English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (4 milliseconds)
English Persian
low grade کم طبقه بندی
Search result with all words
class طبقه بندی کردن رده
classed طبقه بندی کردن رده
classes طبقه بندی کردن رده
classing طبقه بندی کردن رده
graduate طبقه بندی کردن
graduates طبقه بندی کردن
graduating طبقه بندی کردن
layer طبقه بندی کردن
layers طبقه بندی کردن
concurrently مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
bracket طبقه بندی
sort دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts دسته کردن طبقه بندی کردن
coinage طبقه بندی بهای مسکوک
secret طبقه بندی سری
secrets طبقه بندی سری
denomination طبقه بندی
denominations طبقه بندی
label برچسب زدن طبقه بندی کردن
labeling برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled برچسب زدن طبقه بندی کردن
labels برچسب زدن طبقه بندی کردن
classification طبقه بندی رده بندی
classification طبقه بندی
classification طبقه بندی پیام
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی
classifications طبقه بندی پیام
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
type ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed ماشین کردن طبقه بندی کردن
types ماشین کردن طبقه بندی کردن
sorting طبقه بندی
standardised بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardising بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizes بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizing بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
categorised طبقه بندی کردن
categorises طبقه بندی کردن
categorising طبقه بندی کردن
categorize طبقه بندی کردن
categorized طبقه بندی کردن
categorizes طبقه بندی کردن
categorizing طبقه بندی کردن
classifies طبقه بندی کردن
classify طبقه بندی کردن
classifying طبقه بندی کردن
resort جدا کردن طبقه بندی کردن
resorted جدا کردن طبقه بندی کردن
resorts جدا کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade طبقه بندی کردن کلاسه کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades طبقه بندی کردن کلاسه کردن
taxonomies طبقه بندی
taxonomy طبقه بندی
nondescript غیرقابل طبقه بندی
grading طبقه بندی
assortment طبقه بندی
assortments طبقه بندی
unclassified طبقه بندی نشده
unclassified بدون طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
staple فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapling فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
fault یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faulted یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
restrict بازداشت طبقه بندی مدارک
restricting بازداشت طبقه بندی مدارک
restricts بازداشت طبقه بندی مدارک
classified طبقه بندی شده
division طبقه بندی
divisions طبقه بندی
abc analysis طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
access to classified material دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
accountable cryptomaterial مدارک و وسایل طبقه بندی شده
accounting classification طبقه بندی حساب
agct ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
age grouping طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
aggroup طبقه بندی کردن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
army genetal classification test ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
Other Matches
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
stratification طبقه بندی
typification طبقه بندی
systemization طبقه بندی
job classification طبقه بندی شغل
nosology طبقه بندی بیماریها
pigeonhole طبقه بندی کردن
job classification طبقه بندی شغلی
market grades and grading طبقه بندی بازار
map classification طبقه بندی نقشه ها
zootaxy طبقه بندی جانوران
harmonic proportion طبقه بندی متناسب
service rating طبقه بندی پرسنلی
soil class طبقه بندی خاک
speed rate increment طبقه بندی سرعت
suborder طبقه بندی فرعی
taxonomist متخصص طبقه بندی
systemize طبقه بندی کردن
standardization همگونی طبقه بندی
harmonic division طبقه بندی متناسب
route classification طبقه بندی جاده ها
rug classification طبقه بندی فرش
to categorize طبقه بندی کردن
computer classifications طبقه بندی کامپیوتر
classification of aggregate طبقه بندی خاکدانه ها
industrial classifications طبقه بندی صنعتی
classification chart نمودار طبقه بندی
classifiable قابل طبقه بندی
