English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
camera-shy کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
Other Matches
he has no friends او هیچ دوست و اشنایی ندارد
cassette کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
pancromic فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reeling قرقره فیلم حلقه فیلم
reel قرقره فیلم حلقه فیلم
reeled قرقره فیلم حلقه فیلم
reels قرقره فیلم حلقه فیلم
A friend in need is a friend indeed.. <proverb> دوست آن باشد که گیرد دست دوست,در پریشان یالى و درماندگى.
He that blows in the dust fills his eyes. <proverb> کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless. معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
he is second to none دومی ندارد بالادست ندارد
I like to be friends with you. من دوست دارم با تو دوست باشم.
filmstrip نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
alignment میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
alignments میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
like a duck takes the water [Idiom] کاری را تند یاد بگیرند انجام بدهند و از انجام دادن آن لذت ببرند
end حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ends حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ended حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
I am done with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am [have] finished with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
loads فیلم
load فیلم
filmed فیلم
film leader فیلم
film فیلم
as good as a play <idiom> مثل فیلم
talkies فیلم ناطق
microfilms ریز فیلم
microfilming میکرو فیلم
instruction film فیلم اموزشی
filmy فیلم مانند
filmiest فیلم مانند
filmier فیلم مانند
instruction film فیلم درسی
talkie فیلم ناطق
acetate film فیلم استاتی
film strip نوار فیلم
filmed فیلم عکاسی
advertising spot فیلم تبلیغاتی
film فیلم عکاسی
filmstrip فیلم سینمایی
film recorder فیلم نگار
film recorder ضباط فیلم
film developer سازنده فیلم
filmed فیلم سینما
cinematograph اپارات فیلم
film-strip نوار فیلم
film-strips نوار فیلم
microfilm ریز فیلم
microfilm میکرو فیلم
microfilmed ریز فیلم
microfilmed میکرو فیلم
microfilming ریز فیلم
microfilms میکرو فیلم
film reader فیلم خوان
reversal film فیلم معکوس
negative film فیلم منفی
peepshows فیلم شهوانی
peepshow فیلم شهوانی
positive film فیلم مثبت
film فیلم سینما
picturize فیلم برداشتن از
phonofilm فیلم صدادار
phonofilm فیلم سخنگو
x ray film فیلم رونتگن
moving picture فیلم سینما
telefilm فیلم تلویزیونی
playoff نشان دادن فیلم
metol دوای فهور فیلم
dub فیلم را دوبله کردن
filmstrip فیلم عکاسی 53 میلمتری
playoffs نشان دادن فیلم
geneva stop سیستم نگهدارنده فیلم
dubs فیلم را دوبله کردن
dubbed فیلم را دوبله کردن
magnetic film memory حافظه با فیلم مغناطیسی
magnetic film storage ذخیره فیلم مغناطیسی
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
magnetic thin film فیلم نازک مغناطیسی
Make three copies of each film. از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
magnetic film لایه فیلم مغناطیسی
talkies صنعت فیلم ناطق
cinematograph دوبین فیلم برداری
camera magazine کاست فیلم دوربین
talkie صنعت فیلم ناطق
technicolour روش فیلم رنگی
rerun نمایش مجدد فیلم
scenario متن فیلم سینمایی
fast-forward جلو زدن فیلم
film badge برگ شناسایی فیلم
false colour فیلم رنگی مصنوعی
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
image format اندازه فیلم عکاسی
spaghetti westerns فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
sneak previews نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
semidocumentary فیلم سینمایی نیمه مستند
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
sneak preview نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
filmed تاری چشم فیلم برداشتن از
film تاری چشم فیلم برداشتن از
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
newsreel فیلم اخبار جاری روز
newsreels فیلم اخبار جاری روز
horse opera فیلم یا نمایش گاوچرانان امریکایی
scenario متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
It was a sI'lly boring film (movie). فیلم لوس وخنکی بود
spaghetti western فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
scenarios متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
magnetic thin film memory حافظه فیلم نازک مغناطیسی
scenarios زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
scenario زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
smash hit <idiom> نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
protection کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
Black and white. سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
She portrays a dancer in the film. او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
documentarian کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
unwatchable [film, TV] <adj.> ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
rewound برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
reprographics ترسیم ها و فیلم ها و روشهای تولید انبوه مجدد
prescore ضبط صدا یا موسیقی فیلم قبل از فیلمبرداری
lithography کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ? این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
rewinds برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinding برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewind برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
lenticulate ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
It was filmed on location. صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
footage طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
negatives گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negative گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
as dull as a ditch-water مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
soft ware وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
it does not weigh with me ندارد
flicker free ی ندارد
there is no limit to it حد ندارد
there is no style about her ندارد
he is not of that stamp را ندارد
blip علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blips علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
grey scale سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
geneva stop کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
he has no manners اداب ندارد
he hasno notion of going سر رفتن ندارد
it does not matter اهمیت ندارد
he has nostomach for the fight سر دعوا ندارد
he has no temperature to day امروز تب ندارد
it is a soft snap کاری ندارد
he has an a. to grind غرضی ندارد
It is o. k . ( all right ) . it doesent matter . عیب ندارد
he has no excuse what عذری ندارد
he has nothing of his own چیزی ندارد
It is no trouble at all. زحمتی ندارد
he is out of huomor دماغ ندارد
dont mention it اهمیت ندارد
no matter اهمیت ندارد
no object اهمیت ندارد
She has no axe to grind . She doesnt mean anything . مقصودی ندارد
it is nothing out of the way غرابتی ندارد
No problem at all. It is quite all right . مانعی ندارد
Nothing is quite impossible. کارنشد ندارد
it is nothing new تازگی ندارد
his hat cover his fanily هیچکس را ندارد
it is of no weight قدرواهمیتی ندارد
it is well enough عیبی ندارد
it lacks soul روح ندارد
there is no limit to it اندازه ندارد
hadn't ندارد نبایستی
Don’t mention it. قابلی ندارد.
schoolmates دوست
leal دوست
allying دوست
friendless بی دوست
bozo دوست
chums دوست
buddies دوست
buddy دوست
schoolmate دوست
ally دوست
friends دوست
philoginous زن دوست
dienophile دی ان دوست
formalist دوست
philogynist زن دوست
friend دوست
hydrophilic compound اب دوست
chum دوست
heart-to-hearts دوست
heart-to-heart دوست
unfriended بی دوست
hydrophilic اب دوست
heart to heart دوست
amicable دوست
blue key نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
it is beyond recall احتمال لغوشدن ندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com