Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
minimization
کوچک شماری کمینه سازی
Other Matches
minimalization
کمینه سازی
minimization
کمینه سازی
self depreciation
کوچک شماری خود
underestimation
سبک شماری سهل گیری ناچیز شماری
miniaturization
کوچک سازی
small scale integration
مجتمع سازی در مقیاس کوچک
ssi
Integartion Scale Small مجمتع سازی در مقیاس کوچک
packing
برنامهای که داده را در فضاهای ذخیره سازی کوچک قرار میدهد
packing
قرار دادن حجم زیاده داده در فضاهای ذخیره سازی کوچک
electrostatic
ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
single minimum
تک کمینه
minimally
کمینه
minimal
کمینه
min
کمینه
minimum
کمینه
minimising
کمینه کردن
minimised
کمینه کردن
minimizing
کمینه کردن
minimalism
کمینه گرایی
minimising
کمینه ساختن
minimized
کمینه ساختن
minimises
کمینه ساختن
minimises
کمینه کردن
minimized
کمینه کردن
minimizing
کمینه ساختن
minimised
کمینه ساختن
minimizes
کمینه کردن
minimize
کمینه کردن
minimizes
کمینه ساختن
double minimum
جفت کمینه
minimal cue
نشانه کمینه
minimize
کمینه ساختن
minimum
حداقل کمینه
minimum mortality
کمینه مرگ و میر
oblimin rotation
چرخش مایل کمینه
multiplication
بس شماری
goal average
گل شماری
tonnage
تن شماری
enumerative
شماری
ordinary least squares
کمینه مربعات خطی
[ریاضی]
ordinary least squares
[OLS]
کمینه مربعات خطی
[ریاضی]
chronometry
گاه شماری
enumeratoin
یکایک شماری
linage
سطر شماری
polled
رای شماری
self contempt
خوددون شماری
word count
واژه شماری
slights
ناچیز شماری
slighting
ناچیز شماری
trivialization
ناچیز شماری
polls
رای شماری
isomer couting
همپار شماری
poll
رای شماری
foliation
برگ شماری
slighter
ناچیز شماری
slight
ناچیز شماری
slighted
ناچیز شماری
multiplication tables
جدول بس شماری
slightest
ناچیز شماری
multiplication table
جدول بس شماری
irreducibility
حالت چیزیکه به کمینه رسیده و از ان دیگرکمترنمیشود
self consequence
خود فزون شماری
lineages
سطر شماری سویه
self effacement
ناچیز شماری خود
self incrimination
مقصر شماری خود
lineage
سطر شماری سویه
self imprtance
خود رابزرگ شماری
disparagement
خوار شماری کاهش
block counting test
ازمون مهره شماری
To be counting the days .
روز شماری کردن
royalty tonnage
ی که حق الامتیازبدان تعلق میگیردبتن شماری
self glorification
بزرگ شماری خود لاف
to pace off
با گام شماری جدا کردن
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
sound off
قدم شماری درهنگام رژه رفتن
Persian
[Iranian ]
calendar
گاه شماری ایرانی
[تقویم فارسی]
chronology
تاریخ شماری جدول یا شرح وقایع یاتاریخهای وابسته بانها
penny a liner
کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
CD
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
minute
کوچک
venule
رگ کوچک
smallest
کوچک
dimmers
کوچک
diminutive
کوچک
petit
کوچک
micro
کوچک
little
کوچک
smaller
کوچک
small
کوچک
small fry
کوچک
dinky
کوچک
half pint
کوچک
bantams
کوچک
bantam
کوچک
imminution
کوچک
micros
کوچک
puny
کوچک
ponceau
پل کوچک
floret
گل کوچک
whiffet
سگ کوچک
cerebellum
مخ کوچک
weenier
کوچک
short ton
تن کوچک
weeniest
کوچک
pilule
حب کوچک
fortalice
دژ کوچک
plumelet
پر کوچک
minus cule
کوچک
fractional
کوچک
plumule
پر کوچک
pipsqueaks
کوچک
minor
کوچک
gracile
کوچک
tiddly
کوچک
weensy
کوچک
petty
کوچک
runty
کوچک
canis minoris
سگ کوچک
thumbnails
کوچک
thumbnail
کوچک
exiguousness
کوچک
canis minor
سگ کوچک
pint size
کوچک
pint-size
کوچک
tiddlier
کوچک
tiddliest
کوچک
ickle
کوچک
culvert
پل کوچک
weeny
کوچک
minuscule
کوچک
pillule
حب کوچک
pipsqueak
کوچک
culverts
پل کوچک
seed bud
پر کوچک
prickle
خراش کوچک
turret
برج کوچک
whips
تاکل کوچک
minimizing
کوچک شمردن
minimized
کوچک شمردن
prickles
خراش کوچک
pocket lamp
لامپ کوچک
turrets
مناره کوچک
small tool
ابزار کوچک
whip
تاکل کوچک
dales
دره کوچک
whipped
تاکل کوچک
princeling
شاهزاده کوچک
point target
هدف کوچک
minimizes
کوچک شمردن
turret
مناره کوچک
dale
دره کوچک
turrets
برج کوچک
prickled
خراش کوچک
gullies
دره کوچک
shrunken
کوچک شدن
atrophying
کوچک شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com