Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
control words
کلمات کنترلی
Other Matches
supervisory
ترکیب کدهای کنترلی که در شبکه ارتباط دادهای یک تابع کنترلی ایجاد می کنند
semantics
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
speeches
بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
speech
بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
slice
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
spellchecker
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
basics
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
dictionary
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
control punch
منگنه کنترلی
control programs
برنامههای کنترلی
control signals
سیگنالهای کنترلی
control signals
علائم کنترلی
control statement
جمله کنترلی
control structure
ساختار کنترلی
control status
وضعیت کنترلی
control character
دخشه کنترلی
control character
علامت کنترلی
monitor
یک برنامه کنترلی
monitored
یک برنامه کنترلی
control field
میدان کنترلی
control character
کاراکتر کنترلی
control measures
اقدامات کنترلی
control data
داده کنترلی
control memory
حافظه کنترلی
control punch
پانچ کنترلی
monitors
یک برنامه کنترلی
control measures
مقررات کنترلی
control counter
شماره کنترلی
control function
تابع کنترلی
control measures
پیش گیریهای کنترلی
control read only memory
حافظه فقط خواندنی کنترلی
header
قالب و اطلاعات کنترلی است
headers
قالب و اطلاعات کنترلی است
countermeasures
پیش گیریهای متقابل اقدامات کنترلی
boost control
سیستم کنترلی برای نگهداشتن فشار بوستر
administrators
بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
forth
زبان برنامه نویس کامپیوتر در برنامههای کنترلی
administrator
بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
tab
کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
tabs
کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
air traffic control radar system
راداری کمکی در سیستم کنترلی ترافیک هوایی
bi directional
داده یا خط کنترلی که میتواند سیگنال ها را در دو جهت ارسال کند
network
اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
networking
اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
aerospace vehicle
هر رسانگر کنترلی که قادر به پرواز در هوا و فضا باشد
message
اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
messages
اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
networks
اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
envelopes
بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
mp/m
برنامه کنترلی چند برنامهای برای ریزکامپیوترهاforicrocomputers Program ultiprogrammingControl
record
رکورد و داده کنترلی ذخیره شده روی رسانه پشتیبان
envelope
بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
mode
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
cancels
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
bell character
کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
modes
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
cancelling
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
secondary
کانال دوم که حاوی اطلاعات کنترلی ارسالی همزمان با داده باشد
cancel
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
hierarchical communications system
روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
adjunct register
ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
flag
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
vertical
بخشی از سیستم کنترلی چاپگر که قالب عمودی متن چاپ شده را کنترل میکند
flags
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
feedback
اطلاعات مربوط به تاثیرات سیگنال کنترلی روی وسیله یا ماشین که به کامپیوترکنترلی برمی گرددو
declension
صرف کلمات
spate
سیل کلمات
contents
کلمات یک نامه
terminology
کلمات فنی
terminologies
کلمات فنی
addressing
و کلمات افست
VIP
مخفف کلمات
word salad
سالاد کلمات
i ran the words through
ان کلمات را خط زدم
the f. words
کلمات زیرین
word of mouth
کلمات مصطلح
VIPs
مخفف کلمات
logion
کلمات قصار
code word
کلمات رمزی
play on words
<idiom>
بازی با کلمات
apothegm
کلمات قصار
shan't
مخفف کلمات not shall
verbalist
منقد کلمات
code words
کلمات رمزی
input/output
اتصالاتی که به داده و سیگنالهای کنترلی امکان انتقال بین CPU و حافظه یا وسیله جانبی میدهد
channels
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channel
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeled
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
saves
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
channeling
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
save
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saved
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
escape character
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
channelled
دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
reserved words
کلمات ذخیره شده
prowords
کلمات جلوی جملات
word square
جدول کلمات متقاطع
aphorisms
پند کلمات قصار
aphorism
پند کلمات قصار
delete
بریدن کلمات یک متن
Acrimonious words
کلمات تلخ و نیشدار
wordage
کلمات واژه بندی
deleted
بریدن کلمات یک متن
deletes
بریدن کلمات یک متن
deleting
بریدن کلمات یک متن
voder
یک ترکیب کننده کلمات
anastrophe
تعویض کلمات یک عبارت
jives
کلمات بیهوده واحمقانه
jived
کلمات بیهوده واحمقانه
jive
کلمات بیهوده واحمقانه
in so many words
با عین این کلمات
opposites test
ازمون کلمات متضاد
crossword puzzle
جدول کلمات متقاطع
aphorize
کلمات قصار گفتن
she'd
مخفف کلمات had sheوwould she
end spell
خاتمه کلمات رمز
jiving
کلمات بیهوده واحمقانه
euphony
خوش اهنگی کلمات
phonetic alphabet
کلمات قراردادی مخابراتی
permutation table
جدول کلمات رمز
phonics
تلفظ وهجاهای کلمات
padding
کلمات یارکوردهای ساختگی
charade
جدول کلمات متقاطع
malapropism
سوء استعمال کلمات
frame
1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر
contrasts
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
oxymoron
استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
anastrophe
قلب عبارت کلمات مقلوب
awol
مخفف کلمات leave absentwithout
acephalo
که با کلمات دیگر ترکیب میشود
wpm
تعداد کلمات دردقیقه inute
helmintho
کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
lip-read
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip read
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
semantics
معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
oxymoron
استعمال کلمات مرکب متضاد
syllabary
فهرست سیلاب یا هجاهای کلمات
headers
کلمات در بالای صفحه متن
header
کلمات در بالای صفحه متن
worded
تعداد کلمات در فایل یا متن
word
تعداد کلمات در فایل یا متن
sweet words (voice,sleep
کلمات ( صدا خواب )شیرین
headings
کلمات ابتدای هر صفحه متن
heading
کلمات ابتدای هر صفحه متن
talk down to someone
<idiom>
از کلمات ساده استفاده کردن
helminth
کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
SOS
مخفف کلمات ship our save
lip-reads
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
gulps
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulping
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulped
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
navigation
چند رسانهای با کلمات کلیدی
gulp
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
posies
کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
posy
کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
epigrammatic
وابسته به لطیفه و کلمات قصار
A dictionary tell you what words mean .
فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
cardio
کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
cardia
کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
cardi
کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
wac
حروف اول کلمات armycorps s"women
lipreading
فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
diabol
کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
diabolo
کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
epexegesis
کلمات افزوده شده برای توضیح
slobber
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbering
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
kilo
واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
kilos
واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
chains
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
speeches
تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
slobbered
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
speech
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speeches
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speech
تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
slobbers
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
phonemics
علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
chain
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
purist
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
keying material
مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
colons
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colon
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
purists
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
syllabary
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
wordprocessing
شرکت متخصص در پردازش کلمات برای شرکتهای دیگر
cunclude
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
logogram
واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
logograph
واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
diachrony
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com