Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
tetraspore
گروهی متشکل ازچهار هاگ
Other Matches
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
batch
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
organized
متشکل
formant
متشکل
organising
متشکل کردن
organises
متشکل کردن
organizes
متشکل کردن
organizing
متشکل کردن
organize
متشکل کردن
endarch
متشکل در خارج
unaligned
غیر متشکل
gimmal
متشکل ازقطعات مرتبط
reorganizing
دوباره متشکل کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
party
دسته متشکل جمعیت
bitty
متشکل از قطعات ریز
reorganizes
دوباره متشکل کردن
nation-state
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation state
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
council of entent
متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
nation-states
حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
geodesic dome
گنبد متشکل ازسطوح هندسی
e c s c (european coal & steel commissio
سازمان متشکل ازنمایندگان بلژیک
stanzaic
متشکل از چند بند شعر
beam column framing
ساختمان با قابهای متشکل ازتیر و ستون
diarchy
سیستم حکومت متشکل از دو رکن مستقل
lignocellulose
مواد سلولزی متشکل بافتهای چوبی
nordic council
شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
recombinant
موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
craft union
اتحادیه متشکل از متخصصین فن یاصنعت یا حرفه خاص
DNA double helix
[یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
jo bolt
نوعی پرچ با دندانههای داخلی متشکل از سه قسمت
association for women in computing
متشکل از افرادی که پردازش کامپیوتر علاقه مند هستند
bilateral infrastructure
سازمان داخلی متشکل ازاعضای دو جانبه تشکیلات دوجانبه
master slave computer system
یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
wrap round engine
موتور توربوجت متشکل ازقسمت مرکزی ان که با کانال رم جت مجزایی احاطه شده است
reed valve
شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
cellulose nitrate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
capacitor intel filter
شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
tripling
سه گروهی
triples
سه گروهی
trimerous
سه گروهی
congregational
گروهی
group atmosphere
جو گروهی
tripled
سه گروهی
communal
گروهی
communally
گروهی
gregarious
گروهی
triple
سه گروهی
rollpin
پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
multipropellant
سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
Common Market
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
open loop system
مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
cuno filter
نوعی فیلتر متشکل از تعدادی دیسک که توسط تیغه هایی ازهم جدا شده اند
cellulose acetate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
syntality
شخصیت گروهی
team game
بازی گروهی
bulk properties
خواص گروهی
proximate analysis
تجزیه گروهی
clustered devices
دستگاههای گروهی
one shot lubrication
روغنکاری گروهی
collective protection
حفافت گروهی
team teaching
تدریس گروهی
deck switch
کلید گروهی
group contagion
سرایت گروهی
group discussion
بحث گروهی
group drive
محرکه گروهی
group dynamics
پویش گروهی
group factors
عاملهای گروهی
group theory
نظریه گروهی
group membership
عضویت گروهی
group norms
هنجارهای گروهی
group pressure
فشار گروهی
group printing
چاپ گروهی
group selector
سلکتور گروهی
group consciousness
اگاهی گروهی
group test
ازمون گروهی
group acceptance
پذیرش گروهی
group frequency
بسامد گروهی
mameluke
عضو گروهی
group interview
مصاحبه گروهی
espirit de corps
روحیه گروهی
intergroup
میان گروهی
gang punch
منگنه گروهی
gang switch
کلید گروهی
sociogram
نگاره گروهی
groupware
ابزار گروهی
group structure
ساخت گروهی
quadrilles
رقص گروهی
esprit de corps
روح گروهی
mass media
رسانههای گروهی
quadrille
رقص گروهی
media
رسانههای گروهی
batch quantity
کمیت گروهی
corporation
گروهی از مردم
corporations
گروهی از مردم
Republican
جمهوری گروهی
Republicans
جمهوری گروهی
group velocity
سرعت گروهی
logograph
چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
branch
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
logogram
چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
cluster mill
فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
branches
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
directive group therapy
درمان رهنمودی گروهی
bursts
گروهی از خطاهای پیاپی .
