| Total search result: 201 (6 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| postfix |
کلمه یا حرف نوشته شده پس از دیگری |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| search and replace |
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند |
| letter |
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا.. |
| letters |
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا.. |
word |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
| worded |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
| softest |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
| softer |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
| soft |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
| parodies |
نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد |
| unless otherwise prescibed [by the doctor] |
مگر اینکه [پزشک] نسخه دیگری نوشته |
| parody |
نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد |
| head word |
کلمه یاجملهای که در سراغاز فصل یا بخش کتاب نوشته میشود |
| document |
1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است |
| documented |
1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است |
| documenting |
1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است |
acronym |
کلمه ای که از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد |
| worded |
زمان لازم برای ارسال کلمه از یک محل حافظه یا وسیله به دیگری |
word |
زمان لازم برای ارسال کلمه از یک محل حافظه یا وسیله به دیگری |
| acronyms |
کلمه ایکه از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد |
| tabbing |
حرکت نشانه گر در برنامه کلمه پرداز از یک محل توقف tab به دیگری |
| labeling |
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف |
| labelled |
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف |
| label |
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف |
| labels |
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف |
| hyperlink |
کلمه یا تصویر یا دگمهای در صفحه وب یا عنوان چند رسانهای که در صورت انتخاب کاربر را به صفحه دیگری می برد |
| hyphen |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
| hyphens |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
| logogriph |
نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد |
| search |
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها |
| searched |
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها |
| searches |
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها |
| searchingly |
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها |
| interlocked |
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود |
interlocking |
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود |
| interlock |
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود |
| interlocks |
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود |
| conversions |
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند |
| conversion |
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند |
| least significant bit |
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد. |
| statute at large |
چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی |
| prefixes |
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد |
| prefix |
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد |
| subrogate |
بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن |
| augment |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
| augmenting |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
| augmented |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
| markers |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
| augments |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
word |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
marker |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
| worded |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
| recode |
کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند |
| to pass one's word for another |
از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن |
Persian rug |
[فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.] |
| piracy |
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer |
| to rime one word with another |
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن |
| ring shift |
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| hypertext |
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر |
| processor |
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم |
| syllable |
جزء کلمه مقطع کلمه |
| syllables |
جزء کلمه مقطع کلمه |
| synonym |
کلمه مترادف کلمه هم معنی |
| synonyms |
کلمه مترادف کلمه هم معنی |
| lsb |
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است |
| soft |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
| keyword |
1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد |
| softer |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
| enclitic |
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد |
| softest |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
| shifts |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| shifted |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| shift |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| orphaned |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
| orphans |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
| orphan |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
