English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
mending گردآوری شده برای تعمیر
Other Matches
deadlines منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
deadline منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
dock receipt قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
overhauled پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
maintenance window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
overhauling پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
service time window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
overhauls پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
mean متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
meaner متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
meanest متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
utilities'man متخصص تعمیر دستگاههای حرارتی و برقی تعمیر کارتاسیسات
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car. به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
roundups گردآوری
roundup گردآوری
fund-raising گردآوری اعانه
disrepair احتیاج به تعمیر نیازمند تعمیر
roundup گردآوری گلهی گاو
roundups گردآوری گلهی گاو
toolbox جعبه حاوی قط عات لازم برای تعمیر , نگهداری و نصب قط عات
overhauling برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
roundups دام های گردآوری شده
roundup دام های گردآوری شده
roundups سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
roundup سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
repairs تعمیر
renovation تعمیر
instauration تعمیر
upkeep تعمیر
repair تعمیر
service تعمیر
serviced تعمیر
maintenance تعمیر
repairing تعمیر
remaking تعمیر
mending تعمیر
face lifting تعمیر
repaired تعمیر
spot repair تعمیر در جا
patch up <idiom> تعمیر کردن
in disrepair محتاج تعمیر
serviceman تعمیر کار
out of repair نیازمند تعمیر
fix تعمیر کردن
repaired تعمیر کردن
maintenance نگهداری و تعمیر
reconditioning تعمیر مجدد
maintenance تعمیر و نگهداری
darn [conservate] تعمیر کردن
darner تعمیر کننده
fixes تعمیر کردن
to do up تعمیر رکدن
to patch up تعمیر کردن
serviceability تعمیر پذیری
serviceability قابلیت تعمیر
under repair تحت تعمیر
restoring تعمیر کردن
serviced تعمیر کردن
restores تعمیر کردن
rehash تعمیر کردن
field service تعمیر در محل
emergency repair تعمیر اضطراری
rehashed تعمیر کردن
rehashes تعمیر کردن
restored تعمیر کردن
service تعمیر کردن
repair تعمیر کردن
restore تعمیر کردن
reparation تعمیر عوض
retread process تعمیر مجدد
under repair در دست تعمیر
refashion تعمیر کردن
refit تعمیر کردن
mends تعمیر کردن
refits تعمیر کردن
gunner's mate تعمیر کارتوپ
over haul تعمیر اساسی
refitted تعمیر کردن
refitting تعمیر کردن
repair kit جعبه تعمیر
base repair تعمیر اساسی
patches تعمیر کردن
mended تعمیر کردن
aircraft repair تعمیر هواپیما
under repairing دردست تعمیر
repair time مدت تعمیر
spot repair تعمیر در محل
in bad repair نیازمند تعمیر
patch تعمیر کردن
mend تعمیر کردن
servicemen تعمیر کار
maintenance routine روال تعمیر و نگهداری
mean time to repair زمان میانگین تعمیر
maintenance work کار تعمیر و نگهداری
dry dock محل تعمیر کشتی
dry docks محل تعمیر کشتی
mean repair time زمان میانگین تعمیر
vamp وصله تعمیر کردن
upkeep هزینه نگهداری و تعمیر
docking report گزارش تعمیر ناو
dock حوضچه تعمیر ناو
steam fitter تعمیر کارلوله بخار
plate layer متصدی تعمیر خط اهن
rebuilds نوسازی تعمیر مجدد
rebuild نوسازی تعمیر مجدد
repair kit دست ابزاروسایل تعمیر
communication technician تعمیر کارفنی مخابرات
docks حوضچه تعمیر ناو
docked حوضچه تعمیر ناو
pattern generator مولد تعمیر کار
repair pit چاهک تعمیر اتومبیل
to repair the roof بام [خانه] را تعمیر کردن
maintenance shop کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
dry docks استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
dry dock استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
deffered maintenance تعمیر ونگهداری غیر معمولی
maintenance programmer برنامه نویس تعمیر ونگهداری
awaiting aircraft availability زمان انتظار درخط تعمیر
customers نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
terminal خرابی که قابل تعمیر نیست
fit call رده یکم تعمیر و نگهداری
motor tool ابزار و وسایل تعمیر اتومبیل
serviced بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
floating dock حوضچه شناور تعمیر کشتی
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
remote servicing تعمیر و نگهداری از راه دور
terminals خرابی که قابل تعمیر نیست
customer نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
remote maintenance تعمیر و نگهداری از راه دور
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
unserviceable غیرقابل تعمیر غیر قابل توزیع
accumulation time زمان تحت تعمیر بودن وسیله
awaiting aircraft availability زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
to repair a flat tire لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
Can you repair my car? آیا میتوانید اتومبیلم را تعمیر کنید؟
green run اولین گردش موتور نو یا تازه تعمیر
to mend a puncture لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
relaying برداشتن و دوباره جاگذاری سنگفرشهابرای تعمیر
bodywork ساختن یا تعمیر اتاق و بدنهی اتومبیل
Can you get it repaired? آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
problem یافتن علامت و روش رفع و تعمیر خطا یا مشکل
steeplejack بنا یا تعمیر کار برج و مناره و دود کش بخاری
Can you mend this puncture? آیا میتوانید این پنچری تایر را تعمیر کنید؟
problems یافتن علامت و روش رفع و تعمیر خطا یا مشکل
dock trials ازمایشهای بعد از تعمیر ناو ازمایش قبل از دریانوردی
steeplejacks بنا یا تعمیر کار برج و مناره و دود کش بخاری
shipyard کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
shipyards کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
graving dock اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
custodian فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
custodians فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
maintenance قرارداد با شرکت تعمیری که بررسیهای مرتب و تعمیر با قیمت مخصوص در صورت خرابی دارد
heaps مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heap مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heaping مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
gas fitter فیتر یا مکانیکی که لولههای گاز و لوازم گاز منازل رانصب و تعمیر میکند
docking plan نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
splices تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
splice تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
spliced تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
splicing تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
repaired درست کردن جبران کردن تعمیر
repair درست کردن جبران کردن تعمیر
recall برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalled برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
narrative یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narratives یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recalls برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
c استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
bins محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
teacloth رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloths رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
no show مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
revenue tax مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
bin محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
iil دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
double استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com