group teaming
ریخته گری گروهی
synecology
بوم شناسی گروهی
ring
[algebraic structure]
حلقه گروهی
[ریاضی]
gang milling cutter
دستگاه فرز گروهی
marathons
جلسه گروهی طولانی
marathon
جلسه گروهی طولانی
group occulating light
چراغ ناپیوسته گروهی
group identification
همانند سازی گروهی
group casting
ریخته گری گروهی
between group variance
پراکنش میان گروهی
cluster controller
کنترل کننده گروهی
within group variance
پراکنش درون گروهی
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
broadside messing
ناهار خوری گروهی
burst
گروهی از خطاهای پیاپی .
particular baptists
گروهی از تعمید کنندگان
warm gas thruster
جت پیش راننده متشکل از گازذخیره شده با فشار زیاد که قبل از بیرون رانده شدن ازنازل گرم شود
cursor
گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
gulping
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
retreat
انزوا
[گروهی برای مدتی]
gulps
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
ochlocracy
حکومت عامه یا گروهی ازمردم
storage pool
گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
gulped
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
band
گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
group teaming plate
صفحه ریخته گری گروهی
gulp
گروهی از کلمات معمولا دو بایت
bytes
گروهی از بیتها یا ارقام باینری
cursors
گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
byte
گروهی از بیتها یا ارقام باینری
synecologic
وابسته به بوم شناسی گروهی
to be the odd one out
<idiom>
نامشابه
[دیگران در گروهی]
بودن
bands
گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
be a fifth wheel
<idiom>
آدم اضافی یا زاید
[در گروهی از آدمها]
retreat
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
lashkar
گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
packages
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
packaged
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
eminence
پر مقام
[بالا رتبه]
در گروهی یا پیشه ای
package
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
terman group test of mental ability
آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
to wriggle one's way
بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
combined staff
ستاد مختلط ستاد متشکل از پرسنل نظامی چند کشور در عملیات
unified command
نیروهای متحد فرماندهی متحده یکانهای متحده متشکل از چندنیرو یا کشور
western european union
اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
e f t a (european free trade association
اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
batch processing
سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
fox-hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
octet
گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
fox hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
odd man out
<idiom>
آدم
[چیز]
اضافه یا زاید
[در گروهی از آدمها]
batch
گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
media hype
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
do one's bit (part)
<idiom>
کار گروهی بنا به مقدار وقت واستعداد
batches
گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
media circus
تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
uniservice
متشکل ازیک نوع یکان یا یک نوع نیروی مسلح
central treaty organization
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
collective bargaining
مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
bungee
ریسمان الاستیکی متشکل ازرشتههای لاستیکی که توسط الیاف بافته شده نخی پوشانده شده
to handle something
چیزی را تحت کنترل آوردن
[وضعیتی یا گروهی از مردم]
radical economists
منظور گروهی ازاقتصاددانان کلاسیک مانندمالتوس و مارکس میباشد
gulping
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
cpu
گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
gulp
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulped
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulps
گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
wheatstone bridge
مداری متشکل از مقاومتهای معلوم و مجهول که توسط ان میتوان مقاومت مجهول رادقیقا اندازه گیری کرد
combined arms army
ارتش مختلط ارتش متشکل از نیروهای مرکب
bipropellant
سوخت راکت متشکل از دو جزء سوخت و اکسیدکننده
colony
موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم
[مانند زندان]
contact party
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
groups
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
to call the roll
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
motor pool
گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
folder
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
enterprise
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
folders
گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
enterprises
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
monrovia powers
اتحادیهای سست بنیان متشکل از 91کشور افریقایی که اولین باردر سال 1691 طی کنفرانسی که نمایندگان این کشورها درمونروویا واقع در لیبریاتشکیل داده بودند وجود پیداکرد
worded
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
secure electronic transactions
استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
word
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
packets
گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
packet
گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com