator ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
edges کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده
backgrounds نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
background نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
presentment ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
key کاغذی که روی کلیدهای صفحه کلید چسبیده میشود تا تابع خاص آنها را برای عملی بیان کنند
bleeds 1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
bleed 1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
perforated tape نوار کاغذی یا نوار بلند که داده به صورت پانج شده روی آن ذخیره میشود
deflections هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflection هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
share holder دارنده سهام صاحب سهام
carriages بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
carriage بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
reader ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
readers ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com