budget classification طبقه بندی بودجه
vendor rating طبقه بندی فروشندگان
classificatory مربوط به طبقه بندی
classification of soil طبقه بندی خاک
brussels nomenclature طبقه بندی تعرفه برکسل
classified advertisement آگهی طبقه بندی شده
classified items اقلام طبقه بندی شده
classified items اماد طبقه بندی شده
topsecret طبقه بندی به کلی سری
restricted data اطلاعات طبقه بندی شده
integrade [طبقه بندی داخلی کردن]
classified material مدارک طبقه بندی شده
glossography طبقه بندی و شرح زبانها
intergrade طبقه بندی داخلی کردن
systematist متخصص فائده سازی و طبقه بندی
international classification of طبقه بندی بین المللی بیماریها
taxon واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
assort طبقه بندی کردن مناسب بودن
classification yard line سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
reserve on board مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
grain size classification طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
unified soil classification system (uscs نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
unit citation جشن طبقه بندی یکانها از نظر عملیات یاامادگی رزمی
marshalling yard محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
phytography طبقه بندی گیاهان روی زمین گیاه شناسی توضیحی وتشریحی
proficiency rating طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
break down تجزیه کردن طبقه بندی کردن
entresol طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lower classes طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
red concept جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
stratify طبقه طبقه کردن
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
lineaments طرح بندی صورت بندی
wording جمله بندی کلمه بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineament طرح بندی صورت بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
first class طبقه یک
ranges طبقه
phase طبقه
range طبقه
phased طبقه
phases طبقه
category طبقه
folium طبقه
laminate طبقه طبقه
ranged طبقه
stages طبقه
storey طبقه
lain طبقه
floors طبقه
story طبقه
storeys طبقه
straticulate طبقه طبقه
story=storey طبقه
storey=story طبقه
stepless بی طبقه
single stage یک طبقه
genres طبقه
genre طبقه
strips طبقه
stories طبقه
two storeyed دو طبقه
stage طبقه
ranks طبقه
ranked طبقه
rank طبقه
of all sorts از هر طبقه
grades طبقه
pigeonhole طبقه
grade طبقه
floor طبقه
floored طبقه
ilk طبقه
classes طبقه
classing طبقه
caste طبقه
castes طبقه
stratum طبقه
course طبقه
coursed طبقه
beds طبقه ته
courses طبقه
bed طبقه
bed طبقه ته
beds طبقه
general طبقه
generals طبقه
class طبقه
classed طبقه
layers طبقه
grain طبقه
layer طبقه
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
lower class طبقه محروم
subclass زیر طبقه
e layer طبقه هویساید
subclass طبقه فرعی
substratum طبقه زیر
subclass طبقه محروم
stratiform طبقه وار
subordinate class طبقه وابسته
laboring class طبقه کارگر
underclass طبقه محروم
class i supplies اماد طبقه 1
social class طبقه اجتماعی
class i property اموال طبقه 1
class i property کالای طبقه 1
category طبقه اجناس
spectral class طبقه بینابی
stratiform طبقه مانند
underclass طبقه عوام
subclass طبقه عوام
category طبقه نگهداری
substratum پی طبقه زیر
ionosphere طبقه یونسفر
folium طبقه نازک
exploiting class طبقه بهره کش
the second storey طبقه دوم
the upper storey طبقه فوقانی مخ
peerage طبقه لردها
feudal class طبقه فئودال
feudal class طبقه زمیندار
peerages طبقه لردها
exploited class طبقه بهره ده
abovestairs طبقه بالا
input stage طبقه ورودی
heaviside layer طبقه هویساید
superordinate class طبقه فراگیر
superstratum طبقه فوقانی
intellectual class طبقه روشنگر
category طبقه افراد
input stage طبقه اولیه
initial stage طبقه نخستین
enlisted personnel طبقه افراد
lower class طبقه عوام
castes طبقه منفصل
class v supplies اماد طبقه 5
class of suplies طبقه کالاها
power output stage طبقه خروجی
class limits حدود طبقه
main stage طبقه اصلی
low power stage طبقه کم قدرت
non producing class طبقه نامولد
classless society جامعه بی طبقه
multi stage چند طبقه
modulator stage طبقه مدولاسیون
peasntry طبقه روستایان
feminity طبقه زنان
caste طبقه منفصل
lower floor طبقه تحتانی
double church کلیسا دو طبقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com