Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (5 milliseconds)
English
Persian
inclusion
گنجایش
aptitude
گنجایش
aptitudes
گنجایش
burden
گنجایش
burdens
گنجایش
content
گنجایش
contenting
گنجایش
capacities
گنجایش
capacity
گنجایش
capaciousness
گنجایش
volume capacity
گنجایش
Other Matches
filed capacity
گنجایش میدانه
field capacity
گنجایش زراعی
channel capacit
گنجایش مجرا
channel capacity
گنجایش کانال
effective capacity
گنجایش مفید
dead weight tonnage
گنجایش باری
dead storage
گنجایش مرده
energy content
گنجایش انرژی
cranial capacity
گنجایش جمجمه
fan out
گنجایش خروجی
code capacity
گنجایش رمزرسانی
fan in
گنجایش ورودی
gross tonnage
گنجایش حجمی
vital capacity
گنجایش حیاتی
net register tonnage
گنجایش خالص
storage capacity
گنجایش انباره
total reservoir storage
گنجایش کل مخزن
saturation capacity
گنجایش اشباع
register capacity
گنجایش ثبات
pulmometry
سنجش گنجایش شش
practical capacity
گنجایش عملی
possible capacity
گنجایش ممکن
memory capacity
گنجایش حافظه
incapacious
بی گنجایش ناقص
caliber
گنجایش استعداد
active storage
گنجایش مفید
active capacity
گنجایش مفید
modules
حوزه گنجایش
module
حوزه گنجایش
capacity
گنجایش استعداد
capacity
توانایی گنجایش
capacities
گنجایش استعداد
producing
گنجایش تولید
effective storage
گنجایش مفید
at the top of one's bent
تا سرحد گنجایش
capacities
توانایی گنجایش
basic capacity
گنجایش مبنا
bulk storage
انباره پر گنجایش
basic capacity
گنجایش پایه
bearing capacity
گنجایش تحمل
pulmometer
الت سنجش گنجایش شش
capacious
گنجایش دار گشاد
block coefficient
ضریب گنجایش ناو
tankage
گنجایش تانک یا مخزن
truckloads
به گنجایش یک ماشین باری
truckload
به گنجایش یک ماشین باری
farad
واحد گنجایش برق
tonnage
گنجایش کشتی برحسب تن
useable reservoir storage
گنجایش مفید مخزن
available storage capacity
گنجایش مفید مخزن
expanded , capacity
زیاد کردن گنجایش
to gauge a person
گنجایش یا اخلاق کسیراسنجیدن یا ازمودن
pneumatoneter
الت سنجش گنجایش تنفس ریه
fluid ounce
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounces
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
unformatted
گنجایش دیسک مغناطیسی پیش از فرمت
loads
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
gauger
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
load
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
Shannon's Law
قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
gallonage
فرفیت چیزی بر حسب گالن تعداد گالنی که فرفی گنجایش دارد
metagnosticism
عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
micros
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
microcomputer
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micro
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
VHD
نوعی دیسک ویدیویی با گنجایش بالا که میتواند حجم زیادی داده را ذخیره کند
conventional RAM
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional memory
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
wavelength division multiplexing
روش افزایش گنجایش داده روی فیبرنوری بوسیله ارسال چندین سیگنال نوری با طول موج مختلف در یک فیبر
seconding
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
pondage
گنجایش حوض یا استخر انباشتن اب در حوض یااستخر
pack board
وسیله سیم کشی با گنجایش دو قرقره سیم
redundant
سیستم دیسک درایو سریع تا گنجایش بالا که از چندین درایو استفاده میکند که هر یک یک بایت از کلمه داده را ذخیره می کنند
peripheral
باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com