Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
half pint
کوتاه تر از مقدارمتوسط
Other Matches
variance
میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
blast
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
pantywaist
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
short quard
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
hurdle step
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
dwarfish
کوتاه
puny
قد کوتاه
stocky
کوتاه
miniatures
کوتاه
concise
کوتاه
miniature
کوتاه
liliputian
قد کوتاه
stockiest
کوتاه
stockier
کوتاه
curtal
کوتاه
stunts
کوتاه
scut
دم کوتاه
of short duration
کوتاه
pigmy
کوتاه
pigmy
قد کوتاه
shorter
کوتاه
dumpy
کوتاه
shortest
کوتاه
little
کوتاه
low
کوتاه
synoptic
کوتاه
stunt
کوتاه
pygmies
کوتاه
pygmies
قد کوتاه
short
<adj.>
کوتاه
pygmy
کوتاه
pygmy
قد کوتاه
fleeting
<adj.>
کوتاه
curt
<adj.>
کوتاه
concise
<adj.>
کوتاه
succinct
کوتاه
short
کوتاه
down
کوتاه
pigmies
قد کوتاه
bas relif
کوتاه
stunting
کوتاه
succinct
<adj.>
کوتاه
pigmies
کوتاه
shorten
کوتاه کردن
shorten
کوتاه تر کردن
formulated
کوتاه کردن
formulate
کوتاه کردن
shortened
کوتاه تر کردن
shortened
کوتاه کردن
short blast
بوق کوتاه
brief
کوتاه مختصر
briefed
کوتاه مختصر
scutter
دو باگامهای کوتاه
briefer
کوتاه مختصر
shuffle
گام کوتاه
lie down
استراحت کوتاه
shortens
کوتاه تر کردن
briefest
کوتاه مختصر
shortens
کوتاه کردن
razee
کوتاه کردن
abbreviates
کوتاه کردن
abbreviate
کوتاه کردن
short blast
سوت کوتاه
paddling
پاروی کوتاه
paddles
پاروی کوتاه
paddled
پاروی کوتاه
paddle
پاروی کوتاه
short-lived
کوتاه مدت
short lived
کوتاه مدت
short-range
کوتاه مدت
short range
کوتاه مدت
truncheons
چماق کوتاه
truncheon
چماق کوتاه
short return
برگشت کوتاه
anecdote
قصهء کوتاه
short run
مدت کوتاه
hare sighted
کوتاه بین
short precision
دقت کوتاه
short brittle
شکننده- کوتاه
short burst
رگبار کوتاه
short circuit
اتصال کوتاه
catnaps
چرت کوتاه
catnapping
چرت کوتاه
catnapped
چرت کوتاه
catnap
چرت کوتاه
shuffled
گام کوتاه
short drop
دراپ کوتاه
anecdotes
قصهء کوتاه
shuffles
گام کوتاه
shuffling
گام کوتاه
transients
فانی کوتاه
short period
دوره کوتاه
transient
فانی کوتاه
abbreviating
کوتاه کردن
idylls
قصیده کوتاه
low
کوتاه دون
short-wave
موج کوتاه
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
aphorisms
سخن کوتاه
aphorism
سخن کوتاه
lop sided
کوتاه و بلند
low frequency wave
موج کوتاه
mackinaw
کت کوتاه و سنگین
manakin
ادم کوتاه قد
bas-reliefs
برجسته کوتاه
bas-relief
برجسته کوتاه
bas relief
برجسته کوتاه
manikin
ادم کوتاه قد
short haul
خط سیر کوتاه
short-haul
خط سیر کوتاه
morello
گیلاس دم کوتاه
narrow minded
کوتاه نظر
let us be brief
کوتاه کنیم
abbreviated
کوتاه شده
idylls
چکامه کوتاه
idyll
قصیده کوتاه
idyll
چکامه کوتاه
idyl
چکامه کوتاه
intrim
کوتاه مدت
short wave
موج کوتاه
curt
کوتاه ومختصر
pygmy
ادم کوتاه قد
pygmies
ادم کوتاه قد
pigmies
ادم کوتاه قد
idyl
قصیده کوتاه
poops
صدای کوتاه
poop
صدای کوتاه
shortening
کوتاه شدگی
jog trot
یورتمه کوتاه
knurly
کوتاه قد کوتوله
novelet
داستان کوتاه
novella
رمان کوتاه
truncated
کوتاه کردن
truncate
کوتاه کردن
short-circuits
اتصال کوتاه
hide bound
کوتاه فکر
curtails
کوتاه کردن
curtailing
کوتاه کردن
curtailed
کوتاه کردن
curtail
کوتاه کردن
formulating
کوتاه کردن
stags
کوتاه کردن
stag
کوتاه کردن
lie-down
استراحت کوتاه
one track
کوتاه فکر
short-circuit
اتصال کوتاه
piaffer
یورتمه کوتاه
scurrying
مسابقه کوتاه
scurry
مسابقه کوتاه
scurries
مسابقه کوتاه
scurried
مسابقه کوتاه
clipping
کوتاه کردن
playlet
نمایش کوتاه
truncating
کوتاه کردن
formulates
کوتاه کردن
cutty sark
دامن کوتاه
correption
کوتاه کردن
brief description
شرح کوتاه
stumps
خپله کوتاه قد
stumping
خپله کوتاه قد
stumped
خپله کوتاه قد
stump
خپله کوتاه قد
corner-brace
حایل کوتاه
conte
داستان کوتاه
short-term
کوتاه مدت
spaces
زمان کوتاه
space
زمان کوتاه
spud
چاقوی کوتاه
spuds
چاقوی کوتاه
short-list
فهرست کوتاه
short-listed
فهرست کوتاه
short-listing
فهرست کوتاه
short-lists
فهرست کوتاه
tutu
دامن کوتاه
tutus
دامن کوتاه
britches
شلوار کوتاه
To back down .
کوتاه آمدن
drop in
<idiom>
دیدار کوتاه
bunny hop
پرش کوتاه
by pass
اتصال کوتاه
chopped
گام کوتاه
chop
گام کوتاه
in the short run
در کوتاه مدت
stumpy
کوتاه وپهن
canters
چهارنعل کوتاه
cantering
چهارنعل کوتاه
racked
چهارنعل کوتاه
rack
چهارنعل کوتاه
pops
پاس کوتاه
popped
پاس کوتاه
pop
پاس کوتاه
mezzanines
اشکوب کوتاه
mezzanine
اشکوب کوتاه
briefly
<adv.>
بصورت کوتاه
compendiously
<adv.>
بصورت کوتاه
racks
چهارنعل کوتاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com