| cycles |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
| cycled |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
| cycle |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
| countersignature |
امضای پس ازامضای دیگری تصدیق امضای دیگری |
| manuscript |
نوشته |
| writs |
نوشته |
| writ |
نوشته |
| deposition |
نوشته |
| text |
نوشته |
| manuscripts |
نوشته |
| letter |
نوشته |
| scrip |
نوشته |
| epigraph |
نوشته |
| opus |
نوشته |
| opuses |
نوشته |
| texts |
نوشته |
| paper work |
نوشته |
inscription |
نوشته |
| inscriptions |
نوشته |
| depositions |
نوشته |
| letters |
نوشته |
| record |
نوشته |
| papeteries |
نوشته |
| hand writing |
دست نوشته |
| writings |
نوشته نوشتجات |
| written |
نوشته شده |
| callout |
نوشته راهنما |
| writing |
نوشته نوشتجات |
| manuscript |
دست نوشته |
| cryptogram |
نوشته رمزی |
| cryptograph |
نوشته رمزی |
| chirograph |
دست نوشته |
| handwriting |
دست نوشته |
| petrograph |
سنگ نوشته |
| ancient manuscript |
نوشته قدیمی |
| it is written that |
نوشته اندکه |
| pseudograph |
نوشته جعلی |
| hierogram |
نوشته قدس |
| petroglyph |
سنگ نوشته |
inscription |
نقش نوشته خطی |
| packaged software |
بسته پیش نوشته |
| psychogram |
پیام نوشته روح |
| triglot |
به سه زبان نوشته شده |
| scrolls |
نوشته یافهرست طولانی |
| opusculum |
اثریا نوشته بی اهمیت |
| repetitive letter |
نوشته شده است |
| applications |
معمولا به صورت نوشته |
| graphically |
بطور نوشته یا منقوش |
| inscriptions |
نقش نوشته خطی |
| imperscriptible |
فاقد اجازه نوشته |
| overwrite |
نوشته داده در محلی |
cartouche |
لوح نوشته مزین |
| poison pen |
نوشته غرض الود |
| numeral |
عدد نوشته شده و.. |
| scroll |
نوشته یافهرست طولانی |
| pornograph |
نوشته ها و عکسهای رکیک |
| cryptanalysis |
کشف نوشته رمزی |
| pornography |
نوشته شهوت انگیز |
| application |
معمولا به صورت نوشته |
| numerals |
عدد نوشته شده و.. |
| erotica |
نوشته ها واصطلاحات عاشقانه |
| numbers |
عدد نوشته شده |
| letter press |
نوشته وابسته به عکسها |
| number |
عدد نوشته شده |
| it is written that |
نوشته شده است که |
| writing |
چیزی که نوشته شده است |
| legend |
نوشته روی سکه ومدال |
| superscription |
عنوان نوشته روی چیزی |
| autographic |
نوشته شده با دست خودمصنف |
| legends |
نوشته روی سکه ومدال |
| graffiti |
نوشته تصویر ویا پوستریکهبردیوارمیچسبانند |
| jotting |
چیزیکه با عجله نوشته شده |
| fill out <idiom> |
نوشتن حقایقی که نوشته شدهاند |
| numerals |
اعداد نوشته شده IV, III, II , I و... |
| ad-libs |
بدون نوشته صحبت کردن |
| hic jacet |
نوشته روی سنگ قبر |
| ad-libbing |
بدون نوشته صحبت کردن |
| slashed zero |
علامت نوشته یا چاپ شده |
| ad-libbed |
بدون نوشته صحبت کردن |
| purple patch |
نوشته اراسته به صنایع بدیعی |
| ad-lib |
بدون نوشته صحبت کردن |
| accounting package |
بسته پیش نوشته حسابداری |
| writings |
چیزی که نوشته شده است |
| blasphemous |
نوشته وگفته کفر امیز |
| purple passage |
نوشته اراسته به صنایع بدیعی |
| epitaph |
نوشته روی سنگ قبر |
| epitaphs |
نوشته روی سنگ قبر |
| bilingual |
بدو زبان نوشته شده |
| numeral |
اعداد نوشته شده IV, III, II , I و... |
| cryptanalyze |
نوشته رمزی را کشف کردن |
| hyphenated |
نوشته شده با فضای خالی |
| integrated accounting package |
بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع |
| equation |
فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل |
| termination notice |
فسخ نوشته شده [قرارداد کاری] |
| equations |
فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل |
| compilation |
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته |
| compilations |
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته |
| NCR paper |
نوشته هم روی کاغذ نمایان میشود |
| modular accounting package |
برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی |
| balloted |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
| to read between the lines |
معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن |
absolute address |
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق |
| subscript |
چیزی که در پایین نامه نوشته شود |
| ballot |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
| It is written for our benefit |
نوشته کردن برای ما فایده دارد |
machine address |
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق |
| ballots |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
| software package |
بسته پیش نوشته نرم افزاری |
| italic |
حرف به صورت itoloc نوشته شده |
| The letter is addressed to you . |
نامه بعنوان شما نوشته شده است |
| nominal value |
قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده |
| applies |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
| apply |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
| pitch |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
| pitches |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
| hair stroke |
خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی |
| grapho |
پیشوند بمعنی نوشته و ثبت شده و نوشتن |
| applying |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
| the paper is written all over |
همه جای کاغذ نوشته شده است که |
| graffito |
حروف یا تصاویری که بردیوار نوشته شده باشد |
| Take a fresh sheet of paper. |
یک ورق کاغذ تازه ( نوشته نشده ) بردار |
| machine |
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند |
| machined |
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند |
| bibliotics |
بررسی دست نوشته برای تعیین اصالت ان |
| please reply